(فیلم)محل نزول عذاب الهی بر قوم حضرت صالح(ع)
عذاب الهی بر چه کسانی نازل می شود(فیلم)
قوم ثمود یکی از اقوامی بوده اند که به علت نافرمانی خداوند و رسول خدا حضرت صالح علیه السلام مورد عذاب حضرت حق قرار گرفته اند.
به گزارش بصیرت مکان این معجزه الهی که در ۴۰۰کیلومتری مدینه و در منطقه “العلا” می باشد یکی از مکانهایی است که گردشگران و زائران از آن بازدید به عمل می آورند ومحل عبرت است .
محل نزول این عذاب الهی که به شکل سنگواره در آمده است به منطقه «الحجر» معروف است و خداوند در سوره های متعدی از قرآن کریم به شرح این عذاب می پردازد که عبارتند از:هود،اعراف،شعرا،شمس و… و مىفرماید: قوم ثمود توسط صاعقه نابود شدند «فأخذتهم الصاعقة و هم ینظرون؛ در حالى که نظارهگر بودند، صاعقه آنها را درهم نوردید».
در ذیل چگونگی هلاکت این قوم به تفصیل بیان شده است:
خانهها و خدایان ثمودیان
مشاهده متن و دانلود فیلم در ادامه مطلب
قرآن کریم محل سکونت ثمودیان را مشخص نکرده و تنها از این آیه شریفه «وَثَمُودَ الَّذِینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالوادِ» برمىآید که خانههاى آنان در مناطق کوهستانى و یا تپههاى سنگى قرار داشته است و کلمه «واد» در آیه، همان «وادى القرى» است. بنابراین، جایگاه ثمودیان در این مکانها بوده است و بیشتر وقایعنگاران، منطقه «الحجر» را به عنوان مکانى که محل ثمودیان در آن بوده است، معین کردهاند و گفتهاند که در آنجا چاهى به نام «بئرهود» بوده که رسولاکرم(ص) در غزوه تبوک همراه یارانش در آنجا فرود آمد و اصحاب خویش را از خوردن آب آن و ورود به خانههاى آن سامان منع کرد.
قوم ثمود، بتهاى زیادى از جمله «ودّ» و «جد – هد» و «شمس» و «مناف» و «منات» و «لات» و دیگر بتهارا مىپرستیدند.
دعوت به پرستش خدا
خداوند پیامبر خود صالح را به سوى قوم ثمود فرستاد تا آنها را به پرستش او و ترک بتپرستى دعوت کند؛ این پیامبر بدانان مىگفت: اى قوم، خداى یگانه را بپرستید و کسى را شریک او قرار ندهید. هم اوست که شما را از خاک آفرید و به آبادانى آن واداشت و اسباب عمران و آبادى را برایتان فراهم ساخت. بنابراین، حال که خداوند این لطف بزرگ را در حق شما نموده، شایسته است که شما نیز نسبت به گناهانى که انجام دادهاید، از پیشگاه او آمرزش خواسته و به نزدش توبه کنید؛ زیرا خداوند به شما نزدیک است، و اگر مؤمنى اخلاص در دعا داشته باشد، خداوند دعاى او را مستجاب خواهد کرد:
وَإِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأَرضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّى قَرِیبٌ مُجِیبٌ؛(۱)
و به سوى ثمودیان برادرشان صالح را فرستادیم. او گفت: اى قوم، خدا را بپرستید، معبودى جز او ندارید، وى شما را از زمین آفرید و شما را به آبادانى آن وا داشت، بنابراین از او آمرزش بخواهید و به نزدش توبه کنید. پروردگارم به شما نزدیک بوده و دعایتان را مستجاب خواهدکرد.
اسرافِ کشنده
قوم ثمود، پیامبرى را که از سوى خدا برایشان فرستاده شده بود، تکذیب کردند و پذیراى دعوتِ وى براى پرستشِ خدا و یگانگى او نشدند؛ با اینکه او پیامبرى درستکار بود و براى انجام رسالتِ خویش مزد و پاداشى نمىخواست.
یکى از عاداتِ ثمودیان، زیادهروى در لذّات مادّى، چون خوردن و آشامیدن و بناى ساختمانهاى مجلّل بود، پیامبرشان حضرت صالح(ع) آنها را بر این کارشان نکوهش کرد و فرمود: آیا شما تصور مىکنید خداوند شما را در لذتهایى که از این نعمتها مىبرید، به حال خود رها ساخته و خویشتن را از عذاب الهى مصون مىدانید؟ چرا هرگونه که خود مىخواهید از باغ و بستانها و چشمهساران و کشتزارها و خرماى شیرین و تازه بهره مىبرید و از کوه براى خود خانههایى مىتراشید که در آن آسوده خاطر زندگى کرده و از آنها لذّت ببرید، ولى خدا را براین نعمتهاى فراوان سپاس نمىگویید؟ از خدا بترسید و رهنمودهایم را گردن نهید و از اسرافکارانى که با کفران و ناسپاسى و گناه، برخویشتن اسراف روا مىدارند و زمین را به فساد کشیده و بویى از درستکارى نبردهاند فرمان نبرید:
کَذَّبَتْ ثَمُودُ المُرْسَلِینَ * إِذ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَلا تَتَّقُونَ * إِنِّى لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ * وَما أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلّا عَلى رَبِّ العالَمِینَ * أَتُتْرَکُونَ فِى ما ههُنا آمِنِینَ * فِى جَنّاتٍ وَعُیُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِیمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ الجِبالِ بُیُوتاً فارِهِینَ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ * وَلا تُطِیعُوا أَمْرَ المُسْرِفِینَ * الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِى الأَرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ؛(۲)
قوم ثمود، پیامبران خدا را تکذیب کردند، آنگاه که برادرشان صالح بدانها گفت: آیا از خدا نمىترسید، من پیامبرى درستکار برایتان هستم. از خدا بیم داشته باشید و از من فرمان ببرید. من در قبال کارى که انجام مىدهم ازشما مزد و پاداشى نمىخواهم؛ زیرا خداوند پاداش مرا مىدهد. آیا گمان مىکنید در اینجا و در باغ و بستانها و چشمهساران و کشتزارها و نخلهایى با میوههاى نرم و تازه، آسوده خاطر رها مىشوید؟ خانههایى از کوه مىتراشید تا در آنها کامرانى کنید، پس از خدا بترسید و مرا فرمان برید و از اسراف کنندگان اطاعت نکنید، هم آنانکه در زمین، فساد و تباهى کرده و در پى درستکارى نیستند.
از جمله مطالبى که حضرت صالح(ع) بدانها مىفرمود این بود که:
وَاذکُرُوا إِذ جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْبَعْدِ عادٍ وَبَوَّأَکُمْ فِى الأَرضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الجِبالَ بُیُوتاً فَاذکُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِى الأَرضِ مُفْسِدِینَ؛(۳)
یاد آورید آنگاه که خداوند شما را پس از قوم عاد جانشین قرار داد و در زمین جایگزینتان ساخت تا از هموارىهاى آن براى ساختن کاخها استفاده کنید و از کوه براى خود خانههایى بتراشید، بنابراین، نعمتهاى خدا را یاد آورید و در زمین فساد و تباهى نکنید.
ثمودیان در پى معجزه
قوم ثمود، پند و اندرز حضرت صالح(ع) را نپذیرفتند و آن گونه که وى آنها را راهنمایى کرد، راه راست را نپیمودند، بلکه او را به هذیان گویى متهم ساختند و گفتند: جادو بر عقل و خِرَدش مستولى شده و بدو چنان وانمود کرده که فرستاده خداست. آنان ازحضرت خواستند معجزهاى بیاورد تا دلیل بر حقانیت پیامبرى او ازنزد خدا باشد. ازاین رو خداوند ماده شترى را که به صورت غیر عادى آفرید، برایشان فرستاد و بدانها دستور داد تا به آن شتر آسیبى نرسانند. نه آزار و اذیّت شود و نه آن را رَمْ دهند و نه وسیله سوارى قرار گیرد و نه ذبح شود. خداوند آب آشامیدن آن را در روز معین قرار داد و استفاده مردم را از آب، در روز دیگر مقرر فرمود و در صورت آسیب رساندنِ به آن شتر، آنها را به عذاب الهى تهدیدکرد و سلامت آنان را در گروِ سلامت آن شتر قرار داد:
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ المُسَحَّرِینَ * ما أَنْتَ إِلّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآیَةٍ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّادِقِینَ * قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَعْلُومٍ * وَلاتَمَسُّوها بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛(۴)
بدو گفتند: تو جادوگرى. تو مانند ما بشر هستى و اگر راست مىگویى نشانه و معجزهاى ارائه بده. صالح گفت: این شترى است که در روز مشخصى آب مىآشامد و شما نیز روز معینى براى آشامیدن آب دارید؛ بدان صدمه و آسیبى نرسانید، زیرا به عذاب روز قیامت گرفتار خواهید شد.
همچنین خداى متعال فرمود:
إِنّا مُرْسِلُواْ النّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ * وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الماءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ؛(۵)
ما این شتر را براى آزمایش آنها فرستادیم، مراقب آنان باش و صبر پیشه کن و آنها را آگاه ساز که آب میان آنان و این شترتقسیم شده و هر کدام روز مشخصى براى آشامیدن دارند.
اوج دشمنى
این شتر مدتى میان آنان بود و از گیاهان زمین تغذیه مىکرد و براى آشامیدنِ آب یک روز مىرفت و روز دیگر از خوردن آب باز مىایستاد. تردیدى نبود که این حالت عده زیادى از قوم صالح را به خود جذب کرده بود، چرا که آنها وجود این شتر را نشانهاى به صدق نبوت و پیامبرى حضرت صالح مىدانستند. اما این کار، طبقهاشراف را به وحشت انداخت و آنها بر نابودى دولت خویش و سپرى شدن قدرت و شوکتِ خود، بیمناک شدند؛ به همین دلیل براى نابودى شتر نقشهاى کشیدند و در قبالِ حضرت صالح(ع) و همراهان مؤمنِ وى موضعى خصمانه و کینهتوزانه گرفتند.
صالح(ع) متوجه نقشه آنان گردید و به آنها فرمود: اى قوم، چرا پیش از توبه، براى رسیدن عذابى که به شما وعده داده شده شتاب مىکنید؟ آیا از پروردگار خویش آمرزش نخواستید تا شما را مورد رحمت و لطف خود قرار دهد؟ ولى قوم او در پاسخش گفتند: ما تو و گروندگانِ همراهت را به فال بد مىگیریم، زیرا پس از آنکه تو رسالت خود را براى ما آوردى، قحطى و خشکسالى دامنگیر ما شد. صالح(ع) بدانها گفت: هیچ گونه چیزى که از آن فال بد گرفته شود وجود ندارد، اسباب و علل خیر و شر تنها در دست خداوند است و او با این قحطى و خشکسالى که در آن هستید، شما را در بوتهآزمایش و امتحان قرار داده تا شاید به خدا ایمان آورید:
قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ * قالُوا اطَّیَّرْنا بِکَ وَبِمَنْ مَعَکَ قالَ طائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ؛(۶)
گفت: اى قوم، چرا شما قبل از کار نیک، شتاب به گناه دارید؟ چرا از خدا آمرزش نخواستید تا شاید مورد لطف او قرار گیرید؟ گفتند: ما تو و همراهانت را به فال بد مىگیریم. وى گفت: فال بدِ شما نزد خداست، بلکه شما مردمى هستید که مورد آزمایش قرار گرفتهاید.
اشراف متکبّر، مؤمنان را بر ایمانشان مورد نکوهش قرار مىدادند، ولى مطمئن شدند مؤمنانى که از دیدگاه آنان خوار و ناتوان شمرده شدند، کسانىاند که به رسالت حضرت صالح ایمان آوردندهاند.
قالَ المَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ * قالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّا بِالَّذِى آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُونَ؛(۷)
سران قومش که تکبر ورزیده بودند، به کسانى که ناتوان شمرده شده بودند و ایمان آورده بودند، گفتند: آیا مىدانید که صالح از نزد پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: ما بدانچه او برایش فرستاده شده ایمان داریم. آنان که کبر ورزیده بودند. گفتند: ما به آنچه شما ایمان آوردهاید کافریم.
پى کردن شتر
بزرگان و اشراف قوم، وجود این مؤمنین و ناقه را میان خود تحمل نکردند؛ شاید به این بهانه که شترى قوى هیکل است و دیگر چهارپایان را ترسانده و رَمْ مىدهد، یا اینکه هنگام نیاز شدید به آب، این حیوان مانع استفاده آنها از آب است؛ و شاید بدین سبب بیمناک بودند که به واسطه وجود آن شتر، تعداد گروندگان به خدا افزایش یابد. شاید بتوان گفت تمام این جهات، آنها را به کشتن آن ناقه واداشت. با وجود اینکه پیامبر آمدنِ عذابِ الهى را به آنهإ؛ هشدار داده بود که در صورت آسیب رساندن به شتر، به هلاکت خواهند رسید، ولى آنان بىپروا به کشتن شتر اقدام کردند و از پیامبرخود خواستند براى اینکه ثابت کند فرستاده خداست، عذابى که آنها را بدان تهدید کرده بود، هر چه زودتر بر آنان وارد کند. حضرت صالح(ع) نیز در برابر این مبارزهجویى که آنها در مورد فرمان الهى از خود نشان دادند، بدانها اطلاع داد که پس از سه روز، عذاب الهى آنان را فرا خواهد گرفت:
فَعَقَرُوا النّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقالُوا یا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ کُنْتَ مِنَ المُرْسَلِینَ؛(۸)
شتر را پى کردند و از فرمان پروردگار خویش سرپیچى نمودند و گفتند: اى صالح، اگر تو پیامبرى، پس عذابى را که به ما وعده دادى برایمان بیاور.
فَعَقَرُوها(۹) فَقالَ تَمَتَّعُوا فِى دارِکُمْ ثَلاثَةَ أَیّامٍ ذلِکَ وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ؛(۱۰)
شتر را کشتند، صالح بدانهاگفت: سه روز در خانههایتان بیاسایید، و آن عذاب، وعدهاى راستیناست.
نقشه قتل صالح(ع)
میان قوم ثمود، نُه نفر [از سران آنها] وجود داشتند که بیش از دیگران در زمین فساد و تباهى کرده و کفر ورزیده بودند. این افراد بین خود نقشه قتل صالح را کشیده و سوگند یاد کردند که بر او و خانوادهاش شبیخون زده و به طور نهانى آنها را قتل عام کنند و زمانى که طرفداران و بستگانش در جستجوى قاتلین برآمده و مطالبه خون او کنند، آنان از این جرم اظهار بىاطلاعى کنند و با اطمینان بگویند که وقت کشته شدن او حضور نداشته و در آن دخالت نداشتهاند. اینان براى کشتن صالح و خانواده او نقشه خود را طراحى کردند، ولى خداوند اراده فرموده بود که پیامبر خود و خانوادهاش را نجات داده و توطئهگران را از ناحیهاى که خود نمىدانند، به هلاکت برساند.
وَکانَ فِى المَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِى الأَرْضِ وَلا یُصْلِحُونَ * قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّه لَنُبَیِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِناّ لَصادِقُونَ * وَمَکَرُوا مَکْراً وَمَکَرْنا مَکْراً وَهُمْ لایَشْعُرُونَ * فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّا دَمَّرْناهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ * فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خاوِیَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ فِى ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛(۱۱)
در آن شهر نُه تن [از سران قبیله] بودند که در زمین تباهى کرده و گامى در راه اصلاح برنمىداشتند. آنان گفتند: هم قسم شوید تا بر او و خانوادهاش شبیخون زنیم و سپس به اولیاى او بگوییم که ما در ماجراى کشتن او حضور نداشتهایم و در گفتار خود صادقانه هم هستیم. آنان مکر و حیلهاى کردند و ما نیز حیله و مکرى انجام دادیم، در حالى که آنها نمىدانستند. اکنون ببین سرانجام مکر و حیله آنها چه شد. ما آنان و بستگانشان را نابود کردیم، و اینها خانههاى خالى و بىصاحب آنهاست که در اثر ستم آنها ویران گشته است. براى آنان که دانا و آگاهند در این ماجرا درسى از عبرت وجود دارد.
نابودى ثمودیان*
همان گونه که خداى متعال مىفرماید: قوم ثمود توسط صاعقه نابود شدند «فأخذتهم الصاعقة و هم ینظرون؛ در حالى که نظارهگر بودند، صاعقه آنها را درهم نوردید». صاعقه عبارت از جریان الکتریستهاى است که میان دو جریان مثبت و منفى برق به وجود مىآید. بنابراین، اگر ابرى که داراى الکتریسته مثبت است به زمین نزدیک شود، در اثر نزدیک شدنِ آن، الکتریسته به وجود آمده و به الکتریسته منفى زمین برخورد مىکند و این جریانِ مثبت و منفى الکتریسته به هر جسمى که در زمین اصابت کند، اگر درخت یا انسان باشد، آن را طعمه آتش مىکند. سنگ را متلاشى و ساختمان را ویران مىسازد. میزان تخریب و انهدام صاعقه، بستگى به مقدار برق و نیروى الکتریسته مثبت و منفى دارد. و قرآن نیزگاهى از صاعقه به «رَجفه» و گاهى به «طاغیه» و گاهى به «صیحه» تعبیر فرموده است: «وَأَخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ»؛ «فَأَمّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّاغِیَةِ»؛ «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِى دارِهِمْ جاثِمِینَ». چون صاعقه داراى صدایى مهیب است، از این رو صیحه نامیده شده است و گاهى همراه با لرزش، همانند زلزله است که دلها در اثر آن به تپش مىافتد و گاهى صاعقه در جایى اتفاق مىافتد و تأثیرش آن مکان را تحت پوشش قرار مىدهد.
تعبیرات گوناگونى که قرآن از صاعقه ارائه مىدهد، تعبیر دقیقى است که آثار و علل و اسباب و جلوههاى آن را به وصف مىکشد.
۱- هود(۱۱) آیه ۶۱٫
۲- شعراء(۲۶) آیات ۱۴۱ – ۱۵۲٫
۳- اعراف(۷) آیه ۷۴٫
۴- شعراء(۲۶) آیات ۱۵۳ – ۱۵۶٫
۵- قمر (۵۴) آیات ۲۷ – ۲۸٫
۶- نمل (۲۷) آیات ۴۶ – ۴۷٫
۷- اعراف(۷) آیات ۷۵ – ۷۶٫
۸- اعراف(۷) آیه ۷۷٫
۹- خداوند پى کردن شتر را به این مستکبران کافر نسبت داده، در صورتى که یک تن از آنها دست به این کار یازیده است. چون قرآن در جایى دیگر مىفرماید: «فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر». چه اینکه این کافران با نقشهکشى خود و رضایتشان از این کار، شریک جرم در این قضیه هستند. از اینجا مىآموزیم که امت اسلامى در برابر کارهاى نیک و بد یکدیگر مسؤولیت دارند و اگر کار ناروایى را ببینند و با آنکه توانایى برابرى با آن را دارند، سکوت اختیار کنند، خداوند آنها را بر سکوتشان کیفر خواهد داد. به همین دلیل در قرآن آمده است: «و اتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصّة».
۱۰- هود(۱۱) آیه ۶۵٫
۱۱- نمل(۲۷) آیات ۴۸ – ۵۲٫
* کتاب همراه با پیامبران در قرآن ((مترجمان:خاکساران حسین و جلالی عباس))
(فیلم)محل نزول عذاب الهی بر قوم حضرت صالح(ع)
عذاب الهی بر چه کسانی نازل می شود(فیلم)





















ازتلاش مؤمنانه ومتعهدانه ومؤثرشماتشکرمیکنم.خداوند پاداش مبلغان صالح دینش رابه شماعطافرماید.جدا استفاده کردم.
dr.helmzade@gmail.com
سلام و درود
خدا خیرتون بده
فقط فیلم کیفیت بالا هم میذاشتید خیلی بهتر میشد
یا علی مددنا
tarikh85@yahoo.com