بزودی بزودی
آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها » لیست آیات
موضوع: ج 6» بهار دلهاپنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸ بعد از ظهر ۵:۱۸

آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها »

لیست آیات

حق تلاوت را ادا کنیم و آن را چنانکه باید بخوانیم

الَّذِینَ آتَیْنَاهُمْ الْکِتَابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُوْلَئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْخَاسِرُونَ/ ۱۲۱ : بقره

کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان داده ایم [و] آن را چنانکه باید می خوانند،ایشاناند که بدان ایمان دارند؛ و کسانی که بدان کفر ورزند، همانان زیانکاراناند.

به‌ راستی‌ آیا تلاوت‌ قرآن‌ صرفاً اصرار بر الفاظ‌ و مخارج‌ حروف‌ و یرملون‌ و… است‌، یاعلم‌ به‌ اینها و علم‌ به‌ دقایق‌ معانی‌ قرآن‌، اما بدون‌ عمل‌کردن‌ به‌ مقتضای‌ فرمانهای‌ آن‌؟ ویا تلاوت‌ حقیقی‌ قرآن‌ خواندن‌ قرآن‌ و آگاهی‌ به‌ دقایق‌ آن‌ و التزام‌ عملی‌ به‌ مضامین‌ آن‌است‌؟ قرآن‌ در کنار امر به‌ تلاوت‌ که‌ فرمود: «فَاقرَءُوا ما تَیَسَّرَ مِن‌َ القُرء’ان‌ِ» و هم‌ عرض‌فرمان‌ به‌ تدبّر در آیات‌ که‌ فرمود: «کِتاب‌ٌ اَنزَلناه‌ُ اِلَیک‌َ مُبارَک‌ٌ لِیَدَّبَّرُوا ‘ایاتِه‌ِ»، تبعیت‌ ازآیات‌ وحی‌ و التزام‌ عملی‌ به‌ آنها را در موارد متعددی‌ متذکر شده‌ است‌:«اِتَّبِعُوا ما اُنزِل‌َاِلَیکُم‌ مِن‌ رَبِّکُم‌ وَ لاتَتَّبِعُوا مِن‌ دُونِه‌ِ اَولِیاءَ». امام صادق(ع) نیز در تفسیر آیة‌ ۱۲۱ سورة‌بقره‌ فرمودند: «’یُرَتِّلُون‌َ ‘ایاتِه‌ِ وَ یَتَفَقَّهُون‌َ بِه‌ِ… وَ اِنَّما هُوَ تَدَبُّرُ ‘ایاتِه‌ِ قال‌َ اللهُ تَعالی‌’ کِتاب‌ٌ اَنزَلناه‌ُاِلَیک‌َ مُبارَک‌ٌ لِیَدَّبَّرُوا ‘ایاتِه‌ِ.[منظور از حق‌ تلاوت‌ این‌ است‌ که‌] آیات‌ آن‌ را با دقت‌بخوانند و حقایق‌ آن‌ را درک‌ کنند و به‌ احکام‌ آن‌ عمل‌ کنند، به‌ وعده‌های‌ آن‌ امیدوار و ازوعیدهای‌ آن‌ ترسان‌ باشند، از داستانهای‌ آن‌ عبرت‌ گیرند، به‌ اوامرش‌ گردن‌ نهند و نواهی‌آن‌ را بپذیرند. به‌ خدا سوگند، منظور از حفظ‌ کردن‌ آیات‌ و خواندن‌ حروف‌ و تلاوت‌سوره‌ها و یادگرفتن‌ اعشار و اخماس‌ آن‌ نیست‌، آنها حروف‌ قرآن‌ را حفظ‌ کردند، اماحدود آن‌ را ضایع‌ ساختند. منظور تنها این‌ است‌ که‌ در آیات‌ قرآن‌ بیاندیشند و به‌احکامش‌ عمل‌ کنند، چنان‌ که‌ خداوند می‌فرماید: این‌ کتابی‌ است‌ پربرکت‌ که‌ ما بر تونازل‌ کردیم‌ تا در آیاتش‌ تدبّر کنند.»

تعظیم‌ قرآن‌ و تطبیق‌ حال‌ با قرآن‌: دو ادب‌ باطنی‌


«یکی‌ از آداب‌ مهمّة‌ قرائت‌ کتاب‌ الهی‌ که‌ عارف‌ و عامی‌ در آن‌ شرکت‌ دارند و از آن‌ نتایج‌حسنه‌ حاصل‌ شود و موجب‌ نورانیت‌ قلب‌ و حیات‌ باطن‌ شود ‘تعظیم‌ است‌ و آن‌موقوف‌ به‌ فهم‌ عظمت‌ و بزرگی‌ و جلالت‌ و کبریایی‌ آن‌ است‌.»

«یکی‌ از آداب‌ مهمّة‌ قرائت‌ قرآن‌ که‌ انسان‌ را به‌ نتایج‌ بسیار و استفادات‌ بی‌شمار نایل‌کند ‘تطبیق‌ است‌ و آن‌ چنان‌ است‌ که‌ در هر آیه‌ از آیات‌ شریفه‌ که‌ تفکر می‌کند مفاد آن‌ رابا حال‌ خود منطبق‌ کند و نقصان‌ خود را به‌ واسطة‌ آن‌ مرتفع‌ کند و امراض‌ خود را بدان‌شفا دهد. مثلاً در قصّة‌ شریفة‌ حضرت‌ آدم‌(ع) ببیند سبب‌ مطرودشدن‌ شیطان‌ از بارگاه‌قدس‌، با آن‌همه‌ سجده‌ها و عبادتهای‌ طولانی‌، چه‌ بوده‌ و خود را از آن‌ تطهیر کند، زیرامقام‌ قرب‌ الهی‌ جای‌ پاکان‌ است‌ و با اوصاف‌ و اخلاِ شیطانی‌ قدم‌ در آن‌ بارگاه‌ قدس‌نتوان‌ گذاشت‌. از آیات‌ شریفه‌ استفاده‌ می‌شود که‌ مبدأ سجده‌ننمودن‌ ابلیس‌ خودبینی‌ وعجب‌ بوده‌ که‌ کوس‌ ‘اَنـَا خَیرٌ مِنه‌ُ خَلَقتَنی‌ مِن‌ نارٍ وَ خَلَقتَه‌ُ مِن‌ طین‌ٍ` زد و این‌ خودبینی‌اسباب‌ خودخواهی‌ و خودفروشی‌ ــ که‌ استکبار است‌ ــ شد و آن‌ اسباب‌ خودرأیی‌ ــ که‌استقلال‌ و سرپیچی‌ از فرمان‌ است‌ ــ شد، پس‌ مطرود درگاه‌ شد. ما از اول‌ عمر شیطان‌ راملعون‌ و مطرود خواندیم‌ و خود به‌ اوصاف‌ خبیثة‌ او متّصف‌ هستیم‌ و در فکر آن‌برنیامدیم‌ که‌ آنچه‌ سبب‌ مطرودیّت‌ درگاه‌ قدس‌ است‌ در هر کسی‌ باشد مطرود است‌…می‌ترسم‌ لعنهایی‌ که‌ به‌ ابلیس‌ می‌کنیم‌ خود نیز در آن‌ شریک‌ باشیم‌ و نیز تفکر کنیم‌ درهمین‌ قصّة‌ شریفه‌ و ببینیم‌ سبب‌ مزیت‌ آدم‌ و برتری‌ او را از ملائکة‌الله چه‌ بوده‌، خود نیزبه‌ مقدار طاقت‌ به‌ آن‌ متّصف‌ شویم‌ می‌بینیم‌ «تعلیم‌ اسماء» سبب‌ آن‌ بوده‌، چنانچه‌فرماید: وَ عَلَّم‌َ ‘ادَم‌َ الاَسماءَ کُلَّها`…»

در قرآن تدبّر و اندیشه کنیم

کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ / ۲۹ : ص

[این]کتابی مبارک است که آن را به سوی تو نازل کرده ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان پند گیرند.

تدبّر در قرآن‌ یا روش‌ صحیح‌ تفسیر قرآن‌ به‌ قرآن‌

«روشی‌ که‌ قرآن‌ برای‌ فهم‌ خود ما را بدان‌ فراخوانده‌ است‌ «تدبّر» است‌. «تدبّر» از باب‌تفعّل‌ و مطاوعة‌ [پذیرش‌ اثر فعل‌] تدبیر است‌. پس‌ تدبّر یعنی‌ خود را در جریان‌ «تدبیر»قرآن‌ قرار دهیم‌ و تدبیر قرآن‌ را بپذیریم‌ و همگام‌ با آن‌ تدبیر حرکت‌ کنیم‌ تا به‌ مقصدبرسیم‌. اما یک‌ سؤال‌: کدام‌ تدبیر؟ در قرآن‌ چهار بار «تدبّر» و چهار بار هم‌ «تدبیر» به‌ کاررفته‌ است‌. تدبیر در هر چهار مورد با کلمة‌ «الاَمر» همراه‌ است‌: «ثُم‌َّ استَوی‌’ عَلَی‌ العَرش‌ِیُدَبِّرُ الاَمرَ»، «وَ مَن‌ یُدَبِّرُ الاَمرَ فَسَیَقُولُون‌َ اللهُ»، «یُدَبِّرُ الاَمرَ مِن‌َ السَّماءِ اِلَی‌ الاَرض‌ِ»،«یُدَبِّرُ الاَمرَ یُفَصِّل‌ُ الا’یات‌ِ لَعَلَّکُم‌ بِلِقاءِ رَبِّکُم‌ تُوقِنون‌َ».

در این‌ مورد آخر بعد از «یُدَبِّرُالاَمرَ» عبارت‌ «یُفَصِّل‌ُالایات‌ِ»، آن‌ هم‌ بدون‌ حرف‌عطف‌ و به‌ صورت‌ بَدَل‌ آمده‌ است‌ و گویای‌ این‌ نکته‌ است‌ که‌ همان‌ تدبیر که‌ در امر جهان‌آفرینش‌ جریان‌ دارد و نظامهای‌ پیچیدة‌ جهان‌ آفرینش‌ را به‌ یکدیگر پیوسته‌ نگاه‌ می‌داردعیناً همان‌ تدبیر در تنظیم‌ آیات‌ قرآن‌ موجود است‌. دست‌ تدبیر خداوندی‌، چنان‌ که‌ درجزء و کل‌ جهان‌ آفرینش‌ دخالت‌ دارد، در تفصیل‌ آیات‌ قرآن‌ نیز دخالت‌ دارد.

تدبّر در قرآن‌ عبارت‌ است‌ از پذیرفتن‌ و نقش‌گرفتن‌ و تن‌دردادن‌ و ذهن‌ و قلب‌ را دراختیار این‌ تدبیر خداوندی‌ که‌ در روند تفصیلی‌ آیات‌ قرآن‌ موجود است‌ قراردادن‌. درقرآن‌ هم‌ هر چهار مرتبه‌ای‌ که‌ سخن‌ از «تدبّر» به‌ میان‌ آمده‌ مربوط‌ به‌ تدبّر در آیات‌ قرآن‌است‌: «اَفَلا یَتَدَبَّرُون‌َ القُرء’ان‌َ وَ لَو کان‌َ مِن‌ عِندِ غَیرِ اللهِ لَوَجَدُوا فیه‌ِ اختِلافاً کَثیراً»، «اَفَلایَتَدَبَّرُون‌َ القُرء’ان‌َ اَم‌ عَلی‌’ قُلُوب‌ٍ اَقفالُها»، «اَفَلَم‌ یَدَّبَّروا القَول‌َ»،«کِتاب‌ٌ اَنزَلناه‌ُ اِلَیک‌َ مُبارَک‌ٌلِیَدَّبَّرُوا ‘ایاتِه‌ِ». در آیة‌ اول‌ و دوم‌ و سوم‌ بازخواست‌ می‌کند که‌ چگونه‌ مردم‌ در قرآن‌ تدبّرنمی‌کنند؟ و در آیة‌ چهارم‌ هدف‌ از نزول‌ قرآن‌ را که‌ در این‌ آیه‌ «کتاب‌ٌ مبارک‌ٌ» نامیده‌ شده‌است‌ تدبّر مردم‌ در آیاتش‌ قلمداد کرده‌ است‌. همچنین‌ در دو آیة‌ اول‌ و دوم‌ دو هدف‌اساسی‌ از تدبّر در آیات‌ قرآن‌ را که‌ شخص‌ متدبّر در قرآن‌ باید در نظر داشته‌ باشد وهمواره‌ در جهت‌ آن‌ دو هدف‌ سیر کندبیان‌ می‌دارند. هدف‌ اول‌ که‌ در آیة‌ ۸۲ سورة‌ نساءمطرح‌ شده‌ این‌ است‌ که‌ تدبّر در قرآن‌ قدم‌ به‌ قدم‌ انسان‌ را به‌ کشف‌ نظمها ونظامهای‌حیرت‌انگیزی‌ که‌ در قرآن‌ موجود است‌ برساند،همچنان‌ که‌ کاوشهای‌ علمی‌ در طبیعت‌قدم‌ به‌ قدم‌ نظمهای‌ جدیدی‌ را برای‌ انسان‌ مکشوف‌ می‌گردانند.

این‌ خود یک‌ هدف‌است‌، زیرا انسان‌ در قرآن‌ هر چه‌ این‌ نظمهای‌ اعجازآمیز را بیشتر مشاهده‌ کند ایمانش‌ به‌حقانیت‌ قرآن‌ استوارتر می‌شود و سخن‌ قرآن‌ را جدّی‌تر می‌گیرد… هدف‌ دوم‌ تدبّر درقرآن‌ را فهم‌ قرآن‌ اعلام‌ می‌کند، با این‌ بیان‌ که‌ انسان‌ اگر قلبش‌ بسته‌ نباشد و قفل‌ نخورده‌باشد کافی‌ است‌ در قرآن‌ تدبّر کند تا مفاهیم‌ آن‌ را دریابد. همین‌ مطلب‌ در آیة‌ ۲۹ سورة‌ص‌ به‌ صورت‌ دیگری‌ عنوان‌ شده‌ است‌ و شرط‌ اینکه‌ تدبّر در قرآن‌ انسان‌ را به‌ فهم‌ ودرک‌ و دریافت‌ از قرآن‌ برساند «اولوالالباب‌»بودن‌ اعلام‌ شده‌ است‌… اما اینکه‌ چه‌ بایدبکنیم‌ تا در مسیر تدبیر خداوندی‌ در تفصیل‌ و تنظیم‌ آیات‌ و سوره‌های‌ قرآن‌ قراربگیریم‌؟ مرحوم‌ علامه‌ در پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌ فرموده‌اند: «وَ نَستَوضِح‌َ مَعنی‌َ الا’یَة‌ِ مِن‌نَظیرَتِها، باید مفاهیم‌ هر یک‌ از آیات‌ قرآن‌ را به‌ یاری‌ نظایر آن‌ آیه‌ توضیح‌ داد و فهمید وفهماند.»

به حقیقت و راستی و درستی قرآن ایمان بیاوریم

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی أَنزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا / ۱۳۶: نساء

ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فروفرستاد و کتابهایی که قبلاً نازل کرده بگروید؛ و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتابها وپیامبرانش و روز بازپسین کفر ورزد در حقیقت سخت دچار گمراهی شده است.

آنچه‌ زمینة‌ ایمان‌ به‌ قرآن‌ و حقیقت‌ اسلام‌ را در دل‌ و جان‌ انسانها فراهم‌ می‌کند شناخت‌قرآن‌ و حقیقت‌ مکتب‌ است‌. انسان‌ چیزی‌ را باور می‌کند که‌ به‌ درستی‌ به‌ آن‌ واقف‌ شود.از این‌ روست‌ که‌ علاوه‌ بر خود آیات‌ الهی‌، که‌ دهها بار به‌ ذکر اوصاف‌ قرآن‌ پرداخته‌اند،پیامبر اکرم‌(ص)و ائمة‌ اهل‌ بیت‌: به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ اوصاف‌ قرآن‌ را ذکر کرده‌اند.امام‌ علی‌(ع) می‌فرمایند: «همانا خداوند بزرگ‌ کتابی‌ هدایتگر فرستاد. نیکی‌ و بدی‌ وخیر و شر را آشکارا در آن‌ بیان‌ فرمود. پس‌ راه‌ نیکی‌ در پیش‌ گیرید که‌ هدایت‌ شوید و ازشر و بدی‌ پرهیز کنید تا در راه‌ راست‌ قرار گیرید.»

«همانا خدای‌ متعال‌ شما را به‌ اسلام‌ اختصاص‌ داد و برای‌ اسلام‌ برگزید، زیرا اسلام‌نامی‌ از سلامت‌ است‌ و فراهم‌کنندة‌ کرامت‌ جامعه‌. راه‌ روشن‌ آن‌ را خدا برگزید وحجتهای‌ آن‌ را روشن‌ گردانید. اسلام‌ ظاهرش‌ علم‌ و باطنش‌ حکمت‌ است‌. نوآوریهای‌آن‌ پایان‌ نگیرد و شگفتیهایش‌ تمام‌ نشود. در اسلام‌، برکات‌ و خیرات‌ چونان‌ سرزمینهای‌پرگیاه‌ در اول‌ بهاران‌ فراوان‌ است‌ و چراغهای‌ روشنی‌بخش‌ تاریکیها فراوان‌ دارد. درِنیکی‌ جز با کلیدهای‌ اسلام‌ باز نشود و تاریکیها را جز با چراغهای‌ آن‌ روشنایی‌ نمی‌توان‌بخشید. مرزهایش‌ محفوظ‌ و چراگاههایش‌ را خود نگهبان‌ است‌. هر درمان‌خواهی‌ رادرمان‌ و هر طالب‌ بی‌نیازی‌ را کفایت‌کننده‌ است‌.»

حکایت‌ ثقلین‌

اگر به‌ ما فرمان‌ داده‌ شده‌ تا مؤمن‌ به‌ قرآن‌ شویم‌، باید بدانیم‌ که‌ ملاک‌ و معیار ایمان‌محبت‌ و ولایت‌پذیری‌ عترت‌ طاهرة‌ و ثَقَل‌ اصغر اسلام‌ و رسول‌ اکرم‌(ص) است‌. پیامبرگرامی‌ در حدیثی‌ فرمودند: «لَولاک‌َ ما عُرِف‌َ المُؤمِنُون‌َ مِن‌ بَعدی‌»؛ یعنی‌ در حقیقت‌نشانة‌ ایمان‌ به‌ اسلام‌ و قرآن‌ و پیامبر اکرم‌(ص)علی‌(ع) و دوستی‌ و ولایت‌ اوست‌. لذا درزیارت‌ جامعة‌ کبیره‌ به‌ محضر حضرات‌ ائمه‌: عرضه‌ می‌داریم‌:

«مَن‌ اَطاعَکُم‌ فَقَد اَطاع‌َ اللهَ وَ مَن‌ عَصاکُم‌ فَقَد عَصَی‌ اللهَ وَ مَن‌ اَحَبَّکُم‌ فَقَد اَحَب‌َّ اللهَ وَ مَن‌اَبغَضَکُم‌ فَقَد اَبغَض‌َ اللهَ… اَسئَلُک‌َ اَن‌ تُدخِلَنی‌ فی‌ جَملَة‌ِ العارِفین‌َ بِهِم‌ وَ بِحَقِّهِم‌ وَ فی‌ زُمرَة‌ِالمَرحُومین‌َ بِشَفاعَتِهِم‌…»

قرآن‌ کتاب‌ ایزد و پیغام‌ سرمد است‌قرآن‌ نشان‌دهندة‌ هر نیک‌ و هر بد است‌

هر جا که‌ هست‌ نور هدایت‌ یقین‌ بدان‌در سایة‌ محمد و آل‌ محمد است‌

از فرمانهای قرآن پیروی کنیم

وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ / ۱۵۵: انعام

و این خجسته کتابی است که ما آن را نازل کردیم پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری پیشه کنید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.

خداوند در قرآن‌ شریف‌ پیروان‌ قرآن‌ را خوش‌فرجام‌ و رستگار معرفی‌ کرده‌ است‌: «فَالَّذین‌َ’امَنوا بِه‌ِ وَ عَزَّرُوه‌ُ وَ نَصَرُوه‌ُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی‌ اُنزِل‌َ مَعَه‌ُ اُولـئِک‌َ هُم‌ُ المُفلِحُون‌َ.»(آنان‌ که‌ به‌پیامبر ایمان‌ آوردند و حمایتش‌ کردند و از نوری‌ که‌ به‌ او نازل‌ شده‌ پیروی‌ کردند آنان‌رستگاران‌اند.)

امام‌ علی‌(ع) نیز در مقام‌ امر به‌ پیروی‌ از قرآن‌ فرمودند:«وَ عَلَیکُم‌ بِکِتاب‌ِ اللهِ فَاِنَّه‌ُ الحَبل‌ُالمَتین‌ُ وَ النُّورُ المُبین‌ُ وَ الشّافِع‌ُ النّافِع‌ُ وَ الرِّی‌ُّ النّاقِع‌ُ…» (بر شما باد به‌ عمل‌ کردن‌ به‌ قرآن‌،که‌ ریسمان‌ محکم‌ الهی‌ و نور آشکار و درمانی‌ سودمند است‌، که‌ تشنگی‌ را فرونشاند،نگهدارندة‌ کسی‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ تمسک‌ جوید و نجات‌دهندة‌ آن‌ کس‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ چنگ‌آویزد، کجی‌ ندارد تا راست‌ شود و گرایش‌ به‌ باطل‌ ندارد تا از آن‌ بازگردانده‌ شود و تکرارو شنیدن‌ پیاپی‌ آیات‌، کهنه‌اش‌ نمی‌سازد و گوش‌ از شنیدن‌ آن‌ خسته‌ نمی‌شود. کسی‌ که‌ باقرآن‌ سخن‌ بگوید راست‌ گفته‌ و هر کس‌ بدان‌ عمل‌ کند پیشتاز است‌.) نیز حضرتش‌فرمودند: «فَاللهَ اللهَ اَیُّهاالنّاس‌ فیما استَحفَظَکُم‌ مِن‌ کِتابِه‌ِ وَ استَودَعَکُم‌ مِن‌ حُقُوقِه‌ِ.» (پس‌، ای‌مردم‌، خدا را خدا را پروا کنید برای‌ حفظ‌ و پاسداشت‌ حریم‌ قرآن‌، که‌ از شما خواسته‌ وحقوقی‌ که‌ نزد شما سپرده‌ است‌.)

برخی‌ از آداب‌ قرآن‌

در آداب‌ برخورد و سلوک‌ با قرآن‌ کریم‌، چنان‌ دستورهایی‌ آمده‌ که‌ گویا قرآن‌ موجودی‌حی‌ّ و ذی‌شعور و دارای‌ ادراک‌ و زنده‌ و ناظر و بسیار شریف‌ است‌ که‌ وقتی‌ انسان‌محضرش‌ را درک‌ می‌کند، باید نهایت‌ ادب‌ را در رفتار با او به‌ کار بندد. عالم‌ ربانی‌مرحوم‌ ملا احمد نراقی‌ در بخشی‌ از شرایط‌ و آداب‌ تلاوت‌ قرآن‌ چنین‌ آورده‌ است‌:

«و تأمل‌ کن‌ کلامی‌ که‌ بلاواسطه‌ از خدا صادر شده‌ باشد و لفظ‌ آن‌ از غایت‌ فصاحت‌به‌ حدّ اعجاز رسیده‌ باشد و معنی‌ آن‌ به‌ نحوی‌ باشد که‌ مشتمل‌ بر اصول‌ حقایق‌ معارف‌ ومواعظ‌ و احکام‌ و متضمن‌ بیان‌ دقایق‌ صنع‌ پروردگار متعال‌ و مغیّبات‌ احوال‌، تأثیر او دردلها چگونه‌ است‌ و نفس‌ را از آن‌ چقدر صفا حاصل‌ می‌شود. پس‌ بر کسی‌ که‌ از اهل‌ایمان‌ باشد مواظبت‌ بر تلاوت‌ آن‌ لازم‌ و ملاحظة‌ آداب‌ و شرایط‌ تلاوت‌ متحتّم‌ است‌؛ واز برای‌ آن‌ آداب‌ ظاهریّه‌ و آداب‌ باطنیّه‌ای‌ است‌. اما آداب‌ ظاهریّه‌ آن‌ آن‌است‌ که‌ با وضوباشد و به‌ طریق‌ ادب‌ با سکون‌ و وقار نشسته‌ باشد یا ایستاده‌ رو به‌ قبله‌ و سر پیش‌ افکنده‌و تکیه‌نزده‌ و چهارزانو ننشسته‌ باشد و پای‌ خود را نکشیده‌ باشد، بلکه‌ مانند کسی‌ باشدکه‌ در نزد جلیل‌الشأن‌ می‌نشیند یا می‌ایستد… و از جملة‌ آداب‌ آن‌ است‌ که‌ گریه‌ کند و اگرگریة‌ او نیامد، خود را به‌ گریه‌ بدارد و اندکی‌ بلند بخواند… و حق‌ّ آیات‌ را مراعات‌ کند… وچون‌ به‌ آیه‌ای‌ رسد که‌ مشتمل‌ بر تسبیح‌ یا تکبیر پروردگار باشد، تسبیح‌ و تکبیر او کند وچون‌ به‌ آیة‌ دعا و استغفار رسد، دعا و استغفار کند و در ابتدای‌ قرائت‌ بگوید: ‘اَعُوذُ بِاللهِالسَّمیع‌ِ العَلیم‌ِ مِن‌َ الشَّیطان‌ِ الرَّجیم‌ و از هر سوره‌ که‌ فارغ‌ شد، بگوید: صَدََِ اللهُ العَلِی‌ّالعَظیم‌ُ وَ بَلَّغ‌َ رَسُولُه‌ُ الکَریم‌ُ اللّهُم‌َّ انفعنابِه‌ِ وَ بارِک‌ لَنافیه‌ِ الحَمدُ للهِِ رَب‌ِّ العالمین‌.»

قرآن را در همة زندگی امام خود قرار دهیم

وَمِنْ قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا کِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِینَ / ۱۲ : احقاف

و پیش از آن، کتاب موسی که راهبر و رحمت بود؛ و این[ قرآن]کتابی است به زبان عربی که تصدیق کنندة آن است تا کسانی را که ستم کرده اند بیم دهد و برای نیکوکاران بشارتی باشد

امام‌ علی‌(ع) در خطبه‌ای‌ در شهر کوفه‌ بهترین‌ بندة‌ خدا و الگوی‌ انسان‌ کامل‌ رامعرفی‌ فرمودند. در بخشی‌ از این‌ خطبه‌ آمده‌ است‌:«قَد اَمَکَن‌َ الکِتاب‌َ مِن‌ زِمامِه‌ِ فَهُوَ قائِدُه‌ُوَ اِمامُه‌ُ یَحُل‌ُّ حَیث‌ُ حَل‌َّ ثَقَلُه‌ُ وَ یَنزِل‌ُ حَیث‌ُ کان‌َ مَنزِلُه‌ُ.» (اختیار خود را به‌ قرآن‌ سپرده‌ و قرآن‌را امام‌ و پیشوای‌ خود قرار داده‌ است‌؛ هر جا که‌ قرآن‌ بار اندازد، فرود آید؛ و هر جا که‌قرآن‌ جای‌ گیرد، مسکن‌ گزیند.)

آری‌، باید خود را بر قرآن‌ عرضه‌ کنیم‌ و آن‌ را میزان‌ سنجش‌ خود قرار دهیم‌؛ و این‌ است‌معنای‌ امامت‌ و ولایت‌ قرآن‌ بر انسان‌، مانند مأمومی‌ که‌ با امام‌ نماز جماعت‌ می‌خواند.امام‌ خمینی‌ رضوان‌الله تعالی‌ علیه‌ در این‌ باره‌ می‌فرماید: «وظیفة‌ سالک‌ الی‌الله آن‌ است‌که‌ خود را به‌ قرآن‌ شریف‌ عرضه‌ دارد؛ و چنانچه‌ میزان‌ در تشخیص‌ صحت‌ و عدم‌صحت‌ و اعتبار و لااعتبارِ حدیث‌ آن‌ است‌ که‌ آن‌ را به‌ کتاب‌ خدا عرضه‌ دارند و آنچه‌مخالف‌ آن‌ باشد باطل‌ و زخرف‌ شمارند؛ میزان‌ در استقامت‌ و اعوجاج‌ و شقاوت‌ وسعادت‌ آن‌ است‌ که‌ در میزان‌ کتاب‌ الله درست‌ و مستقیم‌ درآید؛ و چنانچه‌ خُلق‌ رسول‌الله قرآن‌ است‌، خُلق‌ خود را با قرآن‌ باید متوافق‌ کند تا با خُلق‌ وَلی‌ِّ کامل‌ نیز مطابق‌ گردد، وخُلقی‌ که‌ مخالف‌ کتاب‌الله است‌ زخرف‌ و باطل‌ است‌؛ و همچنین‌ جمیع‌ معارف‌ و احوال‌قلوب‌ و اعمال‌ باطن‌ و ظاهر خود را باید با کتاب‌ خدا تطبیق‌ کند و عرضه‌ دارد تا به‌حقیقت‌ قرآن‌ متحقق‌ گردد و قرآن‌ صورت‌ باطنی‌ او شود.»

حکایت‌ ثقلین

‌ و از اینجاست‌ که‌ سرّ فرمان‌ قرآن‌ به‌ اطاعت‌ از رسول‌ و اولی‌الامر، که‌ عترت‌ طاهرند،هویدا می‌شود:«اَطِیعُوا الله وَ اَطِیعُوا الرَّسول‌ وَ اُولِی‌الامرِ مِنکُم‌.» آری‌، آنان‌ قرآن‌ مجسم‌ وعینی‌ هستند که‌ باید آنان‌ را امام‌ خود قرار داده‌ به‌ ایشان‌ اقتدا کنیم‌.

برخی‌ از آداب‌ قرآن‌

«و اما آداب‌ باطنیة‌ آن‌ پس‌ چند چیز است‌: اول‌، تذکر عظمت‌ کلام‌ و علوّ مرتبة‌ آن‌ ویادآوردن‌ فضل‌ الهی‌ و لطف‌ او را بر خلق‌ خود، که‌ چنین‌ کلامی‌ را از عرش‌ جلال‌، امر به‌نزول‌ اجلال‌ فرموده‌ و آن‌ را به‌ فهم‌ بندگان‌ خود نزدیک‌ ساخته‌ و کلام‌ خود را لباس‌حروف‌ پوشانیده‌ تا مخلوقان‌ را طاقت‌ شنیدن‌ آنها باشد. و اگر حقیقت‌ جمال‌ِ کمال‌ِ کلام‌ِخود را به‌ لباس‌ حروف‌ نپوشانیدی‌، نه‌ عرش‌ را توانایی‌ شنیدن‌ آن‌ بودی‌ و نه‌ماتحت‌الثَّری‌ را، بلکه‌ اجزای‌ ایشان‌ متلاشی‌ شدی‌… لهذا سلطان‌ کلام‌ او از عرش‌عظمت‌ و جلال‌ به‌ درجة‌ فهم‌ انسان‌ نزول‌ کرد و در مظاهر حروف‌ و اصوات‌ تجلّی‌ کرد وصورت‌ حروف‌ به‌ واسطة‌ آن‌ مشرّف‌ گردید، همچنان‌ که‌ بدن‌ انسانی‌ به‌ واسطة‌ تعلق‌ روح‌مجرد به‌ آن‌ مرتبة‌ شرافت‌ رسید… دوم‌، در وقت‌ قرآن‌خواندن‌ متذکر تعظیم‌ صاحب‌ کلام‌گردد و یاد آورد که‌ آنچه‌ می‌خواند کلام‌ بشر نیست‌، بلکه‌ کلام‌ خداوند علاّم‌ و خالق‌شمس‌ و قمر است‌… یکی‌ از اکابر دین‌ چون‌ قرآن‌ را برای‌ تلاوت‌ گشودی‌ گفتی‌: هذا کَلام‌ُرَبّی‌ ه’ذا کَلام‌ُ رَبّی‌[این‌ کلام‌ پروردگار من‌ است‌، این‌ کلام‌ پروردگار من‌ است‌] و بیهوش‌گشتی‌.» .

تکبر مانع فهم قرآن است

سَأَصْرِفُ عَنْ آیَاتِی الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَإِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لَا یُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَإِنْ یَرَوْا سَبِیلَ الغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَکَانُوا عَنْهَا غَافِلِینَ / ۱۴۶ : اعراف

به زودی کسانی را که در زمین به ناحق تکبر می ورزند از آیاتم رویگردان سازم؛[به طوری که] اگر هر نشانهای را از قدرت من بنگرند، بدان ایمان نیاورند، و اگرراه هدایت را ببینند آن را برنگزینند و اگر راه گمراهی را ببینند آن را راه خود قراردهند. این بدان سبب است که آیات ما را دروغ انگاشتند و غفلت ورزیدند.

در این‌ آیة‌ شریفه‌، خداوند فرموده‌ است‌ که‌ تکبر موجب‌ می‌شود انسان‌ زمنیه‌های‌ فطری‌هدایت‌ و ایمان‌ به‌ آیات‌ الهی‌ را از دست‌ بدهد و خداوند او را از نعمت‌ بی‌بدیل‌ هدایت‌محروم‌ سازد. تکبر و قلدری‌ خصلتی‌ است‌ که‌ دل‌ را تیره‌ و انسان‌ را از نشانه‌های‌ هدایتگرالهی‌ بی‌بهره‌ می‌کند: «کَذ’لِک‌َ یَطبَع‌ُ اللهُ عَلی‌’ کُل‌ِّ قَلب‌ِ مُتَکَبِّرٍ جَبّارٍ.» تکبر چنان‌ بیماری‌مهلکی‌ است‌ که‌ همة‌ سوابق‌ عبادی‌ و بندگی‌ ابلیس‌ را در آنی‌ از بین‌ برد: «قال‌َ فَاهبِط‌ مِنهافَما یَکُون‌ُ لَک‌َ اَن‌ تَتَکَبَّرَ فیها» و فرعون‌ را به‌ سرحدّ کفر و طغیانگری‌ رساند: «اِن‌َّ فِرعَون‌َعَلا فِی‌ الاَرض‌ِ»؛ و خداوند هرگز این‌ صفت‌ را زیبندة‌ انسان‌ محتاج‌ و ضعیف‌ خود، که‌در اصل‌ِ حیات‌ و علم‌ و قدرت‌ نیازمند قدرت‌ و علم‌ و خلاقیت‌ الهی‌ است‌، نمی‌بیند: «اِن‌َّ اللهَلایُحب‌ُّ مَن‌ کان‌َ مُختالاً فَخُوراً.» استکبارِ قلب‌ و روح‌ خطری‌ جدی‌ است‌ که‌ پیوسته‌ در تاریخ‌موجب‌ نپذیرفتن‌ حق‌ و دعوت‌ توحیدی‌ انبیا و فقدان‌ تدبّر و درنگ‌ و تأمل‌ در آیات‌ الهی‌ و ردّولایت‌ اولیای‌ خدا شده‌ است‌: «فَلَمّا جاءَهُم‌ نَذیرٌ ما زادَهُم‌ اِلاّ نُفُوراً اِستِکباراً فِی‌ الاَرض‌ِ.»

چند نکته‌ دربارة‌ این‌ آیه‌

۱) گرچه‌ خداوند فرموده‌ «سَأَصرِف‌ُ» و انصراف‌ متکبران‌ از حق‌ را به‌ خود نسبت‌ داده‌ است‌،موجب‌ اثبات‌ جبر در عالم‌ نمی‌شود؛ زیرا این‌ انصراف‌ از آیات‌ الهی‌ نتیجة‌ خوی‌ مستکبرانه‌و خودخواهانة‌ افراد سرکش‌ و اثر وضعی‌ و نتیجة‌ عملی‌ تکبر آنان‌ است‌.

۲) هر نوع‌ تکبری‌ در عالم‌ غیرحق‌ است‌ و از اینکه‌ فرموده‌ «یَتَکَبِّرُون‌َ فِی‌ الاَرض‌ بِغَیرِالحَق‌ِّ» استفاده‌ نمی‌شود که‌ تکبرِ به‌ حق‌ هم‌ داریم‌ و این‌ قید صرفاً برای‌ توضیح‌ و تأکیداست‌، نه‌ برای‌ مقیدکردن‌ و تقسیم‌کردن‌ تکبر به‌ تکبر به‌ حق‌ و تکبر به‌ غیرحق‌، زیرا انسان‌ِضعیف‌ و محتاج‌ به‌ خدا هیچ‌ حقی‌ ندارد که‌ خودنمایی‌ کند و بندگان‌ خدا را خوار بشمردو آنان‌ را زیردست‌ خود قرار دهد. از این‌ رو، هیچ‌ تکبری‌ در عالم‌ انسانی‌ به‌ حق‌ و ممدوح‌نیست‌.

ایا ندیده‌ ز قرآن‌ دلت‌ ورای‌ حروف‌به‌ چشم‌ جان‌ رخ‌ معنی‌ نگر به‌ جای‌ حروف‌

به‌ گِرد حرف‌ چو اِعراب‌ تا به‌ کی‌ گردی‌به‌ ملک‌ عالم‌ معنی‌ نگر ورای‌ حروف‌

مدبرات‌ امورند در مصالح‌ خلق‌ستارگان‌ معانیش‌ بر سمای‌ حروف‌

عروس‌ معنی‌ او بحر چشم‌ نامحرم‌فروگذاشته‌ بر روی‌ پرده‌های‌ حروف‌

خلیفه‌وار بدیدی‌ امام‌ قرآن‌ رالباس‌ خویش‌ سیه‌ کرده‌ از کسای‌ حروف‌

ز وجد پاره‌ کنی‌ جامه‌ گر برون‌ آیدبرهنه‌ شاهد اسرارش‌ از قبای‌ حروف‌

عزیز قرآن‌ در مصر جامع‌ مَصحف‌فراز مسند الفاظ‌ و مُتّکای‌ حروف‌

شراب‌ معنی‌ رخشان‌ چو طلعت‌ یوسف‌نمود از دل‌ جام‌ جهان‌نمای‌ حروف‌

حدیث‌ گنج‌ معانی‌ همی‌ کند با توزبان‌ قرآن‌ در کام‌ اژدهای‌ حروف‌

دل‌ِ صدف‌صفتت‌ بر امید دُرّ ثواب‌ز بحر قرآن‌ قانع‌ به‌ نظرهای‌ حروف‌

به‌ کام‌ جان‌ برو آب‌ حیات‌ِ معنی‌ نوش‌ز عین‌ چشمة‌ الفاظ‌ وز اِنای‌ حروف‌

مکن‌ به‌ جهل‌ تناول‌ که‌ خوان‌ قرآن‌ راپر از حلاوت‌ علم‌ است‌ کاسهای‌ حروف‌

الهی‌ ارچه‌ ز قرآن‌ ندارم‌ آگاهی‌مرا عطا کن‌ فهمی‌ گره‌گشای‌ حروف‌

  • نوشته شده توسط حسین شاهد خطیبی | لینک ثابت | نظر بدهید
  • 
  • نظر بدهيد
  • » به حضور همه بازدید کنندگان محترم می رسانیم که از هم اکنون پاسخ تمامی نظرات را تنها از جایی که نظر گذاشته اید مطالعه نمایید. حتی اگر نظری تحت عنوان "لطفا از وبلاگ من هم دیدن کنید." گذاشته باشید برای مشاهده پاسخ ما تنها از خود پایگاه گل نرگس و جایی که نظر گذاشته اید اقدام نمایید. با تشکر
    نام :
    ایمیل :
    وبسایت:
    نظر:

    پیام مدیر

    کل یوم عاشورا

    « عزت یا ذلت »

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    محرم

    نام نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری ، علت نامگذاری این ماه به محرم ، آن بوده که در ایام جاهلیت ، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند . اما بنی امیه با ریختن خون سیدالشهدا در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا ، احترام ماه حرام را نگه نداشتند .

    کل یوم عاشورا

    هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست . « کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا » این جمله و شعار ، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست . عاشورا و کربلا ، یکی از بارزترین حلقه های این زنجیره طولانی است . همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهای آزاده ، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل ، بی دینی است.

    آیه ای که سربریده امام حسین ( ع) بر سر نیزه قرائت فرمودند

    آیه ای که سربریده امام حسین ع بر سر نیزه قرائت فرمودند

    عزت یا ذلت

    ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.

    پیام دشمن شکن هیهات منا الذله ات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.

    اما پیام تو ای حسین عزیز!

    پیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی .

    آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است.

    حسین جان :

    وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی.

    حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش – بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟

    ما به آنانی که به برکت خون هزاران شهید و با آرای مردم انقلابی و شهید داده مقام و مسوولیتی را به دست آورده اند لکن زمینه سازش با دشمنان این ملت و پذیرش سلطه ابر قدرتها را دنبال می کنند و بر بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و بر نظرات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بی مهری می ورزند می گوییم:

    آگاه باشید و بدانید که تنها هنرتان خوش رقصی برای معاویه های زمان است و خیانت به این انقلاب و ملت قهرمان !

    اما ملت ما کالای گرانبهای عزت و افتخار حسینی را به ذلت و ننگ یزیدی نمی فروشد و کسانیکه بخواهند به آرمان این ملت و شهیدانش خیانت کنند باید منتظر تازیانه قهر و عذاب خدا که به دست این امت پیروز محمدی جاری خواهد شد باشند و بدانند که آنان هیچ گاه از اهداف اصیل و انقلابی شان دست نخواهند کشید و شعار همیشگی شان « هیهات من الذله» خواهد بود.

    مدیر سایت : لیلة القدر

    لینکهای مرتبط در ادامه مطلب

    راه امام ، راه نجات کشور

    انصراف از خط امام ، هرگز

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، بر جسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، برجسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    آیا فکر نمی کنید اسلام ستیزی غرب و غربیان جنگهای صلیبی مدرن بنام جنگ نرم با رقاصی عوامل داخلی  باشد ؟ پس مدارا تا کی ؟ آیا با محکومیت و صدور قطعنامه کاری می توان در مقابل آفند دشمن کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر ملاحظه کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر نرمش نشان داد ؟ اگر به قانون عمل کنیم کمترین حکم به اهانت کنندگان به مقدسات مردم ؛ مرگ است چرا اجرا نمی کنید ؟ آیا اهانت به بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی و رهبر فرزانه مان اختلال در نظم و امنیت عمومی نیست ؟ چرا …. ؟

    تصویری از گالری
    ليلة القدر
    ویژه ها
    در باره غدير خم
    سيماي سلام
    سيماي نماز
    ليلة القدر
    غدير و تهديدات داخلي
    سرودها و نغمه هاي غدير خم
    منشور عقايد شيعه
    ليلة القدر
    سخنراني دكتر رفيعي
    تازه های سایت
    » دانلود نوحه ها و مداحی های حضرت اباعبدالله الحسین ع سال ۸۸ (جدید)
    » دانلود کتاب فضائل و سیره امام حسین ع در کلام بزرگان
    » دانلود کتاب آنچه در کربلا گذشت (از مدینه تا کربلا)
    » دانلود کتاب پیشواى شهیدان
    » روز شمار قیام کربلا در یک نگاه
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۳ زیباترین کلام ایام محرم( ویژه شب هشتم ، نهم ، دهم )
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۲ زیبا ترین کلام ایام محرم
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی /۱ زیباترین کلام ایام محرم
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۲
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۱
    » دانلود فیلم >نغمات آسمانی >مناجات >نجوای شبانه
    » دانلود سخنرانی >استاد صفائی حائری >امام حسین (ع)
    » سه جمله از سرور ما على‏علیه السلام در مناجات
    » متن مُناجات منظومه حضرت امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب ع منقول از صحیفه علویّه
    » متن مناجات پارسایان
    » متن مناجات معتصمان
    » متن مناجات یادکنندگان حق‏
    » متن مناجات عارفان
    » متن مناجات نیازمندان
    » متن مناجات توسل جویان‏
    » متن مناجات دوستان
    » متن مناجات اهل ارادت
    » متن مناجات فرمانبرداران خدا
    » متن مناجات سپاسگزاران
    » متن مناجات مشتاقان
    مجموعه گل نرگس
    امکانات
    اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   Posts RSS Comments RSS
    آرشیو تقویمی
    پیوند ها
    پایگاه ها
    http://leader.ir
    http://sistani.org
    http://saafi.org
    http://mtb.ir
    http://vahid-khorasani.ir
    http://makaremshirazi.org
    http://tabrizi.org
    http://lankarani.net