عبرتهای عاشورا ( فصل چهارم)
ریشه های عبرت انگیز حادثه عاشورا
عوام و خواص در حادثه عاشورا : (قسمت اول )
// خواص // یعنی کسانی که وقتی یک عملی انجام می دهند ، موضع گیری می کنند ، راهی را انتخاب می کنند که بر دیگران تاثیر گذار است و بیشتر بر اساس فکر و تحلیل عمل می کنند .
// عوام // یعنی کسانیکه خود ، صاحب فکر و تحلیل و تصمیم گیری نیستند ، بلکه تسلیم جو می شوند و بطور معمول از خواص پیروی می کنند . (۱)
نظر به اینکه هم در جبهه حق و هم در جبهه باطل ، عوام و خواص وجود دارند .
در داستان کربلا چهار گروه :
( الف ) خواص اهل حق . ( ب) خواص اهل باطل . ( ج ) عوام طرفدار حق . ( د ) عوام طرفدار باطل .
مورد ارزیابی قرار می گیرند .
الف ) خواص اهل حق :
خاصان حق طلب در طول تاریخ ، همواره با مشعل بصیرت ، تاریکی های جهل و خرافه را دریده و با تمام وجود از حق و حقیقت دفاع کرده و بر محور اولیای الهی سلسله حق پویان را تداوم بخشیده اند . و حماسه خونین عاشورا ، حلقه ای سترگ و جاودان از آن سلسله است که با همت هفتاد و دو راد مرد فداکار بوقوع پیوست و رنگ ابدیت بخود گرفت . گفته ها و نوشته ها در باره خواص عاشورا بسیاراست و تا قیامت نیز ادامه خواهد یافت . این راد مردان از ویپگی هایی بر خوردارند که آنان را از دیگران ممتاز می سازد . در زیر کوشیده ایم از این ویپگیها به اختصار سخن گوییم :
۱) ایمان :
رسول اکرم ص در باره یکی از یاران خاص خود به نام عمار یاسر فرمود : عمار ، سراسر ایمان است و ایمان با گوشت و خونش عجین گشته است . (۲) و این ویژگی در همه یاران امام حسین ع به چشم می آمد و یکایک آن مردان الهی سر آمد ایمان بخدا و پیامبر ص بودند و آنچه آنان را چون براده های آهن بسوی مغناطیس عشق و ایمان فرا می خواند ، همین ایمان آتشین بود : ایمان بخدا ، حسین ع ، درستی راه ، جهاد با دشمنان خدا و سعادت راستین .
در شب عاشورا ، امام حسین ع در سخنانی ، بیعت خویش را از گردن خویشان و یارانش بر داشت و به آنان فرمود : // هر کس از شما دست یکی از افراد خاندان مرا بگیرید و از مهلکه دور شوید ؛ زیرا هدف اصلی یزیدیان من هستم و آنان با شما کاری ندارند // .
سخنان رهبر حزب الله ، چون جرقه ای که در انبار باروت افتد ، سراپای آنان را شعله ور ساخت و گویی محکی بود که عیار ایمانشان را هویدا کرد و هر یک با تعبیری ، عشق و علاقه و ایمان خود را به آن حضرت اعلام کردند و جملگی گفتند :
جانمان فدای تو باد ! ما با چنگ و دندان از تو حمایت می کنیم تا در پیش رویت کشته شویم ؛ در آن صورت به پروردگارمان وفادار مانده ایم و وظیفه خویش به فرجام برده ایم . (۳)
۲) بصیرت :
قران مجید خطاب به رسول اکرم ص می فرماید : // قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی // ( یوسف :۱۰۸ ) بگو : این راه من است ، من و پیروانم با بصیرت کامل [دیگران را ] بسوی خدا فرا می خوانیم .
اصحاب امام حسین ع از این بصیرت قرانی بهره ای کافی داشتند و به وظیفه خویش بخوبی آگاه بودند و نیک می دانستند که چه می کنند و فرجام کارشان به رستگاری می انجامد . انس بن حرث کاهلی صحابی بزرگوار رسول خدا ص است . او در روایتی ، که شیعه و سنی نقل کرده اند ، گوید :
روزی در محضر رسول اکرم ص بودم . آن حضرت ، حسین ع را بر زانوی خود نشانده بود و فرمود : // این فرزند من در جایی از سرزمین عراق کشته می شود . هر کس او را [در آن ایام ] مشاهده کند ، باید به یاری اش بشتابد // .
انس با چنین شناختی با ابا عبدالله ع همراه شد و او را یاری کرد تا به شهادت رسید . (۴)
حبیب بن مظاهر نیز از اصحاب رسول خدا ص است . او در سه جنگ صفین ، جمل و نهروان ، در رکاب امیرمومنان ع با دشمنانش جنگید و از خواص آن حضرت و خازن علوم سری ایشان بود . حبیب بن مظاهر بسیار کوشید تا برای یاری امام ، سپاه گرد آورد و در کوفه به یاری مسلم بن عقیل شتافت و از دست اندرکاران بیعت مردم با مسلم بود .
او در هنگام نبرد نیز بسیار خوش درخشید و تلفاتی فراوان بر دشمن وارد ساخت . شهادت این سردار سلحشور و صحابی عارف ، برای جبهه حق بسیار ناگوار بود ؛ چنانکه امام از این رویداد بخدا پناه برد و فرمود : // خود و اصحاب با وفایم را به حساب خدا گذاشته ام // . (۵)
قیس بن مسهر صیداوی در میان راه مکه و کوفه ، از سوی امام حسین ع ماموریت یافت که نامه ای به مسلم بن عقیل و شیعیان کوفه برساند . قیس در نزدیکی کوفه در کمین ماموران کوفه افتاد و پیش از اسارت ، نامه امام را نابود کرد تا بدست دشمنانش نیفتد .
عبیدالله بن زیاد از این کار آگاهانه و جسورانه قیس ، بسیار خشمگین شد و او را مجبور کرد تا به منبر رود و به حضرت علی و امام حسین ع ناسزا بگوید . قیس از فرصت استفاده کرد ، به منبر رفت و خطاب به مردم گفت :
مردم ! حسین بن علی ، بهترین خلق خداست ؛ پسر دختر پیامبر است . من فرستاده او بسوی شمایم که از میان راه به اینجا آمده ام . بیاری او بشتابید !
آنگاه عبیدالله و پدرش را لعنت کرد و بر امیر مومنان درود فرستاد . عبیدالله ملعون نیز دستور داد او را از بالای کاخ فرو انداختند و بدین سان به شهادت رسید . (۶)
۳) شهادت طلبی :
یاران امام حسین ع در برابر زورگویان بنی امیه با بر خورداری از ویژگی ارزشمند شهادت طلبی ، منطق // پیروزی خون بر شمشیر // را به نمایش گذاردند و خصم زبون را در برابر این سلاح برنده ، خلع سلاح کرده و برای همیشه رسوای تاریخ ساخت .
در شب عاشورا ، وقتی امام حسین ع از قطعه قطعه شدن و شهادت سخن می گفت و خالصانه بیعت خویش را از یارانش بر داشت ، ویژگی شهادت خواهی آنان چنان به جوش آمد که سخنانی بیاد ماندنی بر زبان آوردند .
پیش از همه حضرت ابوالفضل و دیگر برادران و عموزاده های او خطاب به امام حسین ع گفتند : خداوند لحظه ای ما را پس از سرور و مولایمان باقی نگذارد ، زندگی پس از شما برای ما ننگ است.
مسلم بن عوسجه گفت : خدا هر گز مرا پس از شما زنده نگذارد . بخدا سوگند ، دست از تو بر نمی دارم تا نیزه ام را در سینه این نابکاران خرد کنم و با سنگ و شمشیر از شما دفاع خواهم کرد و از شما جدا نخواهم شد تا جان دهم .
سعید بن عبدالله گفت : من تا پای جان ایستاده ام تا وصیت پیامبر ص را در باره شما عملی سازم و اگر هفتاد مرتبه مرا بسوزانند و دوباره زنده شوم،چنین خواهم کرد تا چه رسد به یک بار کشته شدن !
زهیر بن قین گفت : ای پسر پیامبر ! من دوست دارم هزار بار در دفاع از شما کشته شوم !
دیگر اصحاب امام ع نیز سخنانی از این قبیل بر زبان آوردند (۷) و همگی مصمم بودند تا در راه آرمان مقدس احیای حق و نابودی باطل از عزیزترین سرمایه خویش بگذرند . افزون بر مردان میانسال و کهنسال ، جوانان و نوجوانان مانند حضرت علی اکبر ع و حضرت قاسم ع نیز در آن میان خوش درخشیدند و شور و شوق آنان به شهادت ، صفا و جلایی دیگر داشت . (۸)
۴) پرستش و نیایش :
خاکساری و راهیابی به درگاه ایزد منان و پرستش و نیایش ، محور زندگانی مومنان است و آنان می دانند که بدون آن ، هیچ عملی ارزش ندارد و اصحاب امام حسین ع از این ویژگی در حدی والا بهره می بردند .
در باره مسلم بن عوسجه ، نقل است که او مردی شریف ، راز دار ، عابد و اهل نیایش بود . (۹)
سوید بن عمرو نیز پیرمردی شریف و عابد بود که بسیار نماز می گذارد . (۱۰)
کنانة بن عتیق از عابدان کوفه بود . (۱۱)
همچنین سعید بن عبدالله از سران شیعیان کوفه و مشهور به شجاعت و عبادت بود . او در روز عاشورا ، وقتی امام حسین ع به نماز ظهر ایستاد ، خود را سپر آن حضرت قرار داد و از چپ و راست ، آماج تیر های دشمن قرار گرفت و با سر و دست و دیگر اعضایش ، باران تیر را دفع می کرد و اجازه نمی داد حتی یک تیر به امام حسین ع اصابت کند . پس از اتمام نماز عرضه داشت : ای پسر رسول خدا ص ، آیا وظیفه ام را به نیکی انجام دادم . امام در پاسخش فرمود : آری ، تو در بهشت نیز پیش روی من خواهی بود . سعید پس از شنیدن پاسخ امام ، به شهادت رسید . (۱۲)
حنظلة بن اسعد و نافع بن هلال از قاریان بر جسته قران بودند . (۱۳)
اصحاب امام حسین ع همگی ، اهل پرستش و تهجد و راز و نیاز با پروردگار بودند ؛
چنانکه حبیب بن مظاهر خطاب به سپاهیان یزید می گوید :
شما چه مردم بدی هستید که به جنگ عترت پیامبر ص و عابدان این مرز و بوم آمده اید ! اینان اهل تهجد و آمرزش سحرگاهند که بسیار ذکر خدا می گویند . (۱۴)
اشتیاق بسیار عاشورائیان به پرستش و دعا و مناجات سبب شد که جنگ از عصر تاسوعا به صبح عاشورا بیفتد و این ، تنها خواسته ای بود که یزیدیان از آنان پذیرفتند و امام حسین ع و همه یارانش ، شب عاشورا را هرگز نخوابیدند و تمام شب به مناجات و دعا و تلاوت قران و نماز پرداختند و صدای ناله و زاری شان فضای خیمه ها را عطر آگین کرده بود و صدای خوش تلاوت قران امام حسین ع گوش کروبیان را نوازش می داد و عاشقان شهادت پس از اقامه نماز صبح به امامت فرزند پیامبر ص و سرور جوانان اهل بهشت ، آماده جهاد در راه خدا شدند . (۱۵)
۵) ایثار :
حماسه عاشورا نمایشی از والاترین مرتبه ایثار بود و حماسه آفرینان عاشورایی آزادی و بیداری و رهایی جامعه اسلامی را بر زندگی خویش ترجیح دادند و با ایثار هر چه داشتند ، وظیفه ایمانی شان را به انجام رسانیدند . جلوه های برجسته ایثار آنان در جای جای واقعه کربلا مشعل راه حق پویان است .
نقل است : که حضرت ابوالفضل ع با کشتن شماری از مزدوران بنی امیه خود را به فرات رسانید و مشکی را از آب پر کرد . در آن هنگام مشتی آب به دهان خویش نزدیک ساخت ، ولی بیاد تشنگی امام حسین ع افتاد آب ننوشید و لب تشنه از فرات بیرون آمد و برای رساندن آب به خیمه ها مشغول نبرد شد . (۱۶)
امام سجاد ع از ویژگی های والای اخلاقی عمویش عباس ع و ایثار و فداکاری اش چنین یاد می کند : // رحم الله العباس فلقد اثر و ابلی و فدی اخاه بنفسه حتی قطعت یداه // (۱۷) خداوند عباس را رحمت کند . او ایثار کرد و به رنج افتاد و جان خویش را فدای برادر ساخت حتی دست هایش در این راه قطع شد .
حربن یزید ریاحی : که تا صبح عاشورا جزو فرماندهان یزید بود ، در لحظه های آغاز جنگ به خواص جبهه توحید و صف یاران امام حسین ع پیوست و همچنان که سوار اسب بود ، به امام عرض کرد :من از کرده خویش پشیمانم و نزدشما آمده ام تا به درگاه پروردگار توبه کنم وجانم را برای شما ایثار نمایم .
امام او را بخشید و بدو رخصت داد که به میدان رود و حر پیش از همه به صف دشمن زد و بسوی بهشت شتافت . (۱۸)
از منابع تاریخی بدست می آید که در روز عاشورا ، نخست اصحاب و یاران غیر بنی هاشمی امام ع بمیدان رفتند و سپس نوبت به بنی هاشم رسید . این حقیقت نشان دهنده روحیه ایثار و فداکاری آن راد مردان راه خداست ؛ چنانکه دیر به میدان رفتن بنی هاشم نیز از ایثار و سلحشوری شان خبر می دهد ، زیرا آنان به کشته شدن خویش یقین داشتند و هر چه زمان می گذشت ، گرسنگی و تشنگی ، فشار جبهه کفر ، ناگواری شهادت یاران و زخم و آسیب و دیگر مصایب ، سختی و رنج را افزون می کرد . از این رو ، آنان که زودتر به شهادت می رسیدند ، رنجی کمتر تحمل می کردند و بنی هاشم بدین دلیل دیرتر بمیدان رفتند .
خشنودی امام ع از خواص :
بی گمان ، اندیشه ، گفتار و کردار امام معصوم مورد رضایت خداوند است و رفتار و کردار امام حسین ع در رویداد کربلا نیز به گونه ای بود که خداوند به تمام و کمال از آن خشنود است ؛ چنانکه بنابر روایات ، آیه مبارکه زیر خطاب به آن امام همام ع است : // یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه // ( فجر : ۲۷-۲۸ ) ای نفس مطمئن ! بسوی پروردگارت باز گرد در حالی که تو از او و او از تو خشنود است .
همین رابطه میان امام و پیروانش بر قرار بود . آنان عاشق و شیفته امام بودند و به فرمان هایش ، بی چون و چرا تن در می دادند و با تحمل همه سختی ها و رنجها ، هیچ تردیدی بخود راه نمی دادند و بلکه اظهار شادی و خشنودی نیز می کردند .
نقل است شب عاشورا ، بریر با عبدالرحمن مزاح می کرد که عبدالرحمن گفت : بریر ! آیا اینک ، هنگام مزاح است ؟! بریر پاسخ داد : خاندان من می دانند که در جوانی و پیری اهل یاوه و مزاح نبوده ام ، ولی از اینکه در آستانه شهادتم ، بسیار خوشحالم . فردا با شمشیرهایمان به نبرد می رویم و از این روست که مزاح می کنم . (۱۹)
امام حسین ع نیز از وجود این ویژگی در یاران خود آگاه بود و خشنودی خود را از آنان به صراحت آشکار ساخت . در شب عاشورا ، وقتی امام ع بیعت خویش را از آنان بر داشت و آن پاسخهای حماسی را شنید ، فرمود : // من فردا به شهادت می رسم و همه شما که همراه من هستید ، جز فرزندم زین العابدین ، کشته می شوید // . آنان همگی گفتند : // خدایی را سپاس که ما را به یاری تو کرامت بخشید و به کشته شدن با تو شرافت داد . (۲۰)
همچنین نقل است : که امام پس از آن گفت و شنود به خیمه حضرت زینب س در آمد . خواهر از برادر پرسید : آیا یارانت را آزموده ای ؟! مبادا هنگام نبرد تنهایت بگذارند ! امام در پاسخ خواهر فرمود : بخدا سوگند یارانم را آزموده ام و آنان را جز جنگ آورانی پایدار نیافته ام که شوقشان به مرگ در راه من ، همچون ، شوق طفل به پستان مادر است . و نیز خطاب به یاران خود فرمود : // … انی لا اعلم اصحابا خیرا منکم و لا اهل بیت افضل و ابر من اهل بیتی // (۲۱) من یارانی بهتر از شما و خاندانی برتر و نیکوتر از خاندان خویش ، سراغ ندارم .
کوتاهی و خیانت خواص :
برخی از خواص اهل حق نیز در حادثه عاشورا نسبت به آرمان امام حسین ع خیانت کردند یا دست کم از اقدام بجا خودداری ورزیدند و سبب تقویت جبهه باطل شدند .
هانی بن عروه : از شیعیان مخلص ساکن در کوفه بود که مسلم بن عقیل را در خانه خود جای داد . عبیدالله ، هانی را دستگیر کرد و با چوبدستی سر و صورتش را شکست . گروهی از خویشاوندان و طرفداران هانی ، دارالعماره را محاصره کردند و خواستند او را آزاد کنند .
در این هنگام ، شریح بدستور عبیدالله میان مردم ظاهر شد و گفت : واهمه نداشته باشید ، هانی زنده است و آسیبی به او نرسیده است . مردم با شنیدن سخنان شریح آسوده شدند و به خانه های خود باز گشتند و بدین سان ، عبیدالله از خطری بزرگ رهایی یافت . (۲۲)
حضرت آیت الله خامنه ای ، در باره این خیانت شریح می فرماید : اگر شریح می رفت به مردم می گفت ، هانی زنده است ؛ اما توی زندان است و عبیدالله قصد دارد او را بکشد ، چون عبیدالله قدرت نگرفته بود ، مردم می ریختند هانی را نجات می دادند و با نجات هانی ، قدرت و روحیه پیدا می کردند ، می آمدند اطراف دارالعماره ، عبیدالله را می گرفتند یا می کشتند یا می فرستادند . کوفه می شد مال امام حسین ع دیگر واقعه کربلا اصلا اتفاق نمی افتاد . اگر واقعه کربلا اتفاق نمی افتاد ، یعنی امام حسین ع به حکومت می رسید . این حکومت ، اگر شش ماه هم طول می کشید ، برای تاریخ برکات زیادی داشت ، بیشتر هم می تواند طول بکشد . یک حرکت به جا ، یک وقت تاریخ را نجات می دهد ، یک حرکت نابجا ، تاشی از ترس و ضعف ، دنیا طلبی و حرص به زنده ماندن است ، گاهی تاریخ را در ورطه گمراهی می غلطاند . (۲۳)
شمار بسیاری از خواص ، زندگی دنیا را بر یاری امام حسین ع ترجیح دادند و در کربلا حضور نیافتند . بسیاری از اینان با اینکه از قیام امام حسین ع آگاه بودند ، بیاری اش بر نخاستند .
سلیمان بن صرد خزاعی : از اصحاب پیامبر گرامی اسلام ص ، مسیب بن نجبه فزاری ، از یاران امیر مومنان ع ، عبدالله بن سعد ، عبدالله بن وال ، رفاعة بن شداد بجلی و … از این گروهند . اینان در صف یاوران امام جای نگرفتند و پس از عاشورا بخود آمدند و دریافتند که دچار اشتباه شده اند و این اشتباه جبران پذیر نیست . اینان گر چه علیه دستگاه شیطانی بنی امیه قیام کردند و // نهضت توابین // را شکل دادند ؛ (۲۴) ولی هرگز به ثمرات پر بار همراهی با امام حسین ع دست نیافتند .
برخی از خواص نیز قیام و جان فشانی همراه با امام را با رفاه و آسایش خویش ناسازگار دیدند و کوشیدند آن حضرت را از قیام علیه حکومت اموی باز دارند و این کار تا روز عاشورا ادامه داشت . شخصی در منزل بطن عقبه با امام دیدار کرد و به آنحضرت توصیه کرد که باز گردد . (۲۵)
دو مرد اسدی نیز با امام ملاقات کردند و با دادن خبر شهادت مسلم و هانی ، از امام خواستند که بسوی کوفه نرود . (۲۶) طرماح بن عدی نیز نزدیک کوفه چنین کرد . (۲۷)
آنان در برخی موارد نشان دادند که به حقانیت راه امام حسین ع ایمان دارند ، ولی با این حال ، بخاطر دنیا و ترس از مرگ با او همراه نشدند و از این رو ، کوشیدند امام را از ادامه راه باز دارند . عبدالله بن مطیع عدوی به امام گفت : بخدا سوگند اگر با بنی امیه در افتی ، تو را خواهند کشت و اگر تو را بکشند ، دیگر به هیچ کس رحم نخواهند کرد. بی حرمتی به شما بی حرمتی به اسلام ، قریش و همه عرب است ، بنابراین ، چنین مکن و کوفه نرو و با بنی امیه در نیاویز . (۲۸)
سعد بن عبیده می گوید : در روز عاشورا و گرماگرم نبرد ، برخی از شیوخ کوفه را دیدم که بر تپه ای رفته ، می گریستند و از خدا می خواستند که حسین ع را یاری کند . به آنان گفتم : ای دشمنان خدا ، بجای دعا ، بروید او را یاری کنید ! (۲۹) حتی کسی چون عبدالله بن جعفر از عمرو بن سعید – حاکم اموی مکه – خواست که به امام نامه بدهد تا از مکه بعراق نرود . (۳۰)
منابع : (۱) اقتباس از سخنان مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان . (۲) بحار الانوار ج۱۹ص۳۵ . (۳) لهوف ص۱۵۳ . (۴) ابصار العین ص۹۹ . (۵) ابصار العین ص۱۰۰-۱۰۶ . (۶) همان ص۱۱۲-۱۱۳ . (۷) لهوف ص۱۵۱-۱۵۲ . (۸) ابصار العین ص۵۰-۵۱ ؛ بحارالانوار ج۴۵ص۳۴ . (۹) ابصار العین ص۱۰۷ . (۱۰) همان ص۱۶۹ . (۱۱) همان ص۱۹۹ . (۱۲) همان ص۲۱۶-۲۱۸ . (۱۳) ابصار العین ص۱۳۰-۱۴۷ . (۱۴) مقتل ابی مخنف ص۱۰۵ . (۱۵) همان ص۱۰۶-۱۱۳ . (۱۶) ابصار العین ص۶۲ . (۱۷) بحار النوار ج۴۴ص۲۹۸ . (۱۸) ابصار العین ص۲۰۸ . (۱۹) لهوف ص۱۵۵ . (۲۰) مقتل ص۲۶۰-۲۶۱ . (۲۱) لهوف ص۱۵۱ . (۲۲) مقتل ابو مخنف ص۳۸-۴۱ . (۲۳) سخنرانی در جمع لشکر ۲۷ محمد رسول الله ص (۲۴) مقتل ابو مخنف ص۲۴۸ به بعد . (۲۵) تاریخ طبری ج۵ص۳۹۹ . (۲۶) تاریخ طبری ج۵ص۳۹۷ . ( ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ ) همان صفحات ۴۰۶ و ۳۹۶ و ۳۹۲ و ۳۸۸ .
کسانی که مایلند ریشه حادثه عاشورا را بدانند که این ریشه از کجا سرچشمه گرفته و چگونه از ۱۳۰ سال قبل زمینه حادثه عاشورا بوقوع پیوسته و نیز اختلافات بنی هاشم و بنی امیه بر سر چه بوده و چه رابطه ای با همدیگر داشتند به موضوع فصل چهارم تاریخ اسلام در همین سایت مراجعه نمایند .
نویسنده: حسین شاهد خطیبی مدیر سایت لیلة القدر
التماس دعا


















