بزودی بزودی
آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها » لیست آیات
موضوع: ج 6» بهار دلهاپنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸ بعد از ظهر ۵:۱۷

آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها »

لیست آیات

ای پیامبر، مبادا به سبب کفر کافران خود را از اندوه هلاک کنی!

فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا / ۶ : کهف

گویی اگر به این سخن ایمان نیاورند، خویشتن را به خاطر اعمالشان از اندوه هلاک سازی.

در آیة‌ ۳ سورة‌ شعراء نیز فرمود: «لَعَلَّک‌َ باخِع‌ٌ نَفسَک‌َ اَلاّ یَکُونُوا مُؤمِنین‌َ.»

آری‌، سرانجام‌ امروز، بعد از قرنها از عصر نزول‌ قرآن‌ به‌ واسطة‌ همان‌ تلاشهایی‌ که‌پیامبر اکرم‌(ص) در صدر اسلام‌ داشتند و زجرهایی‌ که‌ تحمل‌ کردند و دل‌سوزی‌ و غم‌ وغصه‌هایی‌ که‌ برای‌ مردم‌ دور از معنویت‌ متحمل‌ شدند قرآن‌ را زنده‌ در میان‌ ملتها و بالنده‌در ذهن‌ منصفان‌ و اندیشمندان‌ عالم‌ می‌بینیم‌.

بخشی‌ از گفتار دانشمندان‌ و شخصیتهای‌ غربی‌ دربارة‌ قرآن‌


توماس‌ کارلیل‌، از فلاسفه‌ و بزرگان‌ انگلستان‌ و استاد زبان‌ عربی‌ دانشگاه‌ کمبریدج‌(۱۷۹۵-۱۸۸۱)، می‌گوید: «وقتی‌ که‌ ما در وجهة‌ بلاغت‌ قرآن‌ مجید اندیشه‌ و تأمل‌می‌کنیم‌، قطع‌ نظر از اینکه‌ این‌ کتاب‌ مبارک‌ وحی‌ الهی‌ است‌، می‌بینیم‌ که‌ قرآن‌ از حیث‌لفظ‌ و ترکیب‌ بلیغ‌ترین‌ کتابی‌ است‌ که‌ به‌ زبان‌ عربی‌ تدوین‌ شده‌، زیرا اسلوب‌ بلاغی‌ آن‌از جهت‌ ترسیل‌ و تشجیع‌ و غیره‌ موافق‌ بالاترین‌ ذوقی‌ است‌ که‌ از قرنها سال‌ بین‌ اهل‌لسان‌ انتشار داشته‌ و قرآن‌ به‌ اعلی‌’ مدارج‌ بلاغت‌ و فصاحت‌ گرد آمده‌ و این‌ کتاب‌ مملو ازمثالهای‌ روشن‌ و آشکار و درستی‌ و راستی‌ و یادداشتهای‌ تازه‌ و بدیع‌ است‌… هیچ‌کس‌قرآن‌ را با تأمل‌ و اندیشه‌ نمی‌خواند، مگر اینکه‌ می‌بیند حقایق‌ جوهری‌ به‌ ذات‌ خود نزدوی‌ آشکار و ظاهر است‌، به‌ این‌ معنی‌ که‌ قرآن‌ وابسته‌ به‌ اصلی‌ حقیقی‌ و پیوسته‌ به‌مبدائی‌ عالی‌ و مقدس‌ است‌. این‌ نکته‌ واضح‌ است‌ که‌ هر کلام‌ حقیقی‌ و درست‌ در دلهانفوذ و تسلطی‌ به‌خصوص‌ دارد و حق‌ آن‌ است‌ که‌ تمام‌ کتب‌ در برابر قرآن‌ حقیر وکوچک‌اند و این‌ کتاب‌ از هر گونه‌ عیب‌ و نقص‌ و اصول‌ ناپسند پاکیزه‌ و مبرا است‌.»

تولستوی‌، فیلسوف‌ بزرگ‌ و استاد رمان‌نویس‌ روسی‌ (۱۸۲۸-۱۹۱۰) را سادگی‌قرآن‌ جذب‌ کرده‌ و در این‌ باره‌ نوشته‌ است‌: «هر کس‌ که‌ بخواهد مساهله‌ و سادگی‌ دین‌اسلام‌ را بفهمد باید قرآن‌ را به‌ دقت‌ نظر مطالعه‌ کند، زیرا در آنجا احکامی‌ مبنی‌ بر حقایق‌روشن‌ و آشکار (فطری‌) صادر و تعلیماتی‌ سهل‌ و ساده‌ به‌ عموم‌ داده‌ شده‌. در این‌ قرآن‌آیات‌ کریمه‌ای‌ نازل‌ شده‌ که‌ دلالت‌ بر مقام‌ عالی‌ دین‌ اسلام‌ و پاکی‌ روح‌ مقدس‌ آورندة‌این‌ کتاب‌ دارد، از آن‌ جمله‌ است‌: وَ اعتَصِمُوا بِحَبل‌ِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوا…»

سدیو، مستشرِ فرانسوی‌ و نویسندة‌ کتاب‌ تاریخ‌ عرب‌ و اسلام‌ و تاریخ‌ زندگانی‌رسول‌ اکرم‌(ص)، می‌گوید: «قرآن‌ چیزی‌ را از آداب‌ و حکم‌ فروگذار نکرده‌ و آداب‌ قرآن‌مبنی‌ بر حکمت‌ و اساس‌ آن‌ بر عدل‌ و احسان‌ قرار گرفته‌ و غرض‌ آن‌ پیمودن‌ راه‌ حق‌ ومنع‌ از رفتار باطل‌ و دفع‌ گم‌راهی‌ و ضلالت‌ و بیرون‌شدن‌ از تاریکی‌ و رذالت‌ و پستی‌ به‌جانب‌ انوار فضایل‌ و کمال‌ است‌… این‌ قرآن‌ شامل‌ تمام‌ مبادی‌ و اصولی‌ است‌ که‌ به‌پیغمبران‌ سلف‌ از آیات‌ و معجزات‌ داده‌ شده‌ و مشتمل‌ بر مواعظ‌ و احکامی‌ است‌ که‌ باعث‌کوری‌ چشمهای‌ منتقدین‌ و عیب‌جویان‌ اسلام‌ و کری‌ گوشهای‌ ایشان‌ از حق‌ می‌گردد.»

گوستاو لوبون‌، فیلسوف‌ و محقق‌ و نویسندة‌ فرانسوی‌ (۱۸۴۱-۱۹۳۱) نیز می‌گوید:«تعلیمات‌ اخلاقی‌ که‌ قرآن‌ آورده‌ خلاصه‌ای‌ از آداب‌ عالیه‌ و نتیجه‌ و حاصل‌ مبادی‌اخلاِ کریمه‌ است‌. قرآن‌ مردم‌ را به‌ صدقه‌ و احسان‌ و بزرگواری‌ و عفت‌ و اعتدال‌ ومیانه‌روی‌ تشویق‌ و ترغیب‌ کرده‌ و آنان‌ را به‌ اهمیت‌ عهد و پیمان‌ و وفای‌ به‌ ذمه‌ و عهدخوانده‌ و به‌ دوستی‌ با همسایگان‌ و پیوست‌ با خویشاوندان‌ و دادن‌ حق‌ مستحقان‌ ومراعات‌ درماندگان‌ و اهتمام‌ به‌ امر یتیمان‌ دستور داده‌ و در چندین‌ جا بدی‌ و خوبی‌ را بایکدیگر برابر و مقابل‌ فرموده‌ است‌.

پیامبر: شاکیِ مهجورگذارندگان قرآن

وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا / ۳۰ : فرقان

و پیامبر [خدا] عرضه داشت: «پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند.»

«مهجوراً» از مادّة‌ «هجر» است‌. «هجر» به‌ معنای‌ دوری‌کردن‌ و جدایی‌ است‌ و «مهجور»یعنی‌ رهاشده‌ و متروک‌. این‌ واژه‌ در جایی‌ استفاده‌ می‌شود که‌ در بین‌ دو چیز یا دو کس‌،رابطه‌ و علاقة‌ بایسته‌ و شایسته‌ وجود نداشته‌ باشد. این‌ آیة‌ شریف‌ گلایة‌ پیامبراسلام‌(ص)است‌ از وضع‌ رابطة‌ مردم‌ با کتاب‌ آسمانی‌شان‌ ــ رابطه‌ای‌ که‌ باید جامع‌ وگسترده‌ و عمیق‌ باشد و تنها محدود به‌ خواندن‌ و تلاوت‌ نباشد؛ یعنی‌ همچون‌ رابطة‌ پدرو فرزندی‌ و واجد و فاقد و رابطة‌ جسم‌ و روح‌ و رابطة‌ لفظ‌ و معنا و رابطة‌ ظاهر و باطن‌باشد.

در حدیثی‌ از امام‌ رضا(ع) آمده‌ است‌ که‌ «دلیل‌ آنکه‌ در نماز قرآن‌ می‌خوانیم‌ آن‌ است‌که‌ قرآن‌ از مهجوریت‌ خارج‌ شود.»

در روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ هر روز پنجاه‌ آیه‌ از قرآن‌ را بخوانید و هدفتان‌ رسیدن‌ به‌ آخرسوره‌ نباشد. آرام‌ بخوانید و دل‌ خود را با تلاوت‌ قرآن‌ تکان‌ دهید؛ و هر گاه‌ فتنه‌ها،همچون‌ شب‌ تاریک‌، به‌ شما هجوم‌ آوردند، به‌ قرآن‌ پناه‌ برید.

حکایت‌ ثقلین‌

«مناسب‌ می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ ثَقَلین‌ تذکر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ِ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود از ملک‌ تا ملکوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌ و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و توناید، سنگینی‌ و تحمل‌ آن‌ فوِ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌، و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌گذشته‌ است‌ از مهجوربودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ ‘ثَقَل‌ اکبر و ‘ثَقَل‌ کبیر`، که‌ از هر چیزاَکبر است‌، جز ثقل‌ اکبر، که‌ اکبر مطلق‌ است‌، و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ ازدشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر، که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌، با قصوراطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دوثَقَل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

شاید جملة‌ ‘لَن‌ یَفترِقا حَتّی‌’ یَرِدا عَلَی‌َّ الحَوض‌َ اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجودمقدس‌ رسول‌الله(ص)، هر چه‌ بر یکی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ ومهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌ تا آن‌گاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا درحوض‌ وارد شوند؛ و آیا این‌ ‘حوض‌` مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌ و اضمحلال‌قطرات‌ در دریاست‌ یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد؟ و باید گفت‌ که‌ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اکرم‌(ص)گذشته‌ بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بربشریت‌ گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌…

اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر کتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌(ص).مسائل‌ اسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد پس‌ از شهادت‌ علی‌(ع) شروع‌ شد.خودخواهان‌ و طاغوتیان‌ قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ ومفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را، که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌(ص) دریافت‌کرده‌ بودند و ندای‌ ‘انّی‌ تارِک‌ٌ فیکُم‌ُ الثَّقَلَین‌ِ` در گوششان‌ بود، با بهانه‌های‌ مختلف‌ وتوطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌ آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌ در حقیقت‌ قرآن‌ را، که‌ برای‌بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگ‌ترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و هست‌، ازصحنه‌ خارج‌ کردند و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌، که‌ یکی‌ از آرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌و هست‌، خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌کردند تا کار به‌ جایی‌ رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.»

تا می توانیم قرآن تلاوت کنیم

فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْ الْقُرْآنِ / ۲۰ : مزّمّل

… پس به اندازه ای که برای شما ممکن است از قرآن تلاوت کنید…

قرآن‌ کلام‌ الهی‌ است‌ که‌ به‌ وحی‌ الهی‌ بر پیغمبر(ص) ما نازل‌ گردید، لذا ترجمة‌ آن‌ را قرآن‌نمی‌گوییم‌ و مطالعة‌ آن‌ را بدون‌ تلفظ‌ آیاتش‌ تلاوت‌ نمی‌خوانیم‌، هرچند ثواب‌ بسیاردارد. عنایت‌ پیامبر(ص) نیز از آغاز بر این‌ بود که‌ عین‌ الفاظ‌، بی‌ کم‌ و زیاد، بر زبانها جاری‌شود و همین‌ را عبادت‌ قرار داد و به‌ امر الهی‌ در هر نماز واجب‌ فرمود، چنان‌ که‌ اگر کسی‌نتواند لفظ‌ آن‌ را چنان‌ که‌ باید به‌ زبان‌ ادا کند، حتی‌ به‌ سبب‌ لکنت‌، امامت‌ وی‌ جایزنیست‌ و اقتدای‌ به‌ او در جماعت‌ باطل‌ است‌، و اگر بتواند حرفی‌ مانند «عین‌» و «حاء» راآن‌ طور که‌ عرب‌ ادا می‌کند ادا کند، اما در تعلم‌ یا ادای‌ آن‌ سهل‌انگاری‌ کند، گویا قرآن‌نخوانده‌ است‌ و این‌ قاعده‌ برخلاف‌ سایر کتب‌ و مؤلفات‌ است‌ که‌ با ترجمه‌ و مطالعه‌ وفهم‌ معنای‌ آن‌ بدون‌ ادای‌ لفظ‌ مقصود حاصل‌ می‌شود. حکمت‌ بزرگ‌ این‌ دستورنگهداری‌ قرآن‌ از تحریف‌ و تبدیل‌ است‌، زیرا با این‌ دستور و سنت‌ همة‌ مسلمانان‌ دراطراف‌ و اکناف‌ عالم‌ به‌ این‌ تقید نگهبان‌ کلمات‌ قرآن‌ خواهند بود و به‌ سان‌ جاسوسی‌نسبت‌ به‌ یکدیگرند که‌ در آن‌ تغییر رخ‌ ندهد. از این‌ روست‌ که‌ مشاهده‌ می‌کنیم‌ در عالم‌هیچ‌ کتابی‌، هرچند مشهور و معروف‌، در هیچ‌ زمانی‌ متداول‌ و متواتر و بدون‌ اختلاف‌ وتغییر و زیادی‌ و نقصان‌، به‌جز قرآن‌، وجود ندارد. زیرا قرآن‌ در هر دو بُعد لفظی‌ ومعنوی‌ ویژگیهای‌ منحصر به‌ فرد خود را دارد. در بُعد لفظی‌ که‌ در آن‌ مقولة‌ زیبایی‌ مطرح‌است‌ و از آن‌ به‌ فصاحت‌ و بلاغت‌، البته‌ در حد اعجاز، تعبیر شده‌ است‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌تقلیدناپذیر و انکارناپذیر است‌. اگر کسی‌ اندک‌ آشنایی‌ با بیان‌ قرآن‌ داشته‌ باشد به‌ خوبی‌می‌بیند که‌ در بیانات‌ قرآن‌ زیبایی‌ خاصی‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ نه‌ قبل‌ از آن‌ و نه‌ بعد از آن‌در کلام‌ عرب‌ و هیچ‌ لغت‌ دیگری‌ این‌ خصوصیت‌ یافت‌ نمی‌شود، حتی‌ کلام‌ پیامبراکرم‌(ص)، که‌ قرآن‌ بر زبان‌ مبارکش‌ جاری‌ شده‌ است‌، و امیر مؤمنان‌(ع)، که‌ شاگرد مکتب‌قرآن‌ بوده‌ و از کاتبان‌ و حافظان‌ و تالیان‌ قرآن‌ بوده‌ است‌ هم‌ با خود قرآن‌ فاصلة‌ طی‌نشدنی‌و زیادی‌ دارند.

به‌ راستی‌ که‌ هندسة‌ کلمات‌ در قرآن‌ بی‌نظیر است‌ و کاملاً گویای‌ این‌ است‌ که‌ منبع‌ آن‌جدای‌ از فکر بشری‌ و حتی‌ پیامبر(ص) بوده‌ است‌. از این‌ رو در روایات‌ اهتمام‌ فراوانی‌ به‌قرائت‌ و تلاوت‌ و تکلم‌ و تعلم‌ و خواندن‌ ظاهر قرآن‌ مشاهده‌ می‌شود.

پیامبر اکرم‌(ص) فرمودند: «یا عَلِی‌ُّ تَعَلَّم‌ِ القُرء’ان‌َ وَ عَلِّمه‌ُ النّاس‌َ فَلَک‌َ بِکُل‌ِّ حَرف‌ٍ عَشَرَحَسَنات‌ٍ فَاِن‌ مِت‌َّ مِت‌َّ شَهیداً.» (ای‌ علی‌، قرآن‌ را بیاموز و آن‌ را به‌ مردم‌ یاد بده‌ که‌ برای‌ تودر مقابل‌ هر حرفی‌ از قرآن‌ ده‌ حسنه‌ است‌ و اگر بمیری‌ شهید از دنیا رفته‌ای‌.)

در حدیث‌ دیگری‌ فرمودند:«عَلَیکُم‌ بِتَعَلُّم‌ِ القُرء’ان‌ِ وَ کَثرَة‌ِ تِلاوَتِه‌ِ وَ کَثَرِة‌ عَجائِبِه‌ِ تَنالُون‌َ بِه‌ِالدَّرَجات‌ِ فِی‌ الجَنَّة‌ِ.»

در حدیث‌ دیگری‌ از حضرتش‌ روایت‌ شده‌ که‌ فرمودند: «قرآن‌ را بیاموزید و آن‌ رابخوانید به‌ مقداری‌ که‌ برایتان‌ ممکن‌ است‌. قسم‌ به‌ کسی‌ که‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ که‌قرآن‌ از شتر دربند که‌ در پی‌ رهایی‌ است‌ خروج‌ و فرارش‌ شدیدتر است‌. آن‌ را یادبگیرید که‌ هر کس‌ در هر شب‌ پنجاه‌ آیه‌ از آن‌ را بخواند از غافلان‌ به‌ حساب‌ نمی‌آید. وهر کس‌ هر شب‌ صد آیه‌ بخواند در شمار قنوت‌کنندگان‌ به‌ حساب‌ می‌آید. و هر کس‌دویست‌ آیة‌ آن‌ را در هر شب‌ بخواند قرآن‌ در قیامت‌ با او دربارة‌ آن‌ شب‌ محاجّه‌ نمی‌کند،یعنی‌ حجت‌ او پذیرفته‌ می‌شود. و هر کس‌ هر شب‌ پانصد تا هزار آیه‌ از آن‌ را تلاوت‌ کند،صبح‌ می‌کند در حالی‌ که‌ مال‌ و ثروت‌ زیادی‌ از بهشت‌ از آن‌ِ او خواهد بود.»

در حدیث‌ دیگری‌ از رسول‌ خدا(ص) است‌ که‌ هر کس‌ در قرائت‌ قرآن‌ خطا کند و قرآن‌را به‌ اشتباه‌ بخواند یا غیرعربی‌ که‌ به‌ لهجة‌ صحیح‌ عرب‌ آشنا نیست‌، فرشته‌ای‌ مأموراست‌ تا آن‌ را آن‌ گونه‌ که‌ نازل‌ شده‌ برایش‌ به‌ حساب‌ آورد.

هنگام خواندن قرآن از شر شیطان به خداوند پناه بریم

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ / ۹۸ : نحل

پس چون قرآن میخوانی از شیطان مطرود به خدا پناه بر.

«استعاذه‌» طلب‌ پناه‌ است‌ و معنای‌ آیه‌ این‌ است‌ که‌ وقتی‌ قرآن‌ می‌خوانی‌ از خدای‌ تعالی‌بخواه‌ مادام‌ که‌ مشغول‌ خواندنی‌ از اغوای‌ شیطان‌ رجیم‌ تو را پناه‌ دهد، این‌ هم‌ از آداب‌ظاهری‌ است‌ و هم‌ ادب‌ باطنی‌ برای‌ قاری‌ قرآن‌. آن‌گاه‌ خداوند بعد از صدور دستوراستعاذه‌ به‌ قاریان‌ قرآن‌ در مقام‌ بیان‌ علت‌ این‌ امر می‌فرماید: «اِنَّه‌ لَیس‌َ لَه‌ُ سُلطان‌ٌ عَلَی‌الَّذین‌َ ‘امَنُوا وَ عَلی‌’ رَبِّهِم‌ یَتَوَکَّلُون‌َ.» (چرا که‌ او را بر کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اند و برپروردگارشان‌ توکل‌ می‌کنند تسلطی‌ نیست‌.) مرحوم‌ علامه‌ طباطبایی‌ از این‌ آیه‌ دو نکته‌ رااستفاده‌ کرده‌اند، یکی‌ اینکه‌ استعاذه‌ به‌ خدا توکل‌ به‌ خداست‌ و دیگر اینکه‌ ایمان‌ و توکل‌دو ملاک‌ برای‌ صدِ عبودیت‌اند، زیرا خداوند خطاب‌ به‌ ابلیس‌ فرموده‌: «اِن‌َّ عِبادی‌ لَیس‌َلَک‌َ عَلَیهم‌ سُلطان‌ٌ اِلاّ مَن‌ِ اتَّبَعَک‌َ مِن‌َ الغاوین‌َ.» (در حقیقت‌ تو را بر بندگان‌ من‌ تسلطی‌نیست‌، مگر کسانی‌ از گم‌راهان‌ که‌ تو را پیروی‌ کنند.) آن‌گاه‌ در آیة‌ ۱۰۰ سورة‌ نحل‌می‌فرماید: «اِنَّما سُلطانُه‌َ عَلَی‌ الَّذین‌َ یَتَوَلَّونَه‌ُ وَ الَّذین‌َ هم‌ بِه‌ِ مُشرِکون‌َ.» (تسلط‌ او فقط‌ برکسانی‌ است‌ که‌ وی‌ را به‌ سرپرستی‌ برمی‌گیرند و بر کسانی‌ که‌ آنها به‌ خدا شرک‌می‌ورزند.) و «تَوَلّی‌» یعنی‌ ولی‌ّ گرفتن‌ کسی‌ که‌ خدا او را ولی‌ّ ندانسته‌، که‌ این‌ شرک‌ به‌خدا و غیرخدا را پرستیدن‌ است‌.

امام‌ خمینی‌ (ره‌) بعد از اشاره‌ به‌ آیات‌ ۹۸ تا ۱۰۰ سورة‌ نحل‌ می‌فرماید: «از آداب‌مهمّة‌ قرائت‌، خصوصاً قرائت‌ در نماز که‌ سفر روحانی‌ الی‌الله و معراج‌ حقیقی‌ و مرقات‌وصول‌ اهل‌ الله است‌، استعاذة‌ از شیطان‌ رجیم‌ است‌ که‌ خارطریق‌ معرفت‌ و مانع‌ سیر وسلوک‌ الی‌ الله است‌، چنانکه‌ خدای‌ تعالی‌ خبر دهد از قول‌ او در سورة‌ مبارکة‌ اعراف‌آنجا که‌ می‌فرماید: ‘قال‌َ فَبِما اَغوَیتَنی‌ لاََقعُدَن‌َّ لَهُم‌ صِراطَک‌َ المستقیم‌ قسم‌ خورده‌ است‌که‌ سر راه‌ مستقیم‌ را بر اولاد آدم‌ بگیرد و آنها رااز آن‌ بازدارد. پس‌ در نماز که‌ صراط‌مستقیم‌ انسانیت‌ و معراج‌ وصول‌ الی‌الله است‌ بی‌ استعاذه‌ از این‌ راهزن‌ صورت‌ نگیرد وبدون‌ پناه‌بردن‌ به‌ حصن‌ حصین‌ الوهیّت‌ از شرّ او ایمنی‌ حاصل‌ نشود.»

و یکی‌ از آلات‌ و حربه‌ها و دستاویزهای‌ مهم‌ شیطان‌، بلکه‌ مهم‌ترین‌ آنها، تعلقات‌دنیایی‌ است‌؛ از این‌ رو، استعاذة‌ به‌ خدا از شرّ شیطان‌، در هنگام‌ قرائت‌ قرآن‌، مفهوم‌عملی‌اش‌ ترک‌ دنیا برای‌ وصول‌ به‌ حقایق‌ قرآن‌ است‌.

امام‌ خمینی‌ (ره‌) دربارة‌ بهره‌گیری‌ شیطان‌ از این‌ حربه‌ می‌فرماید: «ما همه‌ شریف‌[قرآن‌]را می‌دانیم‌ [که‌] از معدن‌ وحی‌ الهی‌ برای‌ تکمیل‌ بشر و تخلیص‌ انسان‌ از محبس‌ظلمانی‌ طبیعت‌ و دنیا نازل‌ شده‌ است‌ و وعد [و] وعید آن‌ همه‌ حق‌ صراح‌ و حقیقت‌ ثابته‌است‌ و در تمام‌ مندرجات‌ آن‌ شائبة‌ خلاف‌ واقع‌ نیست‌. با این‌ وصف‌، این‌ کتاب‌ بزرگ‌الهی‌ در دل‌ سخت‌ ما به‌ اندازة‌ یک‌ کتاب‌ قصّه‌ تأثیر ندارد، نه‌ دلبستگی‌ به‌ وعده‌های‌ آن‌داریم‌ تا دل‌ را از این‌ دنیای‌ دنی‌ و نشئة‌ فانیه‌ برگیریم‌ و به‌ آن‌ نشئة‌ باقیه‌ ببندیم‌ و نه‌ خوفی‌از وعید آن‌ در قلب‌ ما حاصل‌ آید تا از معاصی‌ الهیه‌ و مخالفت‌ با ولی‌ نعمت‌ احتراز کنیم‌.این‌ نیست‌ جز آنکه‌ حقیقت‌ و حقّیت‌ قرآن‌ به‌ قلب‌ ما نرسیده‌ و دل‌ ما به‌ آن‌ نگرویده‌.»

در حدیث‌ است‌ که‌ رسول‌ خدا(ص) فرمودند: «هر کس‌ قرآن‌ بخواند و سپس‌ شرب‌حرام‌ کند یا دوستی‌ دنیا و زینتهای‌ آن‌ را برگزیند، مستوجب‌ ناخشنودی‌ خداست‌، مگراینکه‌ توبه‌ کند. آگاه‌ باشید هر قاری‌ قرآنی‌ که‌ چنین‌ کند و بدون‌ توبه‌ بمیرد، روز قیامت‌قرآن‌ با او چنان‌ مناظره‌ای‌ می‌کند که‌ او را چیره‌ و مغلوب‌ خود کند.»

قرآن را با تأنی بخوانیم

أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلْ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا / ۴ : مزّمّل

… و قرآن را شمرده شمرده بخوان.

تلاوت‌ با ترتیل‌ْ سنّتی‌ است‌ که‌ هم‌ خداوند یا فرشتة‌ وحی‌ هنگام‌ نزول‌ آیات‌ بر پیامبر(ص)آن‌ را به‌ کار بسته‌اند: «وَ رَتَّلناه‌ُ تَرتیلاً» و هم‌ رسول‌ گرامی‌ موظف‌ است‌ در مقام‌ تلاوت‌از آن‌ بهره‌ گیرد: «وَ رتِّل‌ِ القُرء’ان‌َ تَرتیلاً». البته‌ قبلاً دربارة‌ ترتیل‌ و معنای‌ آن‌ مطالبی‌ گفته‌شده‌ است‌.

در تورات‌ آمده‌ است‌ که‌ خداوند فرمود: «ای‌ بندة‌ من‌، آیا از من‌ خجالت‌ نمی‌کشی‌ درحالی‌ که‌ وقتی‌ نامة‌ یکی‌ از دوستانت‌ به‌ تو می‌رسد و تو در راه‌ در حرکتی‌ به‌ کناری‌می‌روی‌ و به‌ خاطر آن‌ می‌نشینی‌ و آن‌ را می‌خوانی‌ و در تک‌تک‌ حروف‌ آن‌ تفکر و تدبّرمی‌کنی‌ که‌ مبادا مطلبی‌ از آن‌ را از دست‌ بدهی‌، در حالی‌ که‌ این‌ کتاب‌ من‌ است‌ که‌ من‌ به‌سوی‌ تو فرستاده‌ام‌، ببین‌ چه‌ مطالبی‌ برای‌ تو آورده‌ام‌؟ چند بار در آن‌ تکرار کردم‌ که‌ تأمل‌و درنگ‌ کنی‌؟ سپس‌ تو از آن‌ رویگردان‌ شدی‌. ای‌ بندة‌ من‌، آیا من‌ نزد تو از دوستت‌ کمترو بی‌مقدارترم‌؟ دوستت‌ نزد تو می‌نشیند و تو با تمام‌ رویت‌ به‌ او اقبال‌ می‌کنی‌ و با تمام‌وجودت‌ به‌ سخنش‌ گوش‌ می‌دهی‌ و اگر کسی‌ سخنی‌ بگوید یا شخصی‌ بخواهد تو را ازسخن‌ او به‌ خودش‌ مشغول‌ کند (حواست‌ را پرت‌ کند) به‌ او اشاره‌ می‌کنی‌ که‌ ساکت‌شود، در حالی‌ که‌ من‌ به‌ تو رو آورده‌ام‌ و با تو سخن‌ می‌گویم‌ و تو با قلبت‌ از من‌ اعراض‌می‌کنی‌ و مرا نزد خویش‌ بی‌ارزش‌تر از دوستت‌ قرار می‌دهی‌.»

دانستنیهایی‌ از قرآن‌ (۳)

انواع‌ آیات‌ قرآن‌ و جامعیت‌ آن‌

در حدیثی‌ از امام‌ علی‌(ع) است‌ که‌: «خداوند تبارک‌ و تعالی‌ قرآن‌ را بر هفت‌ قسم‌ نازل‌فرموده‌ است‌ که‌ هر بخشی‌ از آن‌ شفادهنده‌ و کفایت‌کننده‌ است‌. آنها عبارت‌اند از امر ونهی‌ و تشویق‌ و ترساندن‌ و جَدَل‌ و مَثَل‌ و داستان‌. در قرآن‌ آیات‌ ناسخ‌ و منسوخ‌ و محکم‌و متشابه‌ و خاص‌ و عام‌ و مقدم‌ و مؤخر و واجبات‌ و رخصتها و حلال‌ و حرام‌ و فرایض‌ واحکام‌ و منقطع‌ و معطوف‌ و منقطع‌ نامعطوف‌ و حرفی‌ به‌ جای‌ حرف‌ دیگر وجود دارد.بعضی‌ از کلمات‌ قرآن‌ لفظش‌ خاص‌، و بعضی‌ لفظش‌ عام‌ است‌ و عمومیت‌ را می‌رساند وبرخی‌ لفظش‌ مفرد است‌ و معنایش‌ جمع‌ و برخی‌ لفظش‌ جمع‌ است‌ و با معنای‌ مفرد،برخی‌ لفظش‌ ماضی‌ است‌ و معنایش‌ مستقبل‌. برخی‌ لفظش‌ خبری‌ است‌ و معنایش‌حکایت‌ از قومی‌ دیگر و بعضی‌ از آنها بر همان‌ معنای‌ تنزیلشان‌ باقی‌ هستند و فقط‌ جهت‌آن‌ برگردانده‌ شده‌اند و بعضی‌ از آنها معنایی‌ خلاف‌ معنای‌ تنزیلشان‌ دارند و بعضی‌ ازآنها تأویلش‌ در تنزیلش‌ هست‌ و برخی‌ دیگر تأویلش‌ قبل‌ از تنزیل‌ و دسته‌ای‌ دیگرتأویلش‌ بعد از تنزیلش‌ واقع‌ است‌. در قرآن‌ آیاتی‌ هست‌ که‌ قسمتی‌ از آن‌ در سوره‌ای‌است‌ و دنبالة‌ آن‌ در سوره‌ای‌ دیگر. آیاتی‌ که‌ نیم‌ آن‌ منسوخ‌ است‌ و نیم‌ دیگرش‌ بر حال‌خود باقی‌ است‌ و بعضی‌ از آیات‌ قرآن‌ الفاظشان‌ متفاوت‌ اما معنایشان‌ باهم‌ یکسان‌ است‌.آیاتی‌ هم‌ هست‌ که‌ لفظشان‌ یکسان‌ اما معنایشان‌ متفاوت‌ است‌. در بعضی‌ از آیات‌رخصت‌ و اجازه‌ بعد از قطعیت‌ قرار داده‌ شده‌، زیرا خداوند دوست‌ دارد همان‌ گونه‌ که‌به‌ واجبات‌ عمل‌ می‌شود به‌ رخصتها و اجازه‌ها هم‌ عمل‌ شود. و برخی‌ از احکام‌ قرآن‌رخصت‌ است‌ و شخص‌ مکلف‌ آزاد است‌ اگر خواست‌ آنها را انجام‌ دهد و اگر خواست‌ترک‌ کند. برخی‌ از آنها رخصتی‌ که‌ ظاهرش‌ برخلاف‌ باطن‌ آن‌ است‌ و هنگام‌ تقیّه‌ به‌ ظاهرآن‌ عمل‌ می‌شود، ولی‌ به‌ باطن‌ آن‌ حتی‌ از باب‌ تقیّه‌ هم‌ نمی‌توان‌ عمل‌ کرد. بعضی‌ ازقسمتهای‌ قرآن‌ خطابش‌ به‌ عده‌ای‌ است‌ ولی‌ مقصود دیگران‌اند، برخی‌ از آن‌ مخاطبش‌پیامبر است‌ اما متعلقش‌ امت‌ او هستند…»

قرآن را با طهارت مس کنیم

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ (۷۵) وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ (۷۶) إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ (۷۷) فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ (۷۸) لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (۷۹) تَنزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۸۰) / ۷۵-۸۰ : واقعه

سوگند به جایگاه ستارگان، و این سوگندی است بسیار بزرگ اگر بدانید،که این قطعاً قرآنی است کریم، که در کتاب محفوظی جای دارد، و جزپاک شدگان بر آن دست نزنند، وحیای است از جانب پروردگار جهانیان.

مرحوم‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) به‌ جلوه‌ای‌ دیگر و برداشتی‌ متفاوت‌ از این‌ آیة‌ شریفه‌ اشاره‌کرده‌اند: «چون‌ قلب‌ رااز کثافات‌ خالی‌ کرد مهیا برای‌ ذکر خدا و قرائت‌ کتاب‌ خدا شود وتا قذارات‌ و کثافات‌ عالم‌ طبیعت‌ در آن‌ است‌ استفادات‌ از ذکر و قرآن‌ شریف‌ میسورنشود، چنانچه‌ در کتاب‌ الهی‌ اشاره‌ به‌ آن‌ فرماید: «اِنَّه‌ُ لَقُرء’ان‌ٌ کَریم‌ٌ فی‌ کِتاب‌ٍ مَکنُون‌ٍ لایَمَسُّه‌ُ اِلاَّ المُطَهَّرون‌» و «هُوَ الَّذی‌ یُریکُم‌ ‘ایاتِه‌ِ وَ یُنَزِّل‌ُ لَکُم‌ مِن‌َ السَّماءِ رِزقاً وَ ما یَتَذَکَّرُ اِلاّ مَن‌یُنیب‌ُ» پس‌ از آنکه‌ دل‌ را برای‌ ذکر خدا و قرآن‌ شریف‌ مهیا نمود آیات‌ توحید و اذکارشریفة‌ توحید و تنزیه‌ را با حضور قلب‌ و حال‌ طهارت‌ تلقین‌ قلب‌ کند، به‌ این‌ معنی‌ که‌قلب‌ را چون‌ طفلی‌ فرض‌ کند که‌ زبان‌ ندارد و می‌خواهد او را به‌ زبان‌ آورد، چنانچه‌آنجا یک‌ کلمه‌ را تکرار کند و به‌ دهان‌ طفل‌ گذارد تا او یاد بگیرد. همین‌ طور کلمة‌توحید را با طمأنینه‌ و حضور قلب‌ باید انسان‌ تلقین‌ قلب‌ کند و به‌ دل‌ بخواند تا زبان‌ قلب‌باز شود.»

حکایت‌ ثقلین‌

امام‌ خمینی‌ (ره‌) در کتاب‌ آداب‌الصلوة‌ چنین‌ می‌گوید: «فهم‌ عظمت‌ هر چیز به‌ فهم‌حقیقت‌ آن‌ است‌ و حقیقت‌ قرآن‌ شریف‌ الهی‌ قبل‌ از تنزّل‌ به‌ منازل‌ خلقیه‌ و تطوّر به‌ اطوارفعلیّه‌ از شئون‌ ذاتیّه‌ و حقایق‌ علمیّه‌ در حضرت‌ واحدیّت‌ است‌ و آن‌ حقیقت‌ «کلام‌نفسی‌» است‌ که‌ مقارعة‌ ذاتیّه‌ در حضرات‌ اسماییّه‌ است‌ واین‌ حقیقت‌ برای‌ احدی‌حاصل‌ نشود نه‌ به‌ علوم‌ رسمیّه‌ و نه‌ به‌ معارف‌ قلبیّه‌ و نه‌ به‌ مکاشفة‌ غیبیّه‌، مگر به‌مکاشفة‌ تامّة‌ الهیّه‌ برای‌ ذات‌ مبارک‌ نبی‌ّ ختمی‌(ص) در محل‌ انس‌ «قاب‌َ قَوسین‌» بلکه‌ درخلوتگاه‌ سرّ مقام‌ «اَو اَدنی‌’» و دست‌ عائلة‌ بشریّه‌ از آن‌ کوتاه‌ است‌، مگر خلقی‌ از اولیاءاللهکه‌ به‌ حسب‌ انوار معنویّه‌ و حقایق‌ الهیّه‌ با روحانیّت‌ آن‌ ذات‌ مقدس‌ مشترک‌ و به‌ واسطة‌تبعیّت‌ تامّه‌ فانی‌ در آن‌ حضرت‌ شدند که‌ علوم‌ مکاشفه‌ را بِالوِراثَه‌ از آن‌ حضرت‌ تلقی‌کنند و حقیقت‌ قرآن‌ به‌ همان‌ نورانیّت‌ و کمال‌ که‌ در قلب‌ مبارک‌ آن‌ حضرت‌ تجلی‌ کند به‌قلوب‌ آنها منعکس‌ شود بدون‌ تنزّل‌ به‌ منازل‌ و تطوّر به‌ اطوار وآن‌ قرآن‌ بی‌تحریف‌ و تغییراست‌ و از کتاب‌ وحی‌ الهی‌ کسی‌ که‌ تحمل‌ این‌ قرآن‌ را می‌تواند کند وجودشریف‌ ولی‌اللهمطلق‌ علی‌بن‌ ابی‌طالب‌(ع) [است‌] و سایرین‌ نتوانند اخذ این‌ حقیقت‌ کنند، مگر با تنزّل‌از مقام‌ غیب‌ به‌ موطن‌ شهادت‌ و تطوّر به‌ اطوار ملِکیّة‌ و تکسّی‌ به‌ کسوة‌ الفاظ‌ و حروف‌دنیویة‌»

آری‌، اگر قرآن‌ را مس‌ّ نمی‌کنند، مگر مطهّرون‌ «لایَمَسُّه‌ُ اِلاَّ المُطَهَّرون‌» عترت‌ و اهل‌بیت‌: همان‌ پاکانی‌ هستند که‌ با قرآن‌ ارتباطی‌ تنگاتنگ‌ دارند که‌ «اِنَّما یَعرِف‌ُ القُرء’ان‌َ مَن‌خُوطِب‌َ بِه‌ِ»، و به‌ شهادت‌ قرآن‌، اهل‌ بیت‌: همان‌ مطهّرون‌ هستند: «اِنَّما یُریدُ اللهُلِیُذهِب‌َ عَنکُم‌ُ الرِّجس‌َ اَهل‌َ البَیت‌ِ وَ یُطَهِّرَکُم‌ تَطهیراً». از این‌ روست‌ که‌ اهل‌ بیت‌ همدوش‌ وهم‌قماش‌ قرآن‌ هستند؛ و حقیقت‌ و باطن‌ قرآن‌ را مس‌ّ نمی‌کنند مگر آنان‌، زیرا آنان‌ و قرآن‌دو جلوه‌ از یک‌ حقیقت‌ واحدند.

چو قرآن بخوانند دیگر خموش

وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ / ۲۰۴ : اعراف

و چون قرآن خوانده شود، گوش بدان فرادارید وخاموش مانید، امید که مشمول رحمت خدا شوید.

رسول‌ خدا(ص)و فضیلت‌ قرآن‌ کریم‌

ـ «ما مِن‌ شَفیع‌ٍ اَفضَل‌ُ مَنزِلَة‌ً عِندَ اللهِ یَوم‌َ القِیامَة‌ِ مِن‌َ القُرء’ان‌ِ لا نَبِی‌ٌّ وَ لامَلَک‌ٌ وَ لاغَیرُه‌ُ.»(هیچ‌شفاعت‌کننده‌ای‌ در روز قیامت‌ بلندمرتبه‌تر از قرآن‌ نیست‌، نه‌ پیغمبری‌ و نه‌ فرشته‌ای‌ و نه‌غیر اینها).

ـ «اَفضَل‌ُ عِبادَة‌ِ اُمَّتی‌ قِراءَة‌ُ القُرء’ان‌ِ.» (برترین‌ عبادت‌ امت‌ من‌ خواندن‌ قرآن‌ است‌.)

ـ «اِن‌َّ اللهَ قَرَأَ ‘طه‌` و ‘یس‌` قَبل‌َ اَن‌ یَخلُق‌َ الخَلائِق‌َ بِأَلف‌ِ عام‌ٍ فَلَمّا سَمِعَت‌ِ المَلائِکَة‌ُ القُرء’ان‌َقالَت‌: طُوبی‌’ لاُِمَّة‌ٍ یُنزَل‌ُ ه’ذا عَلَیها وَ طوبی‌’ لاَِجواف‌َ یَحمِل‌ُ ه’ذا وَ طُوبی‌’ لاَِلسِنَة‌ٍ تَنطِق‌ُ بِه’ذا.» (به‌درستی‌ که‌ خداوند سورة‌ طاها و یاسین‌ را هزار سال‌ قبل‌ از آنکه‌ آفرینش‌ را خلق‌ کندخواند. پس‌ در آن‌ هنگام‌ فرشتگان‌ این‌ دو سوره‌ را شنیدند و گفتند خوشا به‌ حال‌ امتی‌ که‌این‌ سوره‌ها بر آنها نازل‌ می‌شود، خوشا به‌ دلهایی‌ که‌ اینها را حمل‌ کند [حفظ‌ کند]،خوشا به‌ حال‌ زبانهایی‌ که‌ به‌ اینها گویا باشد.)

ـ «خَیرُکُم‌ مَن‌ تَعَلَّم‌َ القُرء’ان‌َ وَ عَلَّمَه‌ُ.» (بهترین‌ شما کسی‌ است‌ که‌ قرآن‌ را یاد بگیرد و آن‌را به‌ دیگران‌ یاد بدهد.)

ـ «یَقُول‌ُ اللهُ: مَن‌ شَغَلَه‌ُ قَراءَة‌ُ القُرء’ان‌ِ عَن‌ دُعائی‌ وَ مَسأَلَتی‌ اَعطَیتُه‌ُ اَفضَل‌َ ثَواب‌ِ الشّاکِرین‌َ.»(خداوند می‌فرماید: هر کس‌ را خواندن‌ قرآن‌ از دعا و درخواست‌ از من‌ مشغول‌ کند به‌ اوبیشتر و برتر از ثوابی‌ که‌ به‌ شاکران‌ می‌دهم‌ عطا می‌کنم‌.)

ـ «اَهل‌ُ القُرء’ان‌ِ اَهل‌ُ اللهِ وَ خاصَّتُه‌ُ.» (یاران‌ قرآن‌ یاران‌ خدا و برگزیدگان‌ اویند.)

ـ «اِن‌َّ القُلُوب‌َ تَصدَأُ کَما یَصدَأُ الحَدیدُ فَقیل‌َ یا رَسُول‌َاللهِ وَ ما جَلاؤُها؟ فَقال‌َ: تِلاوَة‌ُ القُرء’ان‌ِ وَذِکرُ المَوت‌ِ.» (به‌ درستی‌ که‌ دلها را همچون‌ آهن‌ زنگ‌ می‌گیرد، پس‌ گفته‌ شد که‌ ای‌ رسول‌خدا، وسیلة‌ جلای‌ آن‌ چیست‌؟ حضرت‌ فرمودند: تلاوت‌ قرآن‌ و یاد مرگ‌.)

ـ «اِن‌َّ اَهل‌َ القُرء’ان‌ِ فی‌ اَعلی‌’ دَرَجَة‌ٍ مِن‌َ الا´دَمِیّین‌َ ما خَلاَ النَّبِیّین‌َ وَ المُرسَلین‌َ فَلا تَستَضعِفوااَهل‌َ القُرء’ان‌ِ حُقُوقَهُم‌ فَاِن‌َّ لَهُم‌ مِن‌َ اللهِ العَزیزِ الجَبّارِ لَمَکاناً عَلِیّاً.» (به‌ درستی‌ که‌ اهل‌ قرآن‌ دربالاترین‌ درجة‌ از انسانهایند، به‌جز انبیا و فرستادگان‌ خدا. پس‌ حقوِ قرآنیان‌ را ضعیف‌نشمرید، زیرا آنان‌ را نزد خداوندِ نفوذناپذیرِ جبران‌کنندة‌ جایگاه‌ بلندی‌ است‌.)

ـ «قارِی‌ُ القُرء’ان‌ِ وَ المُستَمِع‌ُ فِی‌ الاَجرِ سَواءٌ.» (قاری‌ قرآن‌ و شنوندة‌ آن‌ در پاداش‌ الهی‌مساوی‌اند.)

ـ «اِذا قَرَأَ القُرء’ان‌َ فَأَخطَأَ اَو لَحِن‌َ اَو کان‌َ اَعجَمِیّاً کَتَبَه‌ُ المَلَک‌ُ کَما اُنزِل‌َ.» (هر گاه‌ شخصی‌قرآن‌ را به‌ خطا یا اشتباه‌ بخواند یا زبان‌ او غیرعربی‌ فصیح‌ باشد فرشتة‌ مأمور آن‌ تلاوت‌ راآن‌ گونه‌ که‌ نازل‌ شده‌ برایش‌ محاسبه‌ و ثبت‌ می‌کند.)

  • نوشته شده توسط حسین شاهد خطیبی | لینک ثابت | نظر بدهید
  • 
  • نظر بدهيد
  • » به حضور همه بازدید کنندگان محترم می رسانیم که از هم اکنون پاسخ تمامی نظرات را تنها از جایی که نظر گذاشته اید مطالعه نمایید. حتی اگر نظری تحت عنوان "لطفا از وبلاگ من هم دیدن کنید." گذاشته باشید برای مشاهده پاسخ ما تنها از خود پایگاه گل نرگس و جایی که نظر گذاشته اید اقدام نمایید. با تشکر
    نام :
    ایمیل :
    وبسایت:
    نظر:

    پیام مدیر

    کل یوم عاشورا

    « عزت یا ذلت »

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    محرم

    نام نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری ، علت نامگذاری این ماه به محرم ، آن بوده که در ایام جاهلیت ، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند . اما بنی امیه با ریختن خون سیدالشهدا در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا ، احترام ماه حرام را نگه نداشتند .

    کل یوم عاشورا

    هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست . « کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا » این جمله و شعار ، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست . عاشورا و کربلا ، یکی از بارزترین حلقه های این زنجیره طولانی است . همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهای آزاده ، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل ، بی دینی است.

    آیه ای که سربریده امام حسین ( ع) بر سر نیزه قرائت فرمودند

    آیه ای که سربریده امام حسین ع بر سر نیزه قرائت فرمودند

    عزت یا ذلت

    ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.

    پیام دشمن شکن هیهات منا الذله ات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.

    اما پیام تو ای حسین عزیز!

    پیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی .

    آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است.

    حسین جان :

    وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی.

    حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش – بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟

    ما به آنانی که به برکت خون هزاران شهید و با آرای مردم انقلابی و شهید داده مقام و مسوولیتی را به دست آورده اند لکن زمینه سازش با دشمنان این ملت و پذیرش سلطه ابر قدرتها را دنبال می کنند و بر بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و بر نظرات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بی مهری می ورزند می گوییم:

    آگاه باشید و بدانید که تنها هنرتان خوش رقصی برای معاویه های زمان است و خیانت به این انقلاب و ملت قهرمان !

    اما ملت ما کالای گرانبهای عزت و افتخار حسینی را به ذلت و ننگ یزیدی نمی فروشد و کسانیکه بخواهند به آرمان این ملت و شهیدانش خیانت کنند باید منتظر تازیانه قهر و عذاب خدا که به دست این امت پیروز محمدی جاری خواهد شد باشند و بدانند که آنان هیچ گاه از اهداف اصیل و انقلابی شان دست نخواهند کشید و شعار همیشگی شان « هیهات من الذله» خواهد بود.

    مدیر سایت : لیلة القدر

    لینکهای مرتبط در ادامه مطلب

    راه امام ، راه نجات کشور

    انصراف از خط امام ، هرگز

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، بر جسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، برجسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    آیا فکر نمی کنید اسلام ستیزی غرب و غربیان جنگهای صلیبی مدرن بنام جنگ نرم با رقاصی عوامل داخلی  باشد ؟ پس مدارا تا کی ؟ آیا با محکومیت و صدور قطعنامه کاری می توان در مقابل آفند دشمن کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر ملاحظه کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر نرمش نشان داد ؟ اگر به قانون عمل کنیم کمترین حکم به اهانت کنندگان به مقدسات مردم ؛ مرگ است چرا اجرا نمی کنید ؟ آیا اهانت به بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی و رهبر فرزانه مان اختلال در نظم و امنیت عمومی نیست ؟ چرا …. ؟

    تصویری از گالری
    ليلة القدر
    ویژه ها
    در باره غدير خم
    سيماي سلام
    سيماي نماز
    ليلة القدر
    غدير و تهديدات داخلي
    سرودها و نغمه هاي غدير خم
    منشور عقايد شيعه
    ليلة القدر
    سخنراني دكتر رفيعي
    تازه های سایت
    » دانلود نوحه ها و مداحی های حضرت اباعبدالله الحسین ع سال ۸۸ (جدید)
    » دانلود کتاب فضائل و سیره امام حسین ع در کلام بزرگان
    » دانلود کتاب آنچه در کربلا گذشت (از مدینه تا کربلا)
    » دانلود کتاب پیشواى شهیدان
    » روز شمار قیام کربلا در یک نگاه
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۳ زیباترین کلام ایام محرم( ویژه شب هشتم ، نهم ، دهم )
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۲ زیبا ترین کلام ایام محرم
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی /۱ زیباترین کلام ایام محرم
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۲
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۱
    » دانلود فیلم >نغمات آسمانی >مناجات >نجوای شبانه
    » دانلود سخنرانی >استاد صفائی حائری >امام حسین (ع)
    » سه جمله از سرور ما على‏علیه السلام در مناجات
    » متن مُناجات منظومه حضرت امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب ع منقول از صحیفه علویّه
    » متن مناجات پارسایان
    » متن مناجات معتصمان
    » متن مناجات یادکنندگان حق‏
    » متن مناجات عارفان
    » متن مناجات نیازمندان
    » متن مناجات توسل جویان‏
    » متن مناجات دوستان
    » متن مناجات اهل ارادت
    » متن مناجات فرمانبرداران خدا
    » متن مناجات سپاسگزاران
    » متن مناجات مشتاقان
    مجموعه گل نرگس
    امکانات
    اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   Posts RSS Comments RSS
    آرشیو تقویمی
    پیوند ها
    پایگاه ها
    http://leader.ir
    http://sistani.org
    http://saafi.org
    http://mtb.ir
    http://vahid-khorasani.ir
    http://makaremshirazi.org
    http://tabrizi.org
    http://lankarani.net