آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها »
لیست آیات
فقط آنان که از عذاب قیامت بترسند از قرآن پند و اندرز می گیرند
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخَافُ وَعِیدِ / ۴۵ : ق
ما به آنچه آنان میگویند داناتریم و تو مأمور به اجبار آنها نیستی.پس به وسیلة قرآن، کسانی را که از عذاب من میترسند متذکر ساز.
«یَخاف» از مادّة «خوف» به معنای ترسیدن است. «وَعید» هم به معنای بیمدادن یا خبرتهدیدآمیز یا وعدة بد است. یکی از ویژگیهای قرآن این است که کسانی میتوانند ازمواعظ و هشدارها و هدایت آن بهرهمند شوند که قلبی آماده و روحی پذیرای آیات الهیداشته باشند. صدها آیه از آیات حیاتبخش قرآن کریم دربارة قیامت و حشر و نشر وبهشت و جهنم و مرگ و قبر و برزخ است و فقط کسانی بهرة لازم را از قرآن میبرند کهفطرت الهیشان بیدار باشد و دنیا را محل گذار خود و آخرت را محل قرار خود بدانند.قرآن بارها به این حقیقت سورة ِ اشاره کرده است: «ما اَنزَلنا عَلَیکَ القُرء’انَ لِتَشقی’ اِلاّتَذکِرَةً لِمَن یَخشی’.» (قرآن را برای تو نازل نکردیم که به رنج بیفتی، جز اینکه برای هر کهمیترسد پندی باشد)؛
«وَ اَنذِر بِهِ الَّذینَ یَخافونَ اَن یُحشَرُوا.» (و به وسیلة این قرآن کسانی را که بیم دارند کهبه سوی پروردگارشان محشور شوند هشدار ده)؛
«اِنَّما تُنذِرُ الَّذینَ یَخشَونَ رَبَّهُم بِالغَیبِ.» (تو تنها کسانی را که از پروردگارشان در نهانمیترسند هشدار میدهی)؛
«اِنَّما تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَ خَشِیَ الرَّحم’نَ بِالغَیبِ.» (بیمدادن تو تنها کسی را سودمنداست که کتاب حق را پیروی کند و از رحمان در نهان بترسد.)
بشنو از قرآن چه نیکو دم زندزخمه بر سازِ دل آدم زند
تا کند بیدارش از خواب گراناز قیامت گوید و اهوال آن
با سکوتت نغمة قرآن شنوآنچه میگوید به گوش جان شنو
از مُزَمِّل از نبأ از انفطارگوش کن غوغای محشر آشکار
سورة زلزال و طور و قارعهیا که تکویر و قیامت واقعه
چون که هر یک وصف محشر را کنندخود قیامت زان سخن برپا کنند
* * *
این زمین در آن زمان پربلاناگهان چون زُلزِلَت زِلزالَها
از درونش اَخرَجَت اَثقالَهابا تعجب قالَ الاِنسان مالَها
مردگان خیزند بر پا کُلُّهمتا همه مردم یَرَوا اَعمالَهُم
هر که دارد ذرَّةٍ خَیراً یَرَهیا که آرد ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَه
* * *
آن زمان خورشید تابان کُوِّرَتکوههای سخت و سنگین سُیِّرَت
آبها در کام دریا سُجِّرَتآتش دوزخ به شدت سُعِّرَت
پس در آن هنگام جَنَّت اُزلِفَتخود بداند هر کسی م’ا اَحضَرَت
* * *
نامة کردار و گفتار بشرخود بود روشنگر هر خیر و شر
نامهای با جان او آمیختهمیشود بر گردنش آویخته
نامه یا نقش دقیق نفس اویا که از هر لحظه عمرش عکس او
نامة رد یا قبول بندگییا سرافرازی و یا شرمندگی
حکم عزّت یا عذاب هر کس استخود نمودار حساب هر کس است
قرآن: بیان کنندة قصص انبیاء و اقوام گذشته
تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْکَ مَا کُنتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ / ۴۹ : هود
اینها از خبرهای غیب است که ما آنها را به تو وحی میکنیم. پیش از این، نه تو آن رامیدانستی و نه قوم تو. پس شکیبا باش که فرجامِ ]نیک[ از آنِ تقواپیشگان است.
«أَنباء» جمع «نَبأ» است؛ و آن به معنی خبری است که محتوا و فایدة مهمی داشته و صریح وآشکار و خالی از هر گونه کذب باشد، به طوری که انسان به آن علم یا ظن غالب پیدا کند.
داستان در قرآن (قصص قرآن)
«قصّه» یعنی پیگرفتن اخبار و اثر گذشتگان؛ و «قِصَص» یعنی قصّهها؛ و «قَصَص» بهمعنای روایت کردن و بیان قصّههاست. «اَحسَنُ القَصَص» یعنی خوبترین بیان از قرآن،به گونهای بدیع و اسلوبی شگفت. قصّه جایگاه بلندی در تربیت نفس و تهذیب جان واخلاِ آدمیان دارد و هیچ قالب بیانی به قدر قصّه نافذ و مؤثر نیست؛ و این تأثیر شگرفبا بلاغت و اعجاز وحی بسی افزون میشود.
روایت شده است که وقتی پیامبر(ص) آیات ۱۳ تا ۱۶ سورة فصلت را، که بیان جریاننزول عذاب بر قوم عاد است برای یکی از سرکردگان فساد تلاوت کرد، لرزشی شدیدسراپای این فرد فاسد را گرفت و با پریشانی و خودباختگی پیامبر(ص) را سوگند داد که ازتلاوت قرآن بازایستد و با حال دگرگون، نزد قوم خود برگشت، چنان که دیگر آثار عناد واستکبار در چهرهاش پیدا نبود.
قصص قرآن به سان آیینهای است که خردمندان و اندیشمندان در آن عوامل پیروزی وشکست و خوشبختی و بدبختی و سعادت و شقاوت زندگی را میبینند و از آن پند وعبرت میگیرند؛ مکتبی است با محتوایی بسیار عظیم: «لَقَد کانَ فی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لاُِولِیالاَلبابِ.» داستانهای قرآن هیچیک افسانه و ساختگی و خیالی و دروغین نیست: «ما کانَحَدیِثاً یُفتَری'»؛ بلکه وحی بزرگ آسمانی است که کتب اصیل انبیای پیشین را نیز گواهیمیکند: «وَ لکِن تَصدیقَ الَّذی بَینَ یَدَیهِ»؛ و تمام آنچه را در سعادت و تکامل انساندخیل است به تفصیل بیان کرده است: «وَ تَفصیلَ کُلِّ شَیءٍ»؛ و هدایتگری است کهموجب رحمت برای مؤمنان است: «وَ هُدیً وَ رَحمَةً لِقومٍ یُؤمِنُونَ.»
آری، قصّههای قرآن مانند گزارش و شرح سرگذشت و ماجراهای واقعی است: «نَحنُنَقُصُّ عَلَیکَ نَبَأَهُم بِالحَقِّ»؛ و در واقع، به نوعی بیان احوال و سرگذشت همة انسانهاست.از این رو، مخاطبان را به تفکر دعوت کرده و فرموده است: «فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُمیَتَفَکَّرونَ»؛ و چون حامل بیان حقایق ناب توحیدی است، هم موجب آرامش خاطرپیامبر(ص) میشود و هم در دلهای مؤمنان امید میآفریند و به آنان نوید موفقیت میدهد:«وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیکَ مِن اَنباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَکَ وَ جاءَکَ فی ه'ذِهِ الحَقُّ وَ مَوعِظَةٌ وَذِکر'ی لِلمُؤمِنینَ.»
آیات قرآن حاوی دهها قصّه از نوع قصّههای کوتاه است. بعضی از آنها، مانند قصّةحضرت یوسف(ع)، فقط یک بار آن هم در سورة یوسف(ع) آمده است؛ اما بعضی ازآنها تکرار شده و بعضی قصّهها، مانند قصّة حضرت موسی(ع)، در حدود صدوبیستبار در جاها و به دلایل مختلف و از زوایای گوناگون و با تصویرسازی و عبارات متعددطرح شده است. راز این تکرار چیست؟ تکرار قصّههای قرآن ــ علاوه بر اینکه نشانةفصاحت است، زیرا بیان سخن واحد به گونههای مختلف است ــ فوایدی همچونتکمیل تصویرها و افزودن مطلبی به آن قصّه و، در پی آن، افزودن به قدرت تجسممخاطب دارد.
قرآن راز چگونگی آفرینش جهان هستی را می گشاید
قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ (۹) وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ (۱۰) ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ (۱۱) فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (۱۲) / ۹-۱۲: فصلت
بگو: «آیا این شمایید که واقعاً به آن کسی که زمین را در دو روز آفرید کفرمیورزید و برای او همتایانی قرار میدهید؟ اوست پروردگار جهانیان»؛ و درزمین، از فراز آن، کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد و خوردنیهای آن رادر چهار روز اندازهگیری کرد ]که[ برای خواهندگان، درست ]متناسب بانیازهایشان[ است. سپس آهنگِ ]آفرینشِ[ آسمان کرد؛ و آن دودی بود. پس بهآن و به زمین فرمود: «خواه مطیعانه خواه با اکراه بیایید.» آن دو گفتند:«فرمانپذیر آمدیم.» پس آنها را ]به صورتِ[ هفت آسمان در دو روز آفرید و، درهر آسمانی، کار ]مربوط به[ آن را وحی فرمود؛ و آسمانِ ]این[ دنیا را به چراغهاییآذین کردیم و ]آن را نیک[ نگاه داشتیم. این است تقدیر خداوند توانا و دانا.
اعجاز علمی قرآن کریم
با اینکه قرآن کتاب هدایت است و برای بیان راههای سعادت بشر نازل شده است و نهکتابی برای بیان مسائل علمی و با اینکه مردم عصر نزول قرآن در دنیایی پر از جهل ونادانی دربارة اسرار آفرینش به سر میبردند؛ قرآن، به دلیل اینکه سخنی از ناحیة علممطلق و بینهایت الهی است که فرمود: «قُل اَنزَلَهُ الَّذی یَعلَمُ السِّرَّ فِی السَّماواتِ وَ الاَرضِ»(بگو آن را کسی نازل کرده که اسرار آسمانها و زمین را میداند)، حاوی اشارات علمی واسرار و رموز عالم مادّی است که از آن به اعجاز علمی یاد شده است. برخی از آن مواردرا به اختصار و فهرستوار میآوریم.
ـ اشاره به ترکیبات متناسب و معین نباتات (ژنتیک): «وَ اَنبَتنا فیها مِن کُلِّ شَیءٍمَوزُونٍ.»
ـ موضوع باروری و تلقیح نباتات به وسیلة بادها: «وَ اَرسَلنَا الرِّیاحَ لَواقِـحَ.»
ـ قانون زوجیت موجودات: «سُبحانَ الَّذی خَلَقَ الاَزواجَ کُلَّها مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ وَ مِناَنفُسِهِم وَ مِمّا لایَعلَمونَ.»
ـ تصریح به حرکت گاهوارهای زمین: «اَلَّذی جَعَلَ لَکُمُ الاَرضَ مَهداً.»
ـ اشاره به کرویبودن زمین:«فَلا اُقسِمُ بِرَبِّ المَشارِِِ وَ المَغارِبِ اِنّا لَقادِرونَ.»
ـ دشواری تنفس با افزایش ارتفاع: «وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّـقاً حَرَجاً کَاَنَّمایَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ.»
ـ پوشش هوایی حافظ زمین: «وَ جَعَلنَا السَّماءَ سَقفاً مَحفُوظاً وَ هُم عَن 'ایاتِها مُعرِضونَ.»
علاوه بر اینها، خبردادن قرآن از حالات درونی انسانها و موضعگیریهای دوستان ودشمنان و روانکاوی انسانها را میتوان از موارد پیشگوییها شمرد. آیات (ع) سورة آلعمران و ۸ توبه و ۵ منافقون و ۵ لقمان و ۶ علق از این قبیل است.
قرآن از آیندة بشریت می گوید
۹ : صف
اوست کسی که فرستادة خود را با هدایت و دین حق فرستاد تااو را بر همة ادیان چیره گرداند، هرچند مشرکان را ناخوش آید.
از ابعاد مهم اعجاز قرآن خبردادن از غیب و آینده است ــ آیندهای که گذشت زماندرستی آن را به اثبات میرساند. رسول خدا(ص) فرمودهاند: «کِتابُ اللهِ فیهِ نَبَأُ ما قَبلَکُم وَخَبَرُ ما بَعدَکُم وَ حُکمُ ما بَینَکُم هُوَ الفَصلُ لَیسَ بِالهَزلِ.» (در قرآن، سرگذشت پیشینیان واخبار آیندگان و احکام و مقررات اجتماعی شماست. قرآن میزان تشخیص حق و باطلاست و شوخی نیست.) در قرآن، آیات فراوانی هست که خبر از آینده و حوادث آن دادهاست که ما به برخی از آنها فهرستوار اشاره میکنیم.
ـ خبر از پیروزی در جنگ بدر، با وجود کمی اصحاب پیامبر(ص) و جمعیت کثیردشمنان، در آیة ۷ سورة انفال.
ـ خبر از سرنوشتِ دشمنان پیامبر(ص) و خذلان و شکست کسانی که رسول خدا(ص)را مسخره میکردند، در آیات ۹۴ تا ۹۶ سورة حجر.
ـ پیشگویی شکست دشمن نیرومند اسلام در جنگ بدر، در آیة ۴۴ و ۴۵ سورة قمر.
ـ خبر از برتری دایمی پیروان مسیح بر یهودیان تا روز قیامت، در آیة ۵۵ سورة آل عمران.
ـ بشارت به مسلمانان تحت فشار کفار مبنی بر اینکه مخالفان هرگز نمیتوانند زیانیبه آنها برسانند، در آیة ۱۱۱ سورة آل عمران.
ـ اخبار غیبی دربارة دشمنان پیمانشکن، که نشانی بر صدِ دعوت پیامبر(ص) است،در آیات ۷ تا ۱۵ سورة توبه.
ـ پیشگویی درباة جنگ ایران و روم و غلبة پادشاه ایران بر سپاه روم، که در مدت کمتراز ده سال واقع گردید، در آیة ۲ و ۳ سورة روم.
ـ اخبار غیبی از آیندة اسلام و چیرگی و تسلط این دین بر همة آیینهای عالم، در آیات۹ سورة صف و ۳۳ توبه و ۲۸ فتح.
ـ خبر از داخلشدن ابولهب و همسرش در آتش، که خبر از ایماننیاوردن آنها تا آخرعمر نیز هست، در سورة مَسَد.
ـ همة آیاتی که در مقام اخبار با کلمات «سین» و «سوف» آمده است.
حکایت ثقلین
حضرت فاطمة زهرا۳ ثقل اصغر و همدوش و همتای قرآن کریم و مبیّن و مفسر آیاتوحی و خود قرآن ناطق و مادر یازده قرآن ناطق است. یکی از اسامی آن حضرت«مُحَدَّثَة» (یعنی کسی که با او حدیث گفته شده) است. از امام صادق(ع) دربارة وجهتسمیة حضرتش به «مُحَدَّثَة» پرسیدند، حضرت فرمودند: «از آن جهت حضرت فاطمهرا 'مُحَدَّثَة` نامیدند که ملایکه از آسمان فرود میآمدند و همان گونه که با حضرت مریمصحبت میکردند، میگفتند: 'یا فاطِمَةُ اِنَّ اللّهَ اصطَفی'کِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصطَفی'کِ عَل'ی نِساءِالعالَمینَ یا فاطِمَةُ اُقنُتی لِرَبِّکِ وَ اسجُدی وَ ارکَعی مَعَ الرّاکِعینَ`. ]ای فاطمه، خداوند تو رابرگزیده و پاک و طاهر کرده و بر دیگر زنان برگزیدة جهان برتری داده است. ای فاطمه،در پیشگاه پروردگارت خضوع کن و سجده کن و با رکوعکنندگان رکوع کن.[؛ و بدین سانفاطمه با آنان صحبت میکرد و آنان به او حدیث میگفتند.»
محصول این ارتباط مصحف فاطمه(س) است که در آن، از حلال و حرام بحث نشدهاست، بلکه اخبار آیندة جهان وتمام پادشاهانی را که بر زمین حکومت خواهند کرد و نیزمصیبتهایی را که بر فرزندان آن حضرت در طول زمان وارد خواهد شد در بر دارد. درتاریخ ثبت است که آن حضرت در دیدار با زنان مدینه نیز حوادث و عواقبی را برایجامعة اسلامی پیشبینی کردند که پس از چند سال اتفاق افتاد. روایات شیعه نشانمیدهد که این مصحف در زمانهای مختلف در نزد امامان معصوم: بوده و اکنون نیزنزد حضرت بقیةالله امام زمان (عج) است.
قرآن از اخبار غیبی آخرت می گوید
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (۹) الصف/۹یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ (۱۰۶) وَأَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (۱۰۷) تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ یُرِیدُ ظُلْمًا لِلْعالَمِینَ (۱۰۸) / ۱۰۶-۱۰۸ : آل عمران
روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه گردد؛ اما به سیاهرویان گویند: «آیا بعداز ایمانتان، کفر ورزیدید؟ پس به سزای آنکه کفر میورزیدید ]این[ عذاب رابچشید»؛ و اما سپیدرویان در رحمت خداوند خواهند بود و در آن جاودانهاند. اینها آیاتخداست که آن را به حق بر تو میخوانیم؛ و خداوند هیچ ستمی بر جهانیان نمیخواهد.
رازگویی قرآن کریم
«قرآن مانند انسان بسیار خردمندی است که اسرار گونهگونی را در درون دارد و آنها راتنها برای خواصی از یاران رازدارش آشکار میکند و با مردم تنها دربارة بعضی از مسائلسودبخش به حال آنان سخن میگوید؛ و مردم نیز به همان اندازه که سخن گفته استبهرهمند میشوند، در حالی که از باطن وی غافلاند و نمیدانند که در گنجینة سینة اوچیست؛ ولی اصحاب سرّ میدانند که وی حامل اسراری است. از این رو، پیدرپی، از اومیپرسند تا آنچه را در باطن دارد آشکار کند و یارانش را به سمت باطنش ره بنماید وآنان را از ظاهر به باطن سیر دهد.»
رسول خدا(ص) در این باره فرمودهاند: «ما اَنزَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ ‘ایَةً اِلاّ لَها ظَهرٌ وَ بَطنٌ وَکُلُّ حَرفٍ حَدٌّ و کُلُّ حَدٍّ مُطَّلَعٌ.» (خدای عزوجل هیچ آیهای نازل نکرد، مگر اینکه برای آنظاهری است و باطنی و هر حرفی از آن حدّی است و هر حدّی خبر دادهای). امامسجاد(ع) نیز فرمودند: «کِتابُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَل’ی اَربَعَةِ اَشیاءَ: عَلَی العِبارَةِ وَ الاِشارَةِ وَاللَّطائِفِ وَ الحَقائِقِ فَالعِبارَةُ لِلعَوامِّ وَ الاِشارَةُ لِلخَواصِّ وَ اللَّطائِفُ لِلاَولِیاءِ وَ الحَقائِقُ لِلاَنبِیاءِ»(کتاب خدای عزوجل بر چهار چیز است: عبارت (ظاهر)، اشاره، لطایف، حقایق؛عبارت برای عامة مردم است، اشاره برای خواص و لطایف برای اولیا و حقایق برایانبیا).
امام باقر(ع) هم فرمودند: «اِنَّ لِلقُرء’انِ بَطناً وَ لِلبَطنِ بَطنٌ وَ لَهُ ظَهرٌ وَ لِلظَّهرِ ظَهرٌ… وَلَیسَ شَیءٌ اَبعَدَ مِن عُقُولِ الرِّجالِ مِن تَفسیرالقُرء’انِ اِنَّ الا’یَةَ لَتَکونُ اَوَّلُها فی شَیءٍ وَ آخِرُها فیشَیءٍ وَ هُوَ کَلامٌ مُتَّصِلٌ یَتَصَرَّفُ عَلی’ وُجوهٍ» (همانا قرآن باطنی دارد و باطنش نیز باطنیدارد؛ و ظاهری دارد و ظاهرش نیز ظاهری دارد… از دسترس خرد مردان چیزی دورتراز تفسیر قرآن نیست. به درستی که آیة قرآن آغازش دربارة چیزی است و پایانش دربارةچیزی دیگر. قرآن گفتاری پیوسته است که به شکلها و معانی گوناگون حمل میشود).
حکایت ثقلین
اهل بیت: و عترت پیامبر(ص) قرآن عینی و پیوستة حقیقت قرآناند. آنان خود روحقرآن و ترجمان حقیقت قرآن و رازدار اسرار قرآناند. امام علی(ع) میفرمایند: «ذ’لِکَالقُرء’انُ فَاستَنطِقوهُ وَ لَنیَنطِقَ وَ لکِن اُخبِرُکُم عَنهُ.» (این قرآن است. پس آن را به سخندرآورید؛ و هرگز سخنی نمیگوید، ولی من از آن به شما آگاهی میدهم.)
نیز فرمودند: «هذَا القُرء’انُ اِنَّما هُوَ خَطٌّ مَستورٌ بَینَ الدَّفَّتَینِ لایَنطِقُ بِلِسانٍ وَ لابُدَّ لَهُ مِنتَرجُمانٍ وَ اِنَّما یَنطِقُ عَنهُ الرِّجالُ.» (این قرآن خط پنهانی است در میان دو جلد که با زبانسخن نمیگوید و باید مترجمانی داشته باشد؛ و فقط مردانی هستند که از آن سخنمیگویند.)
قرآن: معجزه ای از سوی خدا
أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا / ۸۲ : نساء
آیا دربارة قرآن نمیاندیشند؟ اگر از جانب غیرخدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسیاری مییافتند.
در قرآن مجید، آیات فراوانی هست که بر این نکته تصریح و تأکید دارد که قرآن سخنخداست که بر پیامبر اسلام نازل شده است. برخی از این آیات مستقیماً نازلکنندة قرآنرا خداوند معرفی کنند، مانند آیة «اَللهُ نَزَّلَ اَحسَنَ الحَدیثِ» (خداوند نیکوترین سخن رافروفرستاد)؛ و دستة دیگر آیاتی است که بر اساس آنها، نزول قرآن کار جمعی ازفرشتگان، خصوصاً حضرت جبرئیل امین، است؛ مانند: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الاَمینُ»(روحالامین آن را بر قلب تو فرود آورد)؛ و «قُل نَزَّلَهُ رُوحُ القُدُسِ مِن رَبِّکَ بِالحَقِ» (بگوقرآن را روحالقدس از سوی پروردگارت به حق فرود آورده است)؛ و «فی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍمَرفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَیدی سَفَرَةٍ کِرامٍ بَرَرَةٍ.» (قرآن در صحیفههایی ارجمند والا و پاک دردست سفیران گرامی و نیکوکار است.)
در حقیقت، این دسته از آیات با این مفهوم و معنا بیانگر این حقیقت هم هستند کهقرآن مجید سند نبوّت پیامبر اکرم(ص) و معجزة الهی است و به عنوان دلیل بر این مدّعا،هم باب تحدّی را باز کرده و فرموده است اگر شک دارید، قرآنی مثل این قرآن یاسورهای یا کلامی مثل آن بیاورید و هم در این آیة مورد بحث فرموده است عدماختلاف در قرآن و آیات آن نشان از این دارد که قرآن از سوی خداست، چه اینکه همةانسانها و همة اجزای عالم همه تحت سیطرة قانون تحول و تکامل عمومیاند، به طوریکه در بین کارها و سخنان و آثارِ یک انسان در طول زمان تفاوتهای بسیاری دیده میشود،تفاوت از نقص به کمال و تفاوتهایی که به صورت تناقض و منافات و مدافعه ظاهرمیشود؛ زیرا هر موجودی در امتداد زمان دستخوش جهات گوناگون و حالات متفاوتو آراء و نظریات مختلف است و این قانون و قاموسی کلی و جاری در همة کائنات است.مراد از این آیه این است که مردم را به تدبّر در آیات قرآنی ترغیب کند. تدبّر یعنی گرفتنچیزی بعد از چیز دیگر؛ و فرموده اگر به آیات، اعم از آیات مکی و مدنی یا محکم ومتشابه، مراجعه کنید و آیات را به یکدیگر ضمیمه کنید، برای شما روشن میشود کههیچ اختلافی در بین آنها نیست. آیات جدید قرآن آیات قدیم آن را تصدیق میکند، درحالی که این آیات در مدت ۲۳ سال در حالات مختلف و در شب و روز و در حضر وسفر و در صلح و جنگ و در سختی و خوشی و در تنگی و گشایش و در پیری و جوانینازل شده است؛ و با این همه، نه در بلاغتِ خارِالعاده و معجزهآسای آن و نه درمعارف عالیه و حکمتهای بلند آن و نه در قوانین اجتماعی و فردی آن، هیچ گونه اختلافیوجود ندارد، بلکه آخرین آیة آن همان حقیقتی را بیان کرده که اولین آیه درصدد بیان آنبوده است؛ و همین نبودِ اختلاف در قرآن مردم را به این امر رهبری میکند که قرآن کتابیاست که از طرف خدا نازل شده و نه از سوی کسی که مرور ایام و تحولات در او اثرگذارده باشد.
مرحوم علامة طباطبایی در تفسیر آیه فرمودهاند: از این آیه چند مطلب واضحمیشود:
۱) قرآن کتابی است که فهمهای عادی میتوانند آن را بفهمند و به مطالب آن برسند؛
۲) آیات قرآن مفسر یکدیگرند؛
۳) قرآن کتابی است که قابل نسخ و ابطال یا تکمیل وتهذیب نیست و چون قرآن دارای اختلاف نیست، پس تحول و تغییر در آن راه ندارد واین امر پایة اعجاز و فوق بشری بودن قرآن است.
ناتوانی جن و انس از آوردن کتابی مثل قرآن
قُلْ لَئِنْ اجْتَمَعَتْ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا / ۸۸ : اسراء
بگو: «اگر انسانها و پریان گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند؛مانند آن را نخواهند آورد، هرچند که یکدیگر را یاری دهند.»
تحدّی قرآن
قرآن مکرراً به اعجاز و فوِ بشریبودن خود صریحاً اشاره کرده است و ناباوران را بهمبارزه و هماوردی خوانده است. این موضوع و سه موضوع بعد از آن مسئلة تحدّی قرآنرا بیان میکند. «تحدّی» به معنای همانندخواهی است. تحدّی گاه به کل قرآن شده و گاهبه ده سوره و گاه به یک سوره و گاه به کلامی مثل کلام قرآن. با این شیوه، تحدّی از اشدّبه اخفّ شده است. این نوع تحدّی موجب بسیج همگانی نیروها برای همانندآوری قرآنمیشود؛ و بدین ترتیب، با شهامت و جرئت، ناتوانی همة جن و انس در همة اعصار وقرون را در مقابلة با قرآن اعلام کرده است و این خود اِخباری غیبی است که جز از ناحیةخداوند علیّ اعلا و عالمُ الغیب و الشهادة، امکان صدور ندارد.
خوش بیان کرد آن حکیم غزنویبهر محجوبان مثال معنوی
که ز قرآن گر نبیند غیرِ قالاین عجب نبود ز اصحاب ضلال
کز شعاع آفتاب پر ز نورغیر گرمی مینیابد چشمِ کور
خربَطی ناگاه از خرخانهایسر برون آورد چون طعّانهای
کین سخن پست است یعنی مثنویقصّة پیغمبر است و پیرَوی
نیست ذکر بحث و اسرار بلندکه دوانند اولیا آن سو سَمَند
از مقامات تبتّل تا فناپایه پایه تا ملاقات خدا
شرح و حدّ هر مقام و منزلیکه به پر زو بر پَرَد صاحبدلی
چون کتاب الله بیامد هم بر آناین چنین طعنه زدند آن کافران
که اساطیر است و افسانة نژندنیست تعمیقی و تحقیقی بلند
کودکان خُرد فهمش میکنندنیست جز امر پسند و ناپسند
ذکر آدم گندم و ابلیس و مارذکر هود و نوح و ابراهیم و نار
ذکر اسماعیل و ذبح و جبرئیلذکر قصد کعبه و اصحاب فیل
ذکر بلقیس و سلیمان و سباذکر داود و زبور و اوریا
ذکر طالوت و شعیب و صوم همذکر یونس ذکر لوط و قوم هم
ذکر حمل مریم و نخل و مخاضذکر یحیی زکریا و ریاض
ذکر یوسف ذکر زلف پُرخَمَشذکر یعقوب و زلیخا و غمش
ذکر صالح ناقه و تقسیم آبذکر ادریس و مناجات و جواب
ذکر الیاس و غریو و مرگ بینذکر قارون قصّة خسف زمین
ذکر خاص صبر ایوب نبیهذکر اسرائیلیان و سیر تیه
ذکر موسی و شجر طور و عصاخلع نعلین و خطابات و عطا
ذکر عیسی رفع و معراج و سماذکر ذوالقرنین و خضر و ارمیا
ذکر فضل احمد و خُلق عظیمشد قمر از معجزاتش هم دونیم
ظاهرست و هر کسی پی میبردکو بیان که گم شود در وی خِرد
گفت اگر آسان نماید این به تواین چنین آسان یکی سوره بگو
جِنَّتان و اِنستان و اهلِ کارگو یکی آیت ازین آسان بیار


















