بزودی بزودی
آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها » لیست آیات
موضوع: ج 6» بهار دلهاپنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸ بعد از ظهر ۵:۱۳

آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها »

لیست آیات

بدون اتصال به آسمان، هیچ سخن دانی نمی تواند ده سوره مثل قرآن بیاورد

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیَاتٍ وَادْعُوا مَنْ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنتُمْ صَادِقِینَ (۱۳) فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (۱۴) / ۱۳-۱۴ : هود

یا میگویند: «این ]قرآن[ را به دروغ ساخته است.» بگو: «اگر راست میگویید، شماهم ده سورة ساختگی مانند آن را بیاورید و، ]برای این کار[ غیر از خدا، هر که رامیتوانید فراخوانید.» پس اگر از عهدة اجابت ]درخواست[ شما برنیامدند، بدانید کهآنچه نازل شده به علم خداست و اینکه معبودی جز او نیست. پس آیا تسلیم نمیشوید؟

«اِفتری‌'» به‌ معنای‌ جعل‌ دروغ‌ و چیزی‌ از خود درآوردن‌ است‌. «مُفتَری‌» در سورة‌ قصص‌آیة‌ ۳۶ اسم‌ مفعول‌ آن‌ و به‌ معنای‌ ساخته‌شده‌ و «مفتریات‌» جمع‌ آن‌ است‌.

در آیة‌ ۱۲ این‌ سوره‌، خداوندمی‌ فرماید: «فَلَعَلَّک‌َ تارِک‌ٌ بَعض‌َ ما یُوحی‌' اِلَیک‌َ وَضائِق‌ٌبِه‌ِ صَدرُک‌َ اَن‌ یَـقولوا لَولا اُنزِل‌َ عَلَیه‌ِ کَنزٌ اَو جاءَ مَعَه‌ُ مَلَک‌ٌ اِنَّما اَنت‌َ نَذیرٌ وَ اللهُ عَل'ی‌ کُل‌ِّ شَی‌ءٍوَکیل‌ٌ.» (شاید تو پاره‌ای‌ از آنچه‌ را به‌ سویت‌ وحی‌ می‌شود ترک‌ کنی‌ و سینة‌ خود را بدان‌تنگ‌ داری‌ که‌ مبادا مردم‌ بگویند چرا بر او گنج‌ نازل‌ نشد یا فرشته‌ای‌ با او نیامد. تو فقط‌بیم‌دهنده‌ای‌ و خدا عهده‌دار همه‌ چیز است‌.)

در تفسیر نور چنین‌ آمده‌ است‌: «گاهی‌ کفار از پیامبر(ص) می‌خواستند کوههای‌ مکه‌ رابا معجزه‌ به‌ طلا تبدیل‌ کند یا فرشته‌ای‌ برای‌ تأیید او نازل‌ شود. از سوی‌ دیگر، بعضی‌ به‌خاطر بغض‌ و کینه‌ حاضر نبودند که‌ پیامبر(ص) آنچه‌ را مربوط‌ به‌ حضرت‌ علی‌(ع) است‌بیان‌ کند و اگر هم‌ بیان‌ می‌فرمود، نمی‌پذیرفتند. لذا پیامبر(ص) سینه‌اش‌ تنگ‌ و ناراحت‌می‌شد؛ و در نتیجه‌، پیام‌ آیات‌ را به‌ تأخیر می‌انداخت‌؛ و البته‌ این‌ با عصمت‌ پیامبر(ص)منافاتی‌ ندارد، زیرا گاهی‌ ابلاغ‌ پیام‌ الهی‌ فوری‌ نیست‌ و پیامبر(ص) هم‌ روی‌ ملاحظاتی‌،که‌ آن‌ هم‌ شخصی‌ نیست‌، بلکه‌ بر اساس‌ مصلحت‌ است‌، ابلاغ‌ آیات‌ را به‌ تأخیرمی‌انداخت‌؛ اما با نزول‌ این‌ آیه‌ ملاحظات‌ هم‌ کنار گذاشته‌ می‌شود و آیات‌ الهی‌ باقاطعیت‌ ابلاغ‌ می‌گردد. نظیر این‌ لحن‌ را خداونددر آیة‌ ۶۷ سورة‌ مائده‌ دارد: «یا اَیُّهَاالرَّسُول‌ُ بَلِّغ‌ ما اُنزِل‌َ اِلَیک‌َ مِن‌ رَبِّک‌َ وَ اِن‌ لَم‌ تَفعَل‌ فَما بَلَّغت‌َ رِسالَتَه‌ُ وَ اللهُ یَعصِمُک‌َ مِن‌َ النّاس‌ِاِن‌َّ اللهَ لایَهدِی‌ القَوم‌َ الکافِرین‌َ.» (ای‌ پیامبر، آنچه‌ از جانب‌ پروردگارت‌ به‌ سوی‌ تو نازل‌شده‌ ابلاغ‌ کن‌؛ و اگر نکنی‌، پیامش‌ را نرسانده‌ای‌؛ و خدا تو را از گزند مردم‌ نگاه‌ می‌دارد.آری‌، خدا گروه‌ کافران‌ را هدایت‌ نمی‌کند.)

احتمال‌ دیگری‌ هم‌ که‌ در آیة‌ ۱۲ سورة‌ هود است‌ اینکه‌ ترک‌ِ بیان‌ وحی‌، تنها دربارة‌برخی‌ افراد لجوج‌ بوده‌ که‌ پیامبر(ص) از هدایت‌ آنان‌ مأیوس‌ بوده‌ است‌؛ لکن‌ خداوندمی‌فرماید: گرچه‌ ایشان‌ ایمان‌ نخواهند آورد، تو وظیفة‌ خودت‌ را ترک‌ نکن‌.

در آیة‌ ۱۳، تحدّی‌ و همانندخواهی‌ به‌ ده‌ سوره‌ شده‌ است‌ و، در خلال‌ آن‌، برای‌تحریک‌ مخالفان‌، گفته‌ شده‌ است‌ که‌ همة‌ نیروهای‌ مادی‌ و غیرمادی‌ خود را برای‌ این‌امر به‌ کار گیرید. در آیة‌ ۱۴ فرموده‌ که‌ سرچشمة‌ قرآن‌ علم‌ بی‌نهایت‌ الهی‌ است‌، نه‌ اینکه‌آیات‌ الهی‌ املای‌ دیگران‌ به‌ پیامبر باشد. خلاصه‌ آنکه‌ قرآن‌ منشأ بشری‌ ندارد و محدودبه‌ زمان‌ و مکان‌ و نژاد و موقعیت‌ خاصی‌ نیست‌.

حتی از آوردن سوره ای مثل قرآن هم عاجزید

وَإِنْ کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنتُمْ صَادِقِینَ (۲۳) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ (۲۴) / ۲۳-۲۴ : بقره

و اگر در آنچه بر بندة خود نازل کردهایم شک دارید، پس ــ اگر راستمیگویید ــ سورهای مانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را ــ غیر خدا ــفراخوانید. پس اگر چنین نکردید ــ که هرگز نخواهید کرد ــ از آن آتشیکه سوختش مردمان و سنگها هستند و برای کافران آماده شده بپرهیزید.

در آیات‌ ۳۷ تا ۳۹ سورة‌ یونس‌ نیز می‌فرماید: «وَ ما کان‌َ هذَا القُرءان‌ُ اَن‌ یُفتَری‌' مِن‌ دُون‌ِ اللهِوَل'کِن‌ تَصدیق‌َ الَّذی‌ بَین‌َ یَدَیه‌ِ وَ تَفصیل‌َ الکِتاب‌ِ لا رَیب‌َ فیه‌ِ مِن‌ رَب‌ِّ العالَمین‌َ اَم‌ یَـقولون‌َ افتَر'یه‌ُقُل‌ فاتُوا بِسورَة‌ٍ مِثلِه‌ِ وَ ادعُوا مَن‌ِ استَطَعتُم‌ مِن‌ دُون‌ِ اللهِ اِن‌ کُنتُم‌ صادِقین‌َ بَل‌ کَذَّبوا بِما لَم‌یُحیطُوابِعِلمِه‌ِ وَ لَمّا یَأتِهِم‌ تَأویلُه‌ُ کَذ'لِک‌َ کَذَّب‌َ الَّذین‌َ مِن‌ قَبلِهِم‌ فَانظُر کَیف‌َ کان‌َ عاقِبَة‌ُ الظّالِمین‌َ.» (وچنان‌ نیست‌ که‌ این‌ قرآن‌ از جانب‌ غیر خدا ]و[ به‌ دروغ‌ ساخته‌ شده‌ باشد، بلکه‌ تصدیق‌می‌کند آنچه‌ پیش‌ از آن‌ بوده‌ است‌ و توضیح‌ آن‌ کتاب‌ است‌ که‌ در آن‌ تردیدی‌ نیست‌ ]و[از پروردگار جهانیان‌ است‌؛ یا می‌گویند «آن‌ را به‌ دروغ‌ ساخته‌ است‌.» بگو: «اگر راست‌می‌گویید، سوره‌ای‌ مانند آن‌ بیاورید و هر که‌ را جز خدا می‌توانید فراخوانید. بلکه‌ چیزی‌را دروغ‌ شمردند که‌ به‌ علم‌ آن‌ احاطه‌ نداشتند و هنوز تأویل‌ آن‌ برایشان‌ نیامده‌ است‌.کسانی‌ ]هم‌[ که‌ پیش‌ از آن‌ بودند همین‌ گونه‌ ]پیامبرانشان‌ را[ تکذیب‌ کردند. پس‌ بنگر که‌فرجام‌ ستمگران‌ چگونه‌ بوده‌ است‌.)

نکتة‌ قابل‌ توجه‌ در آیة‌ ۲۴ سورة‌ بقره‌ این‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ خبر از آینده‌ داده‌است‌: «وَ لَن‌ تَفعَلوا»؛ بدین‌ معنا که‌ هرگز و تا ابد همانندآوری‌ و هماوردی‌ با قرآن‌ امکان‌ندارد، زیرا «لَن‌» برای‌ نفی‌ ابد است‌. این‌ خود خبری‌ غیبی‌ و دلیلی‌ بر معجزه‌بودن‌ قرآن‌کریم‌ و فرستادة‌ خدابودن‌ِ این‌ کتاب‌ است‌؛ زیرا هر نیرومند و صاحب‌ فن‌ و هنر و قدرتی‌که‌ در مقام‌ تحدّی‌ و مبارزه‌طلبی‌ برآید حداکثر می‌تواند رقبای‌ عصر خود را بشناسد وخود را برتر از آنها بداند، ولی‌ این‌ فقط‌ خداوند است‌ که‌ فرموده‌ اگر همة‌ شما اجتماع‌کنید از جنّیان‌ هم‌ کمک‌ گیرید و پشت‌ به‌ پشت‌، یکدیگر را تقویت‌ کنید، از آوردن‌سوره‌ای‌ مثل‌ قرآن‌ عاجزید، زیرا قرآن‌ معجزه‌ است‌ و معجزه‌ یعنی‌ آنچه‌ خلق‌ از آوردن‌مثل‌ آن‌ عاجزند.

توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ هم‌ لازم‌ است‌ که‌ در تحدّی‌، منظور این‌ نیست‌ که‌ سخنی‌ همسان‌ وهمانند سخن‌ خدا بیاورند، به‌ گونه‌ای‌ که‌ در شیوة‌ بیان‌ و نحوة‌ تعبیرات‌ کاملاً همانند قرآن‌باشد، زیرا این‌ گونه‌ همانندی‌ جز با تقلید امکان‌پذیر نیست‌؛ بلکه‌ مقصود از تحدّی‌آوردن‌ سخنی‌ است‌ که‌ همچون‌ قرآن‌ از نظر معنویت‌ و تأثیر گذاری‌ والا و در درجة‌ اعلای‌بلاغت‌ و فصاحت‌ باشد.

این قرآن معجزه است. اگر قبول ندارید، کلامی مثل آن بیاورید

أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَا یُؤْمِنُونَ (۳۳) فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کَانُوا صَادِقِینَ (۳۴) / ۳۳-۳۴ : طور

یا میگویند: «قرآن را خود ساخته است.» ]نه،[ بلکه باورندارند. پس اگر راست میگویند، سخنی مثل آن بیاورند.

«تَقَوَّل‌َ» از مصدر «تَقَوُّل‌» به‌ معنای‌ این‌ است‌ که‌ آدمی‌ بخواهد چیزی‌ را به‌ زحمت‌ بگویدو تنها دربارة‌ دروغ‌گویی‌ استعمال‌ می‌شود، چون‌ دروغ‌گو می‌خواهد به‌ زحمت‌ باطل‌ را به‌صورت‌ حق‌ جلوه‌ دهد و به‌ این‌ منظور خود را به‌ زحمت‌ می‌اندازد. خداوند در آیات‌قبل‌ از این‌ می‌فرماید: «فَذَکِّر فَما اَنت‌َ بِنِعمَت‌ِ رَبِّک‌َ بِکاهِن‌ٍ وَ لا مَجنون‌ٍ اَم‌ یَـقولون‌َ شاعِرٌنَتَرَبَّص‌ُ بِه‌ِ رَیب‌َ المَنون‌ِ قُل‌ تَرَبَّصُوا فَاِنّی‌ مَعَکُم‌ مِن‌َ المُتَرَبِّصین‌َ اَم‌ تَأمُرُهُم‌ اَحلامُهُم‌ بِه'ذا اَم‌ هُم‌قَوم‌ٌ طاغُون‌َ.» (پس‌ اندرز ده‌ که‌ تو به‌ لطف‌ پروردگارت‌ نه‌ کاهنی‌ و نه‌ دیوانه‌ یا می‌گویند:«شاعری‌ است‌ که‌ انتظار مرگش‌ را می‌بریم‌.» بگو منتظر باشید که‌ من‌ ]نیز[ با شما ازمنتظرانم‌. آیا پندارهایشان‌ آنان‌ را به‌ این‌ ]موضع‌گیری‌[ وامی‌دارد یا ]نه‌[، آنها مردمی‌سرکش‌اند؟)

نکته‌ای‌ دربارة‌ اعجاز قرآن‌

قرآن‌ معجزة‌ جاوید پیامبر اسلام‌ و آخرین‌ و مهم‌ترین‌ معجزة‌ آن‌ حضرت‌ و نیز دقیق‌ترین‌و ظریف‌ترین‌ و لطیف‌ترین‌ و، در عین‌ حال‌، جامع‌ترین‌ معجزة‌ انبیای‌ الهی‌ در تاریخ‌ بشراست‌. قرآن‌ با شیواترین‌ سبک‌ و اسلوب‌ و رساترین‌ بیان‌ و استوارترین‌ محتوا و پیام‌ درسپهر فصاحت‌ و بلاغت‌ و استواری‌ گفتار و نوآوری‌ بیان‌ چنان‌ اوجی‌ گرفته‌ که‌ بشر هر چه‌پیشرفت‌ کند و برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ بکوشد باز از درک‌ تمام‌ حقایق‌ آن‌ عاجز و از آوردن‌مانند آن‌ ناتوان‌ است‌؛ و البته‌ همة‌ آیات‌ و سور قرآن‌ این‌ گونه‌اند؛ و قرآن‌ در همة‌ صفاتی‌که‌ مختص‌ به‌ آن‌ است‌، اعم‌ از بلاغت‌ و فصاحت‌ و معارف‌ و اخلاِ کریم‌ و شرایع‌ الهی‌ وقصص‌ و مواعظ‌ و اخبار غیبی‌، معجزه‌ است‌ و با همة‌ این‌ جاذبه‌ها، چنان‌ سلطه‌ای‌ بر دلهادارد که‌ باید آن‌ را «فرمانروای‌ دلها و یار خردها» نامید. تحدّی‌ بهترین‌ راه‌ برای‌ باورکردن‌این‌ حقیقت‌ است‌ که‌ قرآن‌ ساختة‌ بشر نیست‌ و هر کس‌ در این‌ حقیقت‌ آشکار و متقن‌شک‌ دارد همة‌ سخن‌دانان‌ و سخنوران‌ را جمع‌ کند تا نیروهای‌ خود را به‌ کار گیرند وسخنی‌ همچون‌ قرآن‌ زیبا و شیوا محکم‌ و استوار و حکیمانه‌ عرضه‌ کنند. دقت‌ در آیات‌تحدّی‌، که‌ ذکر آن‌ در این‌ موضوع‌ و موضوعات‌ قبلی‌ گذشت‌، نشان‌ می‌دهد که‌ در این‌آیات‌، خداوند هر نکته‌ و دقیقه‌ای‌ را که‌ مخالفان‌ را به‌ همانندآوری‌ تشویق‌ و ترغیب‌ وتحریک‌ کند بیان‌ کرده‌ است‌؛ از قبیل‌ اینکه‌ تحدّی‌ در چند نوبت‌ صورت‌ گرفته‌ تا آنان‌ را به‌کمک‌ گرفتن‌ از همة‌ نیروها تشویق‌ کرده‌ و در مورد ناتوانی‌ ابدی‌ آنها پیش‌گویی‌ کرده‌ است‌.

دانستنیهایی‌ از قرآن‌ (۱)

ناسخ‌ و منسوخ‌

«ما نَنسَخ‌ مِن‌ 'ایَة‌ٍ اَو نُنسِها نَأت‌ِ بِخَیرٍ مِنها اَو مِثلِها.» (هیچ‌ حکمی‌ را نسخ‌ نمی‌کنیم‌ و یانسخ‌ آن‌ را به‌ تأخیر نمی‌اندازیم‌، مگر اینکه‌ بهتر از آن‌ یا همانند آن‌ را جانشین‌ آن‌می‌سازیم‌.)

با توجه‌ به‌ این‌ آیة‌ شریفه‌ نسخ‌ و ناسخ‌ و منسوخ‌ در میان‌ آیات‌ کریمة‌ قرآن‌ وجود دارد،با این‌ توضیح‌ که‌ پایه‌های‌ اساسی‌ دین‌ در همه‌جا و همة‌ زمانها یکسان‌ است‌ و غیرقابل‌نسخ‌. لکن‌ تعداد محدودی‌ از احکام‌ نسخ‌ شده‌ است‌ که‌ آنها جزء آیات‌الاحکام‌ است‌،مانند آیة‌ ۱۴۴ سورة‌ بقره‌ که‌ نسخ‌ حکم‌ رو به‌ بیت‌المقدس‌ ایستادن‌ در نماز است‌ و حکم‌به‌ مقابل‌ کعبه‌ ایستادن‌ نیز آیة‌ ۲ نور که‌ حکم‌ موجود در آیة‌ ۱۵ سورة‌ را نسخ‌ کرده‌ است‌،نیز آیة‌ ۲۹ توبه‌ که‌ حکم‌ آیة‌ ۱۰۹ بقره‌ را نسخ‌ کرده‌ است‌.

نهایت فصاحت و بلاغت و زیبایی: اعجاز لفظی قرآن کریم

وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَیَا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِیَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ / ۴۴ : هود

و گفته شد: «ای زمین، آب خود را فرو بر؛ و ای آسمان، ]از باران[خودداری کن»؛ و آب فرو نشست و کار پایان یافت و ]کشتی[ بر جودیقرار گرفت؛ و گفته شد که «]رحمت خدا از[ قوم ستمگر دور باد.»

خداوند از آیة‌ ۲۵ این‌ سوره‌ داستان‌ حضرت‌ نوح‌(ع) و کشتی‌ ایشان‌ و طوفان‌سهمگین‌ و سوارشدن‌ مؤمنان‌ بر کشتی‌ و سرپیچی‌ گناهکاران‌ و فرزند ایشان‌ از همراهی‌با این‌ پیامبر خدا را مطرح‌ می‌کند. سپس‌، در آیة‌ ۴۴ (آیة‌ مذکور)، در عباراتی‌ بسیارکوتاه‌، اما رسا و زیبا و زنده‌ و کوبنده‌ و تکان‌دهنده‌، پایان‌ این‌ داستان‌ پرماجرا را در شش‌جمله‌ بیان‌ می‌کند. جمعی‌ از دانشمندان‌ عرب‌ این‌ آیه‌ را فصیح‌ترین‌ و بلیغ‌ترین‌ آیات‌ قرآن‌دانسته‌اند:

«وَ قیل‌َ یا اَرض‌ُ ابلَعی‌ مائَک‌ِ» (و گفته‌ شد: «ای‌ زمین‌ آب‌ خود را فرو بر»)؛

«وَ یا سَماءُ اَقلِعی‌» (و ای‌ آسمان‌، ]از باران‌[ خودداری‌ کن‌)؛

«وَ غِیض‌َ الماءُ» (و آب‌ فرونشست‌)؛

«وَ قُضِی‌َ الاَمرُ» (و کار پایان‌ یافت‌)؛

«وَ استَوَت‌ عَلَی‌ الجُودِی‌ِّ» (و ]کشتی‌[ بر کوه‌ جودی‌ قرار گرفت‌)؛

«وَ قیل‌َ بُعداً لِلقَوم‌ِ الظّالِمین‌َ.» (و گفته‌ شد: «]رحمت‌ خدا[ از قوم‌ ستمگر دور باد».)

صاحب‌ تفسیر مجمع‌البیان‌ در حدیثی‌ از امام صادق(ع) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ «در قرآن‌،در مسائل‌ اخلاقی‌، آیه‌ای‌ جامع‌تر از آیة‌ ۱۹۹ سورة‌ اعراف‌ نیست‌»: «خُذِ العَفوَ وَ أمُربِالعُرف‌ِ وَ اَعرِض‌ عَن‌ِ الجاهِلین‌َ.» (گذشت‌ پیشه‌ کن‌ و به‌ ]کار[ پسندیده‌ فرمان‌ ده‌ و از نادانان‌رُخ‌ برتاب‌.) حقیقتاً جمله‌های‌ کوتاه‌ و فشردة‌ این‌ آیه‌ متضمن‌ برنامه‌ای‌ جامع‌ و وسیع‌ وکلی‌ در زمینه‌های‌ اخلاِ اجتماعی‌ است‌؛ زیرا قوای‌ اساسی‌ انسان‌ عبارت‌ است‌ از قوة‌عاقله‌ و قوة‌ غضبیه‌ و قوة‌ شهویه‌ و اصول‌ فضایل‌ اخلاقی‌ انسان‌ بر این‌ اساس‌ بر سه‌قسمت‌ است‌: فضایل‌ عقلی‌، که‌ از آن‌ به‌ «حکمت‌» یاد می‌شود و در جملة‌ «وَ أمُر بِالعُرف‌ِ»خلاصه‌ شده‌ است‌؛ فضایل‌ نفسی‌، که‌ نامش‌ «عفت‌» است‌ و در «خُذِ العَفوَ» آمده‌ است‌؛ وتسلط‌ بر نفس‌ در برابر قوة‌ غضبیه‌، که‌ «شجاعت‌» است‌ و در «اَعرِض‌ عَن‌ِ الجاهِلین‌َ» به‌ آن‌امر شده‌ است‌.

نظم‌ْآهنگ‌ قرآن‌

به‌ هنگام‌ گوش‌دادن‌ به‌ آوای‌ قرآن‌، نظام‌ بدیع‌ و شیوای‌ صوتی‌ قرآن‌ جلب‌ توجه‌ می‌کند.در این‌ نظام‌، حرکات‌ و سکنات‌ واژگان‌ به‌ شکلی‌ است‌ که‌ هنگام‌ ادای‌ آنها آوایی‌ دلنشین‌به‌ گوش‌ می‌رسد و جان‌ و دل‌ مملوّ از شور و نشاط‌ می‌شود و دل‌ شیفتة‌ آن‌ می‌شود. «وَالطُّورِ وَ کِتاب‌ٍ مَسطورٍ فی‌ رٍَِّ مَنشُورٍ وَ البَیت‌ِ المَعمُورِ وَ السَّقف‌ِ المَرفُوع‌ِ وَ البَحرِالمَسجورِ.» این‌ آیات‌ نه‌ قافیه‌ و وزن‌ و مصراع‌بندی‌ دارد و نه‌ نثری‌ معمولی‌ است‌، درعین‌ حال‌، سرشار از نظم‌آهنگ‌ درونی‌ است‌؛ و این‌ رازی‌ از رازهای‌ قرآن‌ است‌ و هیچ‌ساختار ادبی‌ای‌ هم‌طراز آن‌ نیست‌.

برخی‌ از نظمهای‌ لفظی‌ سور بدین‌ شرح‌ است‌: تمام‌ آیات‌ سوره‌های‌ نساء و کهف‌ ومریم‌ و فرقان‌ و فتح‌ و دهر و جن‌ به‌ «اً» ختم‌ می‌شود؛ تمام‌ آیات‌ سوره‌های‌ اعراف‌ و نحل‌و انبیاء و مؤمنون‌ و شعراء به‌ «ن‌» ختم‌ می‌شود؛ تمام‌ آیات‌ سوره‌های‌ طه‌ و نجم‌ و اعلی‌ وضحی‌ و لیل‌ به‌ «ی‌» ختم‌ می‌شود؛ تمام‌ آیات‌ سورة‌ بینه‌ به‌ «ه‌» و سورة‌ بروج‌ به‌ «د» وسورة‌ قمر به‌ «ر» و مزّمّل‌ به‌ «لاً» پایان‌ می‌پذیرد.

تأثیر در جان مؤمنان: اعجاز معنوی قرآن

وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (۱۲۴) وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ کَافِرُونَ (۱۲۵) / ۱۲۴-۱۲۵ : توبه

و چون سورهای نازل شود، بعضی از آنان میگویند: «این ]سوره[ ایمان کدامیک از شما راافزود؟» اما کسانی که ایمان آوردهاند بر ایمانشان میافزاید و آنان شادمانی میکنند. اماکسانی که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حال کفر درمیگذرند.

از این‌ آیه‌ استفاده‌ می‌شود که‌ هیچ‌ سوره‌ای‌ از قرآن‌ در دلهای‌ شنوندگان‌ بی‌اثر نیست‌؛چون‌ شنوندگان‌ قرآن‌ یا مؤمن‌اند و سلیم‌القلب‌ که‌ ایمان‌ آنان‌ زیادتر می‌شود و از این‌ روشرح‌ صدر می‌یابند و رخساره‌شان‌ از بهجت‌ و سرور افروخته‌ می‌شود «وَ هُم‌ یَستَبشِرون‌َ»و یا اهل‌ شک‌ و نفاِاند و مریض‌القلب‌، که‌ همین‌ سوره‌های‌ قرآن‌ رجس‌ و ضلالت‌ آنها راافزون‌ می‌کند: «وَ ماتوا وَ هُم‌ کافِرون‌َ»، همچنان‌ که‌ قرآن‌ می‌فرماید: «وَ نُنَزِّل‌ُ مِن‌َ القُران‌ِ ماهُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَة‌ٌ لِلمُؤمِنین‌َ وَ لا یَزیدُ الظّالِمین‌َ اِلاّ خَساراً.» در تاریخ‌ اسلام‌، خصوصاًصدر اسلام‌، فراوان‌اند افرادی‌ که‌ با شنیدن‌ آیات‌ قرآن‌، در حالی‌ که‌ فطرتی‌ مستعد وآماده‌ داشتند، ایمان‌ آوردند. فضیل‌ عیاض‌ از این‌ افراد است‌؛ و حتی‌ نوشته‌اند که‌ پسر اودر کنار کعبه‌ در نزدیک‌ چاه‌ زمزم‌ ایستاده‌ بود که‌ شنید کسی‌ این‌ آیه‌ را می‌خواند: «وَ تَرَی‌المُجرِمین‌َ یَومَئذٍ مُقَرَّنین‌َ فِی‌ الاَصفادِ سَرابیلُهُم‌ مِن‌ قَطِران‌ٍ وَ تَغشی‌' وُجُوهَهُم‌ُ النّارُ.» (وگناهکاران‌ را در آن‌ روز می‌بینی‌ که‌ باهم‌ در زنجیرها بسته‌ شده‌اند، تن‌پوشهایشان‌ ازقطران‌ (قیر) است‌ و چهره‌هایشان‌ را آتش‌ می‌پوشاند.) پس‌ او تا این‌ آیه‌ را شنید آن‌چنان‌متأثر شد که‌ بر زمین‌ افتاد و از دنیا رفت‌.

حتی‌ گاهی‌ آنان‌ که‌ مؤمن‌ به‌ قرآن‌ و مکتب‌ توحید نبودند مجذوب‌ آیات‌ الهی‌ می‌شدند.نوشته‌اند که‌ به‌ هنگام‌ نماز شب‌، که‌ پیامبر آیات‌ شریفة‌ قرآن‌ را می‌خواندند، سران‌ مشرکان‌،ابوجهل‌ و ابوسفیان‌ و اخنس‌ بن‌ شریق‌، در سیاهی‌ شب‌ از خانة‌ خود بیرون‌ می‌آمدند وکنار دیوار خانة‌ پیامبر می‌رفتند تا به‌ صوت‌ دل‌نشین‌ قرآن‌ گوش‌ فرادهند.

ابوسلیمان‌ احمد بن‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ خطّابی‌ بُستی‌ در آغاز کتاب‌ اعجازالقران‌ خودمی‌نویسد: «در اعجاز قرآن‌، وجهی‌ دیگر هست‌ که‌ از بعضی‌ مردم‌ پوشیده‌ مانده‌، مگراندکی‌ از آنان‌؛ و آن‌ اثر آیات‌ قرآنی‌ در دلها و جانهاست‌. تو هیچ‌ سخنی‌ را از نثر و نظم‌مثل‌ قرآن‌ نمی‌شنوی‌، زیرا وقتی‌ قرآن‌ به‌ گوشها می‌رسد و در خاطره‌ها لذت‌ و شیرینی‌بیان‌ و معنی‌ به‌ وجود می‌آورد، جانها را بشارت‌ می‌دهد و دلها به‌ وسیلة‌ آن‌ روشن‌ و بازمی‌شود تا اینکه‌ از بهره‌اش‌ آن‌ گونه‌ نصیبی‌ می‌برد که‌ از ناآرامی‌ دور می‌شود و یا اینکه‌وجودش‌ از فرجام‌ ناهنجار کارهای‌ زشت‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آید و قرآن‌ و آیاتش‌ در میان‌ جان‌و سویدای‌ دلش‌ عقایدی‌ ثابت‌ به‌ وجود می‌آورد.»

حکایت‌ ثقلین‌

آنچه‌ به‌ شکل‌ مذکور به‌ تواتر در تاریخ‌ اسلام‌ و سیرة‌ عترت‌ طاهرة‌ پیامبر اکرم‌(ص) ثبت‌ وضبط‌ شد بیانگر این‌ حقیقت‌ است‌ که‌ گفتار و رفتار حضرات‌ معصومان‌: در موارد فراوانی‌با دلهای‌ مستعد و فطرتهای‌ بیدار آن‌ کرده‌ که‌ آیات‌ قرآن‌ با آن‌ دلها کرده‌ است‌. و این‌ کرامت‌ وفضیلت‌ مشترک‌ در بین‌ همة‌ معصومان‌: است‌ و مَثَل‌ِ اعلای‌ آن‌ تأثیرگذاری‌ حقانیت‌ رفتارو گفتار حضرت‌ سیدالشهداء، حسین‌ بن‌ علی‌، علیهماالسلام‌، در روز عاشورا و در کربلای‌مُعلاّ بر حر بن‌ یزید ریاحی‌ است‌. حر صاحب‌ همه‌ چیز بود و فرمانده‌ هزار سوار کوفه‌؛ اماندای‌ غربت‌ امام‌ حسین‌(ع) چنان‌ در جان‌ او نفوذ کرد که‌ ناگاه‌ خود را بین‌ دو راهی‌ بهشت‌ وجهنم‌ دید و گفت‌: «وَ اللهِ اِنّی‌ اُخَیِّرُ نَفسی‌ بَین‌َ الجَنَّة‌ِ وَ النّارِ فَوَاللهِ لااَختارُ عَلَی‌ الجَنَّة‌ِ شَیئاً وَ لَوقُطِّعت‌ُ وَ اُحرِقت‌ُ.» (اگرچه‌ بدنم‌ را پاره‌پاره‌ کنند و بسوزانند، جز راه‌ بهشت‌ را برنمی‌ گزینم‌.)«ثُم‌َّ ضَرَب‌َ فَرَسَه‌ُ قاصِداً اِلی‌ الحُسین‌َ وَ یَدُه‌ُ عَلی‌' رَأسِه‌ِ وَ هُوَ یَقول‌ُ اَللّهُم‌َ اِنّی‌ تُبت‌ُ اِلَیک‌َ فَتُب‌عَلَی‌َّ.» (مرکب‌ خود را جهانید و با نیتی‌ صادِ، عزم‌ حسین‌ کرد و دست‌ بر سر نهاده‌ بود ومی‌گفت‌: «خداوندا به‌ سویت‌ توبه‌ کردم‌. توبه‌ام‌ را بپذیر.») از امام‌ باقر(ع) حدیث‌ است‌ که‌«اِن‌َّ اَحادیثَنا یُحیِی‌ القُلُوب‌َ.» (سخنان‌ ما دلها ]ی‌ مستعد[ را زنده‌ می‌کند.)

قرآن همیشه با حق همراه است

وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا / ۱۰۵ : اسراء

و آن ]قرآن[ را به حق فرود آوردیم و به حق فرودآمد و تو را جز بشارتدهنده و بیمرسان نفرستادیم.

خداوند در این‌ آیه‌ می‌فرماید که‌ قرآن‌ آیتی‌ است‌ حق‌ که‌ به‌ همراهی‌ حق‌ نازل‌ شده‌ است‌.از این‌ رو، باطل‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ در آن‌ راه‌ ندارد و احدی‌ نمی‌تواند در آن‌ دخل‌ و تصرف‌ کند،نه‌ رسول‌ خدا(ص) و نه‌ غیر ایشان‌. نه‌ از ناحیة‌ خدا باطلی‌ در آن‌ راه‌ دارد و نه‌ از سوی‌غیرخدا. هم‌ انزالش‌ از سوی‌ خدا و هم‌ تنزیل‌ آن‌ به‌ وسیلة‌ پیامبر(ص) ــ همه‌ حق‌ است‌؛ ودر یک‌ کلام‌، قرآن‌ حق‌ است‌ و از مصدر حق‌ صادر شده‌ است‌: «فَما ذا بَعدَ الحَق‌ِّ اِلاَّالضَّلال‌ُ.» (و بعد از حقیقت‌ جز گم‌راهی‌ چیست‌؟)

از دیدگاه‌ قرآن‌، در آیات‌ الهی‌، در مرحلة‌ ضبط‌ وحی‌، تغییر و تبدیل‌ و کم‌ و زیادی‌صورت‌ نگرفته‌ است‌، زیرا «سَنُقرِئُک‌َ فَلاتَنسی‌'»؛ نه‌ در مرحلة‌ ابلاغ‌ وحی‌، که‌ «وَ ما هُوَعَلَی‌ الغَیب‌ِ بِضَنین‌ٍ»، و نه‌ تحریفی‌ در زیادگفتن‌ وحی‌، «وَ ما یَنطِق‌ُ عَن‌ِ الهَوی‌'»، و نه‌ درتصرف‌ و تغییر کلمات‌، که‌ «وَ لَو تَقَوَّل‌َ عَلَینا بَعض‌َ الاَقاویل‌ِ لاَخَذنا مِنه‌ُ بِالیَمین‌ِ ثُم‌َّ لَقَطَعنا مِنه‌ُالوَتین‌َ فَما مِنکُم‌ مِن‌ اَحَدٍ عَنه‌ُ حاجِزین‌َ»؛ و این‌ حقانیت‌ تا قیامت‌ برای‌ قرآن‌ باقی‌ است‌: «وَاِنَّه‌ُ لـکِتاب‌ٌ عَزیزٌ لایَأتیه‌ِ الباطِل‌ُ مِن‌ بَین‌ِ یَدَیه‌ِ وَ لا مِن‌ خَلفِه‌ِ تَنزیل‌ٌ مِن‌ حَکیم‌ٍ حَمیدٍ.»

از منظری‌ دیگر می‌توان‌ گفت‌ این‌ نوع‌ لحن‌ و اسلوب‌ سخن‌ خود حاکی‌ از حقانیت‌ است‌.ملاحظه‌ کنید که‌ خداوند با چه‌ قدرت‌ و استحکام‌ و اتقانی‌ می‌فرماید: «وَ بِالحَق‌ِّ اَنزَلناه‌ُ وَبِالحَق‌ِّ نَزَل‌َ»؛ و امثال‌ این‌ نحو بیان‌ در آیات‌ الهی‌ فراوان‌ به‌ چشم‌ می‌خورد: در آنجایی‌ که‌کافران‌ و مخالفان‌ قرآن‌ را قومی‌ سرسخت‌ و متکبر و لجوج‌ معرفی‌ کرده‌ است‌: «بَل‌ِ الَّذین‌َکَفَرُوا فی‌ عِزَّة‌ٍ وَ شِقاٍِ»؛ و آداب‌ و رسوم‌ نادرست‌ آنان‌ را بی‌ارزش‌ تلقی‌ کرده‌ است‌: «اِن‌هِی‌َ اِلاّ اَسماءٌ سَمَّیتُموها اَنتُم‌ وَ 'اباءُکُم‌»؛ و آنان‌ را قومی‌ بی‌منطق‌ و غافل‌ و نادان‌ می‌داند:«قُل‌ اَفَغَیرَ اللهِ تَأمُرُونّی‌ اَعبُدُ اَیُّهَا الجاهِلُون‌َ»، «اَکثَرَهُم‌ لایَعلَمُون‌َ»؛ و مخالفتشان‌ را برخاسته‌از نادانی‌ و پیروی‌ از شیطان‌ ارزیابی‌ کرده‌ است‌: «وَ مِن‌َ النّاس‌ِ مَن‌ یُجادِل‌ُ فِی‌ اللهِ بِغَیرِ عِلم‌ٍ وَیَتَّبِع‌ُ کُل‌َّ شَیطان‌ٍ مَریدٍ»؛ و پایان‌ کار آنان‌ را شقاوت‌ ابدی‌ اعلام‌ کرده‌ است‌: «وَ مَن‌ یَعص‌ِ اللهَ وَرَسُولَه‌ُ فَاِن‌َّ لَه‌ُ نارَ جَهَنَّم‌َ خالِدین‌َ فیها اَبَداً». آری‌، این‌ نوع‌ بیان‌ یکی‌ از ابعاد اعجاز قرآن‌ است‌.

دیل‌ کارنگی‌ می‌گوید: «با گشودن‌ قرآن‌، در سرآغازش‌، از دیدن‌ عبارت‌ 'لارَیب‌َ فیه‌ِهُدًی‌ للمُتّقین‌، به‌ حقیقت‌ متوجه‌ می‌شویم‌ که‌ آخرین‌ و کامل‌ترین‌ شرط‌ سخنوری‌ ونفوذ و تأثیر آن‌ در دیگران‌ همین‌ است‌ که‌ قرآن‌ بیان‌ کرده‌؛ یعنی‌ اگر تو بهترین‌ گوینده‌ ونویسنده‌ باشی‌ و به‌ تأثیر سخن‌ خویش‌ این‌چنین‌ مؤمن‌ نباشی‌ که‌ بگویی‌ بدون‌ تردیدهدایت‌کننده‌ است‌، زحماتت‌ بیهوده‌ است‌ و به‌ هدر می‌رود.»

حکایت‌ ثقلین‌

اهل‌ بیت‌:، که‌ روح‌ قرآن‌ و ترجمان‌ آیات‌ حضرت‌ رحمان‌ و محل‌ اسرار وحی‌سبحان‌اند، نیز در حقانیت‌ همتای‌ قرآن‌اند. از این‌ روست‌ که‌ معصوم‌اند و پاک‌ تا همچون‌قرآن‌ آسمانی‌ باشند و حق‌، نه‌ زمینی‌ و باطل‌.

از ام‌ سلمه‌، همسر رسول‌ خدا(ص)، روایت‌ شده‌ است‌ که‌ «شنیدم‌ پیامبر فرمودند:

'اِن‌َّ عَلِیّاً مَع‌َ القُرء'ان‌ِ وَ القُرء'ان‌َ مَع‌َ عَلِی‌ٍّ لایَفتَرِقان‌ِ حَتّی‌' یَرِدا عَلَی‌َّ الحَوض‌َ و این‌ برای‌ این‌است‌ که‌ پیامبر(ص) فرمودند: «اِن‌َّ الحَق‌َّ مَع‌َ عَلِی‌ٍّ وَ عَلِیّاً مَع‌َ الحَق‌ِّ لَن‌یَزُولا حَتّ'ی‌ یَرِدا عَلَی‌َّالحَوض‌َ.»

با حفاظت الهی، قرآن مصون از تحریف و تغییر

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ / ۹ : حجر

بی تردید، ما این قرآن را خود نازل کرده ایم؛ و قطعاً خود نگهبان آن خواهیم بود.

«تحریف‌» از مادّة‌ «حرف‌» به‌ معنای‌ لبه‌ و کناره‌ و جانب‌ است‌. «تحریف‌ کلام‌» یعنی‌کناره‌زدن‌ سخن‌ از مسیر اصلی‌ و طبیعی‌ آن‌ و تفسیرکردن‌ آن‌ برخلاف‌ آنچه‌ ظاهر آن‌است‌ که‌ در واقع‌ این‌ بیان‌ تعریف‌ِ تحریف‌ معنوی‌ است‌. اما یکی‌ از اقسام‌ تحریف‌تحریف‌ لفظی‌ است‌ و آن‌ تغییر و دگرگونی‌ است‌ که‌ گاهی‌ با تبدیل‌ کلمات‌ است‌ و گاهی‌ باکاستن‌ از کلمات‌ یا افزودن‌ بر آنها.

علمای‌ شاخص‌ شیعه‌ قاطعانه‌ قایل‌ به‌ تحریف‌نشدن‌ قرآن‌ بوده‌اند و بر مصونیت‌ قرآن‌از هر گونه‌ تحریف‌، از قبیل‌ کمی‌ و فزونی‌ و تغییر و تبدیل‌ یافتن‌ آیات‌ و سور، اصرار کرده‌و، علاوه‌ بر شواهد تاریخی‌، دلایل‌ عقلی‌ و نقلی‌ برای‌ این‌ امر اقامه‌ کرده‌اند که‌ ما درفصل‌ «دشمنان‌ قرآن‌» به‌ آنها اشاراتی‌ خواهیم‌ کرد.

از امام صادق(ع) دربارة‌ قرآن‌ پرسیدند. حضرت‌ فرمودند: «هُوَ کَلام‌ُ اللهِ وَ کِتاب‌ُ اللهِ وَوَحی‌ُ اللهِ وَ تَنزیلُه‌ُ وَ هُوَ الکِتاب‌ُ العَزیزُ الَّذی‌ لایأتیه‌ِ الباطِل‌ُ مِن‌ بَین‌ِ یَدَیه‌ِ وَ لا مِن‌ خَلفِه‌ِ» (قرآن‌سخن‌ خدا و کتاب‌ خدا و وحی‌ خدا و نازل‌شده‌ از سوی‌ اوست‌. قرآن‌ کتاب‌ نفوذناپذیری‌است‌ که‌ باطل‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ به‌ آن‌ روی‌ نمی‌آورد).

مصطفی‌ را وعده‌ داد الطاف‌ حق‌گر بمیری‌ تو نمیرد این‌ سَبَق‌

من‌ کتاب‌ معجزه‌ت‌ را رافعم‌بیش‌ و کم‌ کُن‌ را ز قرآن‌ مانعم‌

من‌ تو را اندر دو عالم‌ رافعم‌طاعنان‌ را از حدیثت‌ دافعم‌

کس‌ نتابد بیش‌ و کم‌کردن‌ دَرُوتو به‌ از من‌ حافظی‌ دیگر مجو

رونقت‌ را روز روز افزون‌ کنم‌نام‌ تو بر زرّ و بر نقره‌ زنم‌

منبر و محراب‌ سازم‌ بهرِ تودر محبت‌ قهر من‌ شد قهر تو

نام‌ِ تو از ترس‌ پنهان‌ می‌گُوَندچون‌ نماز آرند پنهان‌ می‌شوند

از هراس‌ و ترس‌ کفّار لعین‌دینت‌ پنهان‌ می‌شود زیر زمین‌

من‌ مناره‌ پر کنم‌ آفاق راکور گردانم‌ دو چشم‌ عاق را

چاکرانت‌ شهرها گیرند و جاه‌ دین‌ تو گیرد ز ماهی‌ تا به‌ ماه‌

تا قیامت‌ باقی‌اش‌ داریم‌ ماتو مترس‌ از نسخ‌ دین‌ ای‌ مصطفی‌

ای‌ رسول‌ ما تو جادو نیستی‌صادقی‌ هم‌ خرقة‌ موسیستی‌

هست‌ قرآن‌ مر تو را همچون‌ عصاکفرها را درکَشَد چون‌ اژدها

* * *

جان‌ بابا چون‌ بخسبد ساحری‌سحر و مکرش‌ را نباشد رهبری‌

چونک‌ چوپان‌ خفت‌ گرگ‌ ایمن‌ شودچونک‌ خفت‌ آن‌ جهدِ او ساکن‌ شود

لیک‌ حیوانی‌ که‌ چوپانش‌ خداست‌گرگ‌ را آنجا امید و ره‌ کجاست‌

جادوی‌ کی‌ حق‌ کند حق‌ است‌ و راست‌جادویی‌ خواندن‌ مر آن‌ حق‌ را خطاست‌

جان‌ بابا این‌ نشان‌ قاطع‌ است‌گر بمیرد نیز حقش‌ رافع‌ است‌

قرآن: نوری که هرگز خاموشی ندارد

۹یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ / ۸ :صف

می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند؛ و حال آنکه خدا کامل کنندة نور خویش است، اگرچه کافران را ناخوش آید.

در آیة‌ ۳۲ سورة‌ مبارک‌ توبه‌ نیز، خداوند با اندک‌ تفاوتی‌ همین‌ مضمون‌ را بیان‌ کرده‌است‌. کلمة‌ «اطفاء» به‌ معنای‌ خاموش‌کردن‌ آتش‌ و یا نور است‌ و حرف‌ «باء» در«بِأَفَواهِهِم‌» به‌ معنای‌ سببیت‌ یا آلت‌ است‌؛ و از تعبیر عجیب‌ «با دهانهایشان‌» استفاده‌شده‌ است‌ تا در کوتاه‌ترین‌ کلمات‌ بیشترین‌ معنا را القا کند و شأن‌ دشمنان‌ قرآن‌ را تحقیرکند و نقشه‌های‌ آنان‌ را کور و ضعیف‌ جلوه‌ دهد؛ زیرا دهانها تنها قادرند چراغها ونورهای‌ ضعیف‌ را خاموش‌ کنند، نه‌ نورهای‌ عظیم‌ همچون‌ آفتاب‌ و از آن‌ بزرگ‌تر را.ضمناً حال‌ دعوت‌ قرآنی‌ و اسلامی‌ را بیان‌ و آن‌ را همچون‌ نوری‌ عالم‌آرا معرفی‌ کرده‌است‌.

قرآن‌ تجلی‌ اعظم‌ خدا

«فَبَعَث‌َ اللهُ مُحَمَّداً بِالحَق‌ِّ لِیُخرِج‌َ عِبادَه‌ُ مِن‌ عِبادَة‌ِ الاَوثان‌ِ اِلی‌' عِبادَتِه‌ِ وَ مِن‌ طاعَة‌ِ الشَّیطان‌ِ الِی‌'طاعَتِه‌ِ بِقُرء'ان‌ٍ قَد بَیّنَه‌ُ وَ اَحکَمَه‌ُ لِیَعلَم‌َ العِبادُ رَبَّهُم‌ اِذ جَهِلوه‌ُ وَ لِیُقِرُّوا بِه‌ِ بَعدَ اِذ جَحَدُوه‌ُ وَ لِیُثبِتُوه‌ُبَعدَ اِذ اَنکَروه‌ُ فَتَجَلّی‌' لَهُم‌ سُبحانَه‌ُ فی‌ کِتابِه‌ِ مِن‌ غَیرِ اَن‌ یَکونوا رَاَوه‌ُ بِما اَراهُم‌ مِن‌ قُدرَتِه‌ِ وَخَوَّفَهُم‌ مِن‌ سَطوَتِه‌ِ وَ کَیف‌َ مَحَق‌َ مَن‌ مَحَق‌َ بِالمَثُلات‌ِ وَ احتَصَدَ مَن‌ِ احتَصَدَ بِالنَّقِمات‌ِ.»(خداوند محمد را به‌ حق‌ برانگیخت‌ تا بندگان‌ خود را از پرستش‌ دروغین‌ بتها رهایی‌بخشد و به‌ پرستش‌ خود راهنمایی‌ کند و آنان‌ را از پیروی‌ شیطان‌ نجات‌ دهد و به‌ اطاعت‌خود کشاند، با قرآنی‌ که‌ معنی‌ آن‌ را آشکار کرد و اساسش‌ را استوار فرمود تا بندگان‌عظمت‌ و بزرگی‌ خدا را بدانند، که‌ نمی‌دانستند، و به‌ پروردگار اعتراف‌ کنند، پس‌ ازانکارهای‌ طولانی‌، و او را، پس‌ از آنکه‌ به‌ خدا آشنایی‌ نداشتند، به‌ درستی‌ بشناسند. پس‌خدای‌ سبحان‌ در کتاب‌ خود، بی‌ آنکه‌ او را بنگرند، خود را به‌ بندگان‌ شناساند و قدرت‌خود را به‌ همه‌ نمایاند و از قهر خود ترساند و اینکه‌ چگونه‌ با کیفرها ملتی‌ را که‌ باید نابودکند از میان‌ برداشت‌ و آنان‌ را چگونه‌ با داس‌ انتقام‌ درو کرد.)

اگر مشاهده‌ خواهی‌ جمال‌ یزدان‌ببین‌ جمال‌ِ عدیم‌المثال‌ قرآن‌ را

به‌ چشم‌ جسم‌ نبینی‌ به‌ غیر جسم‌ آری‌ببین‌ به‌ دیدة‌ جان‌ فاش‌ طلعت‌ جان‌ را

لباس‌ لفظ‌ به‌ بر کرده‌ شاهد معنی‌نقاب‌ ساخته‌ واجب‌ به‌ چهره‌ امکان‌ را

خود این‌ کتاب‌ نه‌ تورات‌ باشد و انجیل‌که‌ احتمال‌ دهی‌ اختلاف‌ و نقصان‌ را

بلی‌ چگونه‌ ز دشمن‌ بر آن‌ گزند رسدکه‌ گفت‌ حضرت‌ معبود حافظم‌ آن‌ را

بگو به‌ دشمن‌ خفاش‌خوی‌ و مکراندیش‌که‌ خواست‌ منکسف‌ این‌ آفتاب‌ تابان‌ را

به‌ غیر اینکه‌ ز دست‌ آنچه‌ داشتی‌ دادی‌چه‌ استفاده‌ گرفتن‌ فریب‌ و دستان‌ را

نکرده‌ای‌ زِبَری‌ زیر از کلام‌ خدای‌حق‌ از تو زیر و زبر کرد مرز و سامان‌ را

ز رنگ‌رنگ‌ عذاب‌ وز گونه‌گونه‌ عتاب‌خدای‌ بهر تو بنموده‌ نقد نیران‌ را

صفیر معجزِ فرقان‌ کتاب‌ احمد بُردز خاطر همه‌ شرح‌ کلیم‌ و ثُعبان‌ را

ارادة الهی بر جاودانگی قرآن است،و با کفر گروهی حق بی طرفدار نمی ماند

وْلَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمْ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَیْسُوا بِهَا بِکَافِرِینَ / ۸۹ : انعام

آنان کسانی بودند که کتاب آسمانی و حکومت و مقام نبوت بدیشان دادیم و اگراینان بدان کفر ورزند، بیگمان گروهی ]دیگر[ را بر آن گماریم که بدان کافر نباشند.

نکاتی‌ چند دربارة‌ معجزه‌

۱) معجزه‌ عملی‌ را می‌گویند که‌ قوانین‌ طبیعت‌ را بشکند (خارِالعاده‌ باشد) و افراد بشر دربرابر آن‌ احساس‌ عجز و ناتوانی‌ کنند. البته‌ شناخت‌ معجزه‌ برای‌ همه‌ امکان‌پذیر نیست‌، تنهاکسانی‌ می‌توانند معجزه‌ رااز دیگر عملیات‌ دقیق‌ علمی‌ و فنی‌ تشخیص‌ دهند که‌ در علوم‌ وفنون‌ مشابه‌ آن‌ معجزه‌ مهارت‌ و تخصص‌ داشته‌ باشند. از این‌ رو، افراد متخصص‌ در موضوع‌معجزه‌ زودتر از دیگران‌ معجزه‌ را تصدیق‌ می‌کنند؛ کما اینکه‌ در قصّة‌ حضرت‌ موسی‌(ع) وانداختن‌ عصا و اژدهاشدن‌ آن‌، ساحران‌ فرعون‌ فوراً ایمان‌ آوردند.

۲) پیامبران‌ برای‌ امتهای‌ خود معجزاتی‌ هماهنگ‌ و هم‌سنخ‌ با آنچه‌ در زمان‌ آنان‌رواج‌ یافته‌ و اوج‌ گرفته‌ است‌ می‌آوردند تا اعجاز آن‌ به‌ روشن‌ترین‌ وجه‌ اثبات‌ شود. درروایات‌ نیز این‌ مسئله‌ بیان‌ شده‌ است‌.

۳) چون‌ اعجازْ شکستن‌ قوانین‌ طبیعت‌ و انتخاب‌ مسیری‌ برخلاف‌ مجرای‌ عمومی‌ عالم‌است‌، فقط‌ با اذن‌ پروردگار به‌ وقوع‌ می‌پیوندد. از این‌ روست‌ که‌ اگر معجزه‌ای‌ در دست‌کسی‌ ظاهر شود دلیل‌ بر صدِ گفتار او و کاشف‌ از اذن‌ و رضای‌ حضرت‌ حق‌ است‌.

۴) شرایع‌ آسمانی‌ و ادیان‌ توحیدی‌ حقایقی‌ آشکارند که‌ هر فطرت‌ پاک‌ پذیرای‌ آن‌است‌؛ اما آنان‌ که‌ فطرت‌ توحیدی‌ خود را آلوده‌ و منحرف‌ کرده‌اند با شک‌ و تردید بادعوت‌ انبیا برخورد می‌کنند و در مقام‌ ایراد شبهه‌ و حق‌ستیزی‌ برمی‌آیند. اینجاست‌ که‌صاحبان‌ معجزه‌ برای‌ دعوت‌ آنان‌ و اثبات‌ حقانیت‌ گفتارشان‌ و حذف‌ موانع‌ از سر راه‌آنان‌، به‌ درخواست‌ خود مخالفان‌ یا بدون‌ درخواست‌ آنان‌ و صرفاً برای‌ دفع‌ شبهه‌ یا ارائة‌قوی‌ دعوت‌ خود، دست‌ به‌ اعجاز می‌زدند.

۵) آوردن‌ معجزه‌ برای‌ اثبات‌ نبوت‌ و فراهم‌آوردن‌ زمینة‌ لازم‌ برای‌ ایمان‌ اختیاری‌ وهدایت‌ انسانهاست‌ و امور محال‌، که‌ قابلیت‌ تحقق‌ ندارد، یا امور عادی‌ که‌ دلیل‌ نبوت‌نیست‌ خارج‌ از قلمرو اعجاز است‌.

۶) معجزات‌ برای‌ سرگرمی‌ یا پاسخ‌ به‌ بهانه‌جوییهای‌ معاندان‌ یا نوعی‌ معامله‌، که‌ در پی‌آن‌ سودی‌ مادی‌ از پیامبر به‌ مخاطبان‌ برسد و آنها در مقابل‌ ایمان‌ بیاورند، تحقق‌ نمی‌یابد.

۷) گاهی‌ بیماردلان‌ معجزاتی‌ را از پیامبر(ص) درخواست‌ کرده‌اند که‌ حاکی‌ ازبهانه‌جویی‌ و تمسخر یا نوعی‌ معامله‌ و سودخواهی‌ بوده‌ است‌، نه‌ برای‌ روشن‌شدن‌حقیقت‌. قرآن‌ مواردی‌ از این‌ قبیل‌ را بیان‌ کرده‌ است‌:

ـ آوردن‌ خدا و ملایکه‌ و روبه‌روشدن‌ مشرکان‌ با آنان‌، که‌ از امور محال‌ و تحقق‌ناپذیراست‌، در آیة‌ ۹۲ سورة‌ اسراء؛

ـ نزول‌ عذابی‌ که‌ امکان‌ انکار آن‌ وجود نداشته‌ باشد و به‌ناچار تسلیم‌ شوند، که‌ سبب‌ایمان‌ غیراختیاری‌ می‌شود، در آیة‌ ۴ سورة‌ شعراء و ۳۷ انعام‌؛

ـ سقوط‌ آسمان‌ بر ایشان‌، که‌ به‌ جای‌ زمینه‌سازی‌ هدایت‌ و ایمان‌آوردن‌، امکان‌هدایت‌ را از بین‌ می‌برد، در آیة‌ ۹۲ سورة‌ اسراء؛

ـ داشتن‌ باغ‌ انگور یا خرما یا خانه‌ای‌ از جواهرات‌، که‌ هیچ‌یک‌ دلیل‌ نبوت‌ دارندة‌ آنهانیست‌، در آیات‌ ۹۱ و ۹۳ سورة‌ اسراء؛

ـ شکافتن‌ چشمه‌ برای‌ ایشان‌، که‌ به‌ منظور سودجویی‌ درخواست‌ شده‌ است‌، در آیة‌۹۰ سورة‌ اسراء؛

ـ عروج‌ پیامبر به‌ آسمان‌ و فرستادن‌ کتابی‌ از آسمان‌ بر مخالفان‌، در آیة‌ ۹۳ سورة‌ اسراء.

البته‌ قرآن‌ می‌فرماید که‌ اگر درهای‌ آسمان‌ بر ایشان‌ باز شود و از آن‌ مکرر بالا روند،باز هم‌ خواهند گفت‌ چشمان‌ ما واقعیت‌ را وارونه‌ می‌بیند، بلکه‌ ما به‌ وسیلة‌ پیامبر سحرشده‌ایم‌ و ایمان‌ نمی‌آورند.

  • نوشته شده توسط حسین شاهد خطیبی | لینک ثابت | نظر بدهید
  • 
  • نظر بدهيد
  • » به حضور همه بازدید کنندگان محترم می رسانیم که از هم اکنون پاسخ تمامی نظرات را تنها از جایی که نظر گذاشته اید مطالعه نمایید. حتی اگر نظری تحت عنوان "لطفا از وبلاگ من هم دیدن کنید." گذاشته باشید برای مشاهده پاسخ ما تنها از خود پایگاه گل نرگس و جایی که نظر گذاشته اید اقدام نمایید. با تشکر
    نام :
    ایمیل :
    وبسایت:
    نظر:

    پیام مدیر

    کل یوم عاشورا

    « عزت یا ذلت »

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    محرم

    نام نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری ، علت نامگذاری این ماه به محرم ، آن بوده که در ایام جاهلیت ، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند . اما بنی امیه با ریختن خون سیدالشهدا در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا ، احترام ماه حرام را نگه نداشتند .

    کل یوم عاشورا

    هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست . « کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا » این جمله و شعار ، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست . عاشورا و کربلا ، یکی از بارزترین حلقه های این زنجیره طولانی است . همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهای آزاده ، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل ، بی دینی است.

    آیه ای که سربریده امام حسین ( ع) بر سر نیزه قرائت فرمودند

    آیه ای که سربریده امام حسین ع بر سر نیزه قرائت فرمودند

    عزت یا ذلت

    ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.

    پیام دشمن شکن هیهات منا الذله ات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.

    اما پیام تو ای حسین عزیز!

    پیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی .

    آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است.

    حسین جان :

    وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی.

    حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش – بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟

    ما به آنانی که به برکت خون هزاران شهید و با آرای مردم انقلابی و شهید داده مقام و مسوولیتی را به دست آورده اند لکن زمینه سازش با دشمنان این ملت و پذیرش سلطه ابر قدرتها را دنبال می کنند و بر بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و بر نظرات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بی مهری می ورزند می گوییم:

    آگاه باشید و بدانید که تنها هنرتان خوش رقصی برای معاویه های زمان است و خیانت به این انقلاب و ملت قهرمان !

    اما ملت ما کالای گرانبهای عزت و افتخار حسینی را به ذلت و ننگ یزیدی نمی فروشد و کسانیکه بخواهند به آرمان این ملت و شهیدانش خیانت کنند باید منتظر تازیانه قهر و عذاب خدا که به دست این امت پیروز محمدی جاری خواهد شد باشند و بدانند که آنان هیچ گاه از اهداف اصیل و انقلابی شان دست نخواهند کشید و شعار همیشگی شان « هیهات من الذله» خواهد بود.

    مدیر سایت : لیلة القدر

    لینکهای مرتبط در ادامه مطلب

    راه امام ، راه نجات کشور

    انصراف از خط امام ، هرگز

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، بر جسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، برجسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    آیا فکر نمی کنید اسلام ستیزی غرب و غربیان جنگهای صلیبی مدرن بنام جنگ نرم با رقاصی عوامل داخلی  باشد ؟ پس مدارا تا کی ؟ آیا با محکومیت و صدور قطعنامه کاری می توان در مقابل آفند دشمن کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر ملاحظه کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر نرمش نشان داد ؟ اگر به قانون عمل کنیم کمترین حکم به اهانت کنندگان به مقدسات مردم ؛ مرگ است چرا اجرا نمی کنید ؟ آیا اهانت به بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی و رهبر فرزانه مان اختلال در نظم و امنیت عمومی نیست ؟ چرا …. ؟

    تصویری از گالری
    ليلة القدر
    ویژه ها
    در باره غدير خم
    سيماي سلام
    سيماي نماز
    ليلة القدر
    غدير و تهديدات داخلي
    سرودها و نغمه هاي غدير خم
    منشور عقايد شيعه
    ليلة القدر
    سخنراني دكتر رفيعي
    تازه های سایت
    » دانلود نوحه ها و مداحی های حضرت اباعبدالله الحسین ع سال ۸۸ (جدید)
    » دانلود کتاب فضائل و سیره امام حسین ع در کلام بزرگان
    » دانلود کتاب آنچه در کربلا گذشت (از مدینه تا کربلا)
    » دانلود کتاب پیشواى شهیدان
    » روز شمار قیام کربلا در یک نگاه
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۳ زیباترین کلام ایام محرم( ویژه شب هشتم ، نهم ، دهم )
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۲ زیبا ترین کلام ایام محرم
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی /۱ زیباترین کلام ایام محرم
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۲
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۱
    » دانلود فیلم >نغمات آسمانی >مناجات >نجوای شبانه
    » دانلود سخنرانی >استاد صفائی حائری >امام حسین (ع)
    » سه جمله از سرور ما على‏علیه السلام در مناجات
    » متن مُناجات منظومه حضرت امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب ع منقول از صحیفه علویّه
    » متن مناجات پارسایان
    » متن مناجات معتصمان
    » متن مناجات یادکنندگان حق‏
    » متن مناجات عارفان
    » متن مناجات نیازمندان
    » متن مناجات توسل جویان‏
    » متن مناجات دوستان
    » متن مناجات اهل ارادت
    » متن مناجات فرمانبرداران خدا
    » متن مناجات سپاسگزاران
    » متن مناجات مشتاقان
    مجموعه گل نرگس
    امکانات
    اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   Posts RSS Comments RSS
    آرشیو تقویمی
    پیوند ها
    پایگاه ها
    http://leader.ir
    http://sistani.org
    http://saafi.org
    http://mtb.ir
    http://vahid-khorasani.ir
    http://makaremshirazi.org
    http://tabrizi.org
    http://lankarani.net