بزودی بزودی
آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها » لیست آیات
موضوع: ج 6» بهار دلهاپنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸ بعد از ظهر ۵:۲۰

آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها »

لیست آیات

قساوت قلب از موانع فهم قرآن کریم است

أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا / ۲۴ : محمد

آیا به آیات قرآن نمی اندیشند؟ یا [مگر]بر دلهایشان قفلهایی نهاده شده است.

آیات‌ متعددی‌ از قرآن‌ کریم‌ گویای‌ این‌ حقیقت‌ است‌ که‌ این‌ کتاب‌ آسمانی‌ صرفاً برای‌تلاوت‌ نیست‌، بلکه‌ هدف‌ نهایی‌ آن‌ ذکر و یادآوری‌ فطرت‌ الهی‌، «وَ هذا ذِکرٌ مُبارَک‌ٌاَنزَلناه‌ُ»، و نیز انذار، «وَ اُوحِی‌َ اِلَی‌َّ ه’ذَا القُرء’ان‌ُ لاُِنذِرَکُم‌ بِه‌ِ وَ مَن‌ بَلَغ‌َ»، و هدایت‌ است‌:«کِتاب‌ٌ اَنزَلناه‌ُ اِلَیک‌َ لِتُخرِج‌َ النّاس‌َ مِن‌َ الظُّلُمات‌ِ اِلَی‌ النُّورِ.» کتاب‌ اندیشه‌ و عقل‌ است‌: «وَاَنزَلنا اِلَیک‌َ الذِّکرَ لِتُبَیِّن‌َ لِلنّاس‌ِ ما نُزِّل‌َ اِلَیهِم‌ وَ لَعَلَّهُم‌ یَتَفَکَّرون‌َ» و کتاب‌ تدبّر است‌: «کِتاب‌ٌاَنزَلناه‌ُ اِلَیک‌َ مُبارَک‌ٌ لِیَدَّبَّروا ‘ایاتِه‌ِ.» لکن‌ بهره‌گیری‌ از قرآن‌ نیازمند زمینة‌ مساعد روحی‌ وپاک‌سازی‌ و خودسازی‌ درونی‌ است‌؛ و در دلی‌ که‌ بر آن‌ قفلهای‌ هوی‌ و هوس‌ و کبر وغرور و لجاجت‌ و تعصب‌ زده‌ شده‌ ذکر و انذار و هدایت‌ و تفکر و تدبّر قرآن‌ راه‌ ندارد. ازاین‌ روست‌ که‌ رسول‌ خدا(ص)فرمودند: «رُب‌َّ تال‌ِ القُرء’ان‌ِ وَ القُرء’ان‌ُ یَلعَنُه‌ُ.» (چه‌ بسیارتلاوت‌کنندة‌ قرآن‌ که‌ قرآن‌ او را لعنت‌ می‌کند.) در حدیث‌ دیگری‌ از حضرتش‌ آمده‌ است‌که‌ «لَیس‌َ القُرء’ان‌ُ بِالتِّلاوَة‌ِ وَ لاَ العِلم‌ُ بِالرِّوایَة‌ِ وَ ‘لکِن‌ِ القُرء’ان‌ُ بِالهِدایَة‌ِ وَ العِلم‌ُ بِالدِّرایَة‌ِ.» (نه‌قرآن‌ به‌ تلاوت‌کردن‌ است‌ و نه‌ علم‌ به‌ روایت‌کردن‌؛ بلکه‌ کسی‌ از قرآن‌ بهره‌مند است‌ که‌با آن‌ هدایت‌ شود و آن‌ کس‌ عالم‌ است‌ که‌ بفهمد.)

هم‌ جلیل‌ است‌ با حجاب‌ جلال‌هم‌ دلیل‌ است‌ با نقاب‌ دلال‌

سخن‌ اوست‌ واضح‌ و واثق‌حجّت‌ اوست‌ لایح‌ و لایق‌

درّ جان‌ را حروف‌ او دُرج‌ است‌چرخ‌ دین‌ را هدایتش‌ بُرج‌ است‌

ای‌ تو را از قرائت‌ِ قرآن‌از سر غفلت‌ و ره‌ عصیان

‌ بر زبان‌ از حروف‌ ذوقی‌ نَه‌در جنان‌ از وقوف‌ شوقی‌ نَه‌

عاقلان‌ را حلاوتی‌ در جان‌غافلان‌ را تِلاوتی‌ به‌ زبان‌

دیده‌ روح‌ و حروف‌ِ قرآن‌ راچشم‌ِ جسم‌ این‌ و چشم‌ جان‌ آن‌ را

نقش‌ و حرف‌ و قرائتش‌ به‌ یقین‌از زمین‌ هست‌ تا سر پروین‌

تو ز قرآن‌ نقاب‌ او دیدی‌حرف‌ او را حجاب‌ او دیدی‌

صورت‌ سورَتش‌ همی‌ خوانی‌صفت‌ و سیرتش‌ نمی‌دانی‌

کم‌ ز مهمان‌سرای‌ عدْن‌ مدان‌خوان‌ِ قرآن‌ به‌ پیش‌ قرآن‌ خوان‌

چه‌ شماری‌ حروف‌ را قرآن‌ چه‌ حدیث‌ِ حَدث‌ کنی‌ با آن‌

که‌ نبینند همچو بیداران‌ذات‌ او خفتگان‌ و بیماران‌

حکایت‌ ثقلین‌

قساوت‌ قلب‌ و قفلهای‌ دل‌، همان‌ گونه‌ که‌ مانع‌ فهم‌ قرآن‌ صامت‌ و علمی‌ است‌، مانع‌شناخت‌ و فهم‌ و درک‌ قرآن‌ ناطق‌ و عینی‌ است‌. امام‌ علی‌(ع) دربارة‌ طلحه‌ و زبیر واصحاب‌ جمل‌ می‌فرمایند: «همانا آگاهی‌ و حقیقت‌بینی‌ با من‌ همراه‌ است‌. نه‌ حق‌ را ازخود پوشیده‌ داشته‌ام‌ و نه‌ بر من‌ پوشیده‌ بود. همانا ناکثین‌ [اصحاب‌ جمل‌] گروهی‌سرکش‌ و ستمگرند. خشم‌ و کینه‌ و زهر عقرب‌ و شبهاتی‌ چون‌ شب‌ ظلمانی‌ در دلهایشان‌وجود دارد، در حالی‌ که‌ حقیقت‌ پدیدار و باطل‌ ریشه‌کن‌ شده‌ است‌.»

گاهی‌ هم‌ قفلهای‌ دل‌ سبب‌ می‌شود با اینکه‌ افرادی‌ در فضایل‌ و مناقب‌ امامان‌ ومعصومان‌: حتی‌ کتاب‌ نوشته‌اند، اما مؤمن‌ به‌ آنان‌ نشوند و ولایت‌ آنان‌ را نپذیرند.بسیار است‌ کتب‌ و احادیث‌ و اسانیدی‌ از مخالفان‌ مکتب‌ اهل‌بیت‌: که‌ در برتری‌ واثبات‌ ولایت‌ و امامت‌ آن‌ بزرگواران‌ است‌ و اکنون‌ در دست‌ ماست‌.

برای بهره برداری از قرآن باید دلی خاشع داشت

أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنْ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمْ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ / ۱۶ : حدید

آیا برای کسانی که ایمان آورده اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند کسانی نباشند که در گذشته بدانها کتاب داده شد، سپس زمانی طولانی برآنها گذشت و دلهایشان سخت گردید و بسیاری از آنها گنهکارند؟

«یَأن‌ِ» از «أنَی‌ یأنی‌» فعل‌ مضارع‌ مجزوم‌ به‌ «لَم‌» است‌ که‌ حرف‌ علّه‌ به‌ سبب‌ جازم‌ حذف‌شده‌ است‌. مصدر آن‌ «اِناً» به‌ معنای‌ نزدیک‌ شدن‌ زمان‌ است‌. «حَمیم‌ٍ آن‌ٍ» یعنی‌ زمانش‌در شدت‌ گرما فرا رسید. خداوند در این‌ آیه‌ گروهی‌ از مسلمانان‌ را که‌ یاد خدا در عمق‌جان‌ آنها نفوذ نکرده‌ و در آیات‌ الهی‌ تدبّر نمی‌کنند سخت‌ ملامت‌ کرده‌ است‌، که‌ چراهمچون‌ امتهای‌ گذشته‌ گرفتار غفلت‌ و بی‌خبری‌ شده‌اند و قلبهای‌ آنان‌ به‌ قساوت‌ مبتلاشده‌ است‌؟ در حقیقت‌، خداوند در این‌ آیه‌ علت‌ بی‌بهره‌بودن‌ از ذکر خدا و آیات‌ الهی‌ راقساوت‌ قلب‌ و فسق‌ و گناه‌ بیان‌ کرده‌ است‌. از این‌ رو باید گفت‌ که‌ قرآن‌ در نفوس‌ قابل‌ ومستعد تأثیر می‌گذارد و صاحبان‌ دلهای‌ مؤدّب‌ به‌ ادب‌ بندگی‌ و عارف‌ به‌ خدا و خاشع‌ دربرابر عظمت‌ بی‌انتهای‌ او می‌توانند از هدایت‌ و شفا و رحمت‌ و حیات‌بخشی‌ قرآن‌ بهره‌گیرند. بر اساس‌ همین‌ حقیقت‌ است‌ که‌ قرآن‌ می‌فرماید: «وَ اِذا ما اُنزِلَت‌ سورَة‌ٌ… فَاَمَّا الَّذین‌َ’امَنوا فَزادَتهُم‌ ایماناً وَ هُم‌ یَستَبشِرُون‌َ» (هر گاه‌ سوره‌ای‌ نازل‌ شود… اهل‌ ایمان‌ را بشارت‌و سرور فرا می‌گیرد و ایمانشان‌ افزون‌ می‌شود). نشان‌ این‌ تأثیرپذیری‌ خشوع‌ و خضوع‌ وسجده‌ در برابر خدا و جاری‌شدن‌ اشک‌ از چشمه‌های‌ چشم‌ بیدار آنهاست‌: «اِذا تُتلی‌’عَلَیهِم‌ ‘ایات‌ُ الرَّحم’ن‌ِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیّاً.» آیات‌ سورة‌ انفال‌، ۱۰۷ تا ۱۰۹ اسراء و ۵۴ حج‌و ۲۳ زمر نیز گویای‌ این‌ مسئله‌ است‌.

گناه‌: حجاب‌ بزرگ‌ فهم‌ قرآن‌

«یکی‌ دیگر از حجب‌ که‌ مانع‌ از فهم‌ قرآن‌ شریف‌ و استفاده‌ از معارف‌ و مواعظ‌ این‌ کتاب‌آسمانی‌ است‌ حجاب‌ معاصی‌ و کدورات‌ حاصله‌ از طغیان‌ و سرکشی‌ نسبت‌ به‌ ساحت‌قدسی‌ پروردگار عالمیان‌ است‌ که‌ قلب‌ را حاجب‌ شود از ادراک‌ حقایق‌؛ و باید دانست‌ که‌از برای‌ هر یک‌ از اعمال‌ صالحه‌ یا سیّئه‌، چنانچه‌ در عالم‌ ملکوت‌ صورتی‌ است‌ مناسب‌با آن‌، در ملکوت‌ نفس‌ نیز صورتی‌ است‌ که‌ به‌ واسطة‌ آن‌ در باطن‌ ملکوت‌ نفس‌ یانورانیّت‌ حاصل‌ و قلب‌ مطهّر و منوّر گردد و در این‌ صورت‌ نفس‌ چون‌ آینة‌ صیقل‌ صافی‌گردد که‌ لایق‌ تجلیّات‌ غیبیّه‌ و ظهور حقایق‌ و معارف‌ در آن‌ شود؛ و یا ملکوت‌ نفس‌ظلمانی‌ و پلید شود و در این‌ صورت‌ قلب‌ چون‌ آینة‌ زنگار زده‌ و چرکین‌ گردد که‌ حصول‌معارف‌ الهیّه‌ و حقایق‌ غیبیّه‌ در آن‌ عکس‌ نیفکند و چون‌ قلب‌ در این‌ صورت‌ کم‌کم‌ درتحت‌ سلطة‌ شیطان‌ واقع‌ شود و متصرّف‌ مملکت‌ روح‌ ابلیس‌ گردد، سمع‌ و بصر و سایرقوا نیز به‌ تصرف‌ آن‌ پلید درآید و سمع‌ از معارف‌ و مواعظ‌ الهی‌ به‌ کلی‌ بسته‌ شود و چشم‌آیات‌ باهرة‌ الهیّه‌ را نبیند و از حق‌ و آثار و آیات‌ او کور گردد و دل‌ تفقّه‌ در دین‌ نکند و ازتفکر در آیات‌ و بیّنات‌ و تذکر حق‌ و اسما و صفات‌ محروم‌ گردد، چنانچه‌ حق‌ تعالی‌فرموده‌: ‘لَهُم‌ قُلوب‌ٌ لایَفقَهُون‌َ بِها وَ لَهُم‌ اَعیُن‌ٌ لایُبصِرون‌َ بِها وَ لَهُم‌ ‘اذان‌ٌ لایَسمَعون‌َ بِها اُول’ئِک‌َکَالاَنعام‌ِ بَل‌ هُم‌ اَضَل‌ُّ نظر آنها به‌ عالم‌ چون‌ نظر انعام‌ و حیوانات‌ گردد که‌ از اعتبار و تدبّرخالی‌ است‌ و قلوب‌ آنها چون‌ قلوب‌ حیوانات‌ شود که‌ از تفکر و تذکر بی‌بهره‌ است‌، بلکه‌از نظر در آیات‌ و شنیدن‌ مواعظ‌ و معارف‌ حالت‌ غفلت‌ و استکبار آنان‌ روزافزون‌ شود،پس‌ از حیوان‌ پست‌تر و گم‌راه‌ترند.»

با شنیدن آیاتش، دلها خاشع و جسمها آرام و چشمها گریان شود

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا (۱۰۷) وَیَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا (۱۰۸) وَیَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ یَبْکُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعًا (۱۰۹) / ۱۰۷-۱۰۹: اسراء

بیگمان آنان که پیش از این علم داده شدهاند؛ چون [این کتاب]بر آنان خوانده شود سجده کنان با رو به زمین می افتند و می گویند: «مُنزّه است پروردگار ما، که وعدة پروردگار ما به یقین انجام شدنی است»؛ و بر روی زمین می افتند و می گریند و بر فروتنی آنها می افزاید.»

امام‌ علی‌(ع) در بیان‌ اوصاف‌ متقین‌ در خطبة‌ همام‌ فرموده‌اند: «اَمَّا اللَّیل‌َ فَصافُّون‌َ اَقدامَهُم‌تالِین‌َ لاَِجزاءِ القُرء’ان‌ِ یُرَتِّلونَها تَرتیلاً یُحَزِّنون‌َ بِه‌ِ اَنفُسَهُم‌ وَ یَستَـثیرُون‌َ بِه‌ِ دَواءَ دائِهِم‌…»(پرهیزکاران‌ در شب‌ بر پا ایستاده‌ مشغول‌ نمازند. قرآن‌ را جزء به‌ جزء و با تفکر واندیشه‌می‌خوانند. با قرآن‌ جان‌ خود را محزون‌ می‌کنند و داروی‌ درد خود را می‌یابند. وقتی‌ به‌آیه‌ای‌ برسند که‌ تشویقی‌ در آن‌ است‌، با شوِ و طمع‌ بهشت‌ به‌ آن‌ روی‌ آورند و با جان‌پرشوِ در آن‌ خیره‌ شوند و گمان‌ می‌برند که‌ نعمتهای‌ بهشت‌ برابر دیدگانشان‌ قرار دارد؛ وهر گاه‌ به‌ آیه‌ای‌ می‌رسند که‌ ترس‌ از خدا در آن‌ باشد، گوش‌ دل‌ به‌ آن‌ می‌سپارند و گویاصدای‌ برهم‌ خوردن‌ شعله‌های‌ آتش‌ در گوششان‌ طنین‌افکن‌ است‌، پس‌ قامت‌ به‌ شکل‌ رکوع‌خم‌ می‌کنند و پیشانی‌ و دست‌ و پا بر خاک‌ می‌مالند و از خدا آزادی‌ خود را از آتش‌ جهنم‌می‌طلبند).

کتاب‌ عشق‌ قرآن‌ است‌ دریاب‌صحیفة‌ سرِّ سبحان‌ است‌ دریاب‌

برو گر عاشقی‌ این‌ دفتر آموزز نور دانش‌ِ آن‌ دل‌ بیفروز

کز این‌ دانش‌ نه‌ دانشهای‌ دیگرتوان‌ گشتن‌ به‌ کوی‌ دوست‌ رهبر

کز این‌ دانش‌ رهی‌ از خودپرستی‌بیاموزی‌ رموز عشق‌ و مستی‌

کز این‌ جام‌ الستی‌ گر کنی‌ نوش‌خودی‌ گردد ز سرمستی‌ فراموش‌

بسوزی‌ خودپرستی‌ و خودی‌ رابیفروزی‌ چراغ‌ بی‌خودی‌ را

هر آن‌ دانش‌ که‌ ناز و نخوت‌ آردفزون‌ در دل‌ هوا و شهوت‌ آرد

کجا درمان‌ درد خودپرستی‌ است‌کجا آن‌ می‌ ز صهبای‌ الستی‌ است‌

می‌ای‌ کان‌ عقل‌ را هوشیار سازددل‌ از خواب‌ هوس‌ بیدار سازد

فزاید مستی‌اش‌ هشیاری‌ دل‌زداید دارویش‌ بیماری‌ دل‌

روان‌ هوشیار و دل‌ پرنور سازدغرور و مستی‌ از جان‌ دور سازد

می‌ شیرین‌ پاک‌ آسمانی‌ است‌ز قرآن‌ جو که‌ تاک‌ آسمانی‌ است‌

کتاب‌ سر لاریبی‌ است‌ قرآن‌ظهور شاهد غیبی‌ است‌ قرآن‌

شهود غیبی‌ و غیب‌ شهودی‌ است‌صعود قوسی‌ و قوس‌ صعودی‌ است‌

خوشا آنان‌ که‌ شب‌ زین‌ دفتر عشق‌همی‌ خوانند نام‌ دلبر عشق‌

خوشا آنان‌ که‌ هر شب‌ تا سحرگاه‌بدین‌ خوش‌نغمه‌ از دل‌ برکشند آه

دو حالت خوف و رجا: نشان اثرپذیری از قرآن

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ذَلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ / ۲۳ : زمر

خدا زیباترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش [در لطف و زیبایی و محتوا] همانندیکدیگر و دوتادوتا است. آنان که از پروردگارشان می هراسند پوست بدنشان از تلاوتآن به لرزه می افتد سپس برون و درونشان به یاد خدا نرم می گردد. این است هدایت خدا. هر که را بخواهد به آن راه نماید و هر که را خدا گمراه کند او را راهبری نیست.

«مُتَشابِه‌» از مادّة‌ «شبه‌» به‌ معنای‌ همانند است‌ و تنها در همین‌ آیه‌ صفت‌ همة‌ قرآن‌ واقع‌شده‌ است‌، به‌ این‌ معنا که‌ همة‌ آیات‌ قرآن‌ همانند هم‌ است‌ و این‌ همانندی‌ یا ظاهری‌است‌، به‌ لحاظ‌ اینکه‌ همة‌ آیات‌ آن‌ در حد اعجاز و دارای‌ بلاغت‌ است‌ و یا این‌ همانندی‌معنوی‌ است‌، بدین‌ لحاظ‌ که‌ تضاد و تخالفی‌ در مفاهیم‌ آنها وجود ندارد و همة‌ آنهامتناسب‌ و هماهنگ‌ باهم‌ به‌ دنبال‌ هدف‌ واحدی‌ هستند.

«مَثانی‌» از مادّة‌ «ثنی‌» به‌ معنای‌ عطف‌ و میل‌دادن‌ و تاکردن‌ است‌ و کلمة‌ «مثانی‌»همان‌ معنای‌ آیات‌ را افاده‌ می‌کند، با این‌ خصوصیت‌ که‌ خودبه‌خود از یکدیگر جدایند ودر عین‌ پیوستگی‌ مقطعهای‌ مشخصی‌ دارند، مانند کاغذی‌ که‌ تا خورده‌ و لایه‌های‌متعددی‌ دارد. بنابراین‌ با توجه‌ به‌ این‌ وصف‌ می‌توان‌ گفت‌: قرآن‌ کلامی‌ است‌ که‌ به‌حسب‌ اسلوب‌ خاصش‌ دارای‌ مقطعهای‌ مشخصی‌ است‌ که‌ خودبه‌خود از یکدیگر جدامی‌شود نه‌ مثل‌ گفتارها و نوشتارهای‌ دیگر که‌ باید فرازهای‌ آنها را با توجه‌ به‌ معانی‌ آنهااز یکدیگر جدا کرد.

قرآن‌ مایة‌ خشوع‌ و خضوع‌ و خشیت‌ است‌ زیرا انسان‌ هر گاه‌ که‌ خود را در برابرعظمت‌ پروردگارش‌ مشاهده‌ کند و در چنین‌ وضعی‌ کلام‌ خدا را بشنود متوجه‌ ساحت‌عظمت‌ کبریایی‌ او گشته‌ و خشیت‌ بر دلش‌ چیره‌ می‌شود، به‌ طوری‌ که‌ پوست‌ بدنش‌ ازترس‌ شروع‌ به‌ جمع‌شدن‌ می‌کند. و آن‌گاه‌ که‌ دوباره‌ به‌ یاد خدا می‌افتد دلش‌ آرام‌می‌شود و بار دیگر بر اثر این‌ آرامش‌ قلبی‌ پوست‌ بدنش‌ نرم‌ می‌شود. و این‌ همان‌ هدایت‌خداست‌ که‌ شامل‌ کسانی‌ می‌شود که‌ سرگرم‌ کارهایی‌ چون‌ فسق‌ و ظلم‌ نشده‌اند.

حکایت‌ ثقلین‌

امام‌ علی‌(ع) با فریاد «اَیُّهَاالنّاس‌» مردم‌ را متوجه‌ قرآن‌ و آثار هدایت‌بخشی‌ این‌ کتاب‌ الهی‌کرده‌ و آن‌گاه‌ از ثقل‌ اکبر آنان‌ را به‌ ثقل‌ اصغر و سخنگویان‌ قرآن‌ ارشاد می‌کنند:«اَیُّهَاالنّاس‌ُ اِنَّه‌ُ مَن‌ِ استَنصَح‌َ اللهَ وُفِّق‌َ وَ مَن‌ِ اتَّخَذَ قَولَه‌ُ دَلیلاً هُدِی‌َ لِلَّتی‌ هِی‌َ اَقوَم‌ُ…». ای‌ مردم‌هر کس‌ از خدا خیرخواهی‌ طلبد توفیق‌ یابد و آن‌ کس‌ که‌ سخنان‌ خدا [قرآن‌] را راهنمای‌خود قرار دهد به‌ راست‌ترین‌ راه‌ هدایت‌ خواهد شد، پس‌ همانا همسایة‌ خدا در امان‌ ودشمن‌ خدا ترسان‌ است‌. آن‌ کس‌ که‌ عظمت‌ خدا را می‌شناسد سزاوار نیست‌ خود رابزرگ‌ جلوه‌ دهد، پس‌ بلندی‌ ارزش‌ کسانی‌ که‌ بزرگی‌ پروردگار را می‌دانند در این‌ است‌که‌ برابر او فروتنی‌ کنند و سلامت‌ آنان‌ که‌ می‌دانند قدرت‌ خدا چه‌ اندازه‌ است‌ در این‌است‌ که‌ در برابر فرمانش‌ تسلیم‌ باشند. پس‌ از حق‌ نگریزید، چونان‌ گریز انسان‌ تندرست‌از فردِ گَرگرفته‌ یا انسان‌ سالم‌ از بیمار، و بدانید که‌ هیچ‌گاه‌ حق‌ را نخواهید شناخت‌، جزانکه‌ ترک‌کنندة‌ آن‌ را بشناسید. هرگز به‌ پیمان‌ قرآن‌ وفادار نخواهید بود، مگر آنکه‌پیمان‌شکنان‌ را بشناسید و هرگز به‌ قرآن‌ چنگ‌ نمی‌زنید، مگر آنکه‌ رهاکنندة‌ آن‌ راشناسایی‌ کنید. پس‌ رستگاری‌ را از اهل‌ آن‌ جستجو کنید که‌ اهل‌ بیت‌ پیامبر رمز حیات‌دانش‌ و راز مرگ‌ جهل‌ و نادانی‌اند، آنان‌ که‌ حکمتشان‌ شما را از دانش‌ آنان‌ و سکوتشان‌از منطق‌ آنان‌ و ظاهرشان‌ از باطنشان‌ اطلاع‌ می‌دهد، نه‌ با دین‌ خدا مخالفتی‌ دارند و نه‌ درآن‌ اختلاف‌ می‌کنند. دین‌ در میان‌ آنان‌ گواهی‌ صادق و ساکتی‌ سخنگوست‌.»

حمد الهی برای نزول کتابی بی انحراف

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (۱) قَیِّمًا لِیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (۲) / ۱ -۲ : کهف

ستایش مخصوص خدایی است که این کتاب [آسمانی] را بر بندة خودفروفرستاد و هیچگونه کژی در آن ننهاد، [کتابی] راست و درست، تا[گناهکاران را] از جانب خود به عذابی سخت بیم دهد و مؤمنانی را که کارهای شایسته می کنند نوید بخشد که برای آنان پاداشی نیکوست.

اعجاز تشریعی‌ و توحیدی‌ قرآن‌ مجید

قرآن‌ نه‌ کتابی‌ فلسفی‌ است‌ و نه‌ ادبی‌، نه‌ تاریخی‌ است‌ و نه‌ اثری‌ هنری‌ و نه‌ علمی‌؛ اما درعین‌ حال‌، علاوه‌ بر مزایا و ویژگیهای‌ خود، مزایای‌ همة‌ آنها را دارد. قرآن‌ کتاب‌ هدایت‌بشر است‌ و یکی‌ از وجوه‌ اعجاز آن‌ تشریع‌ و قانون‌گذاری‌ و بیان‌ مسائل‌ بلند و ناب‌توحیدی‌ است‌، آن‌ هم‌ به‌ وسیلة‌ پیامبری‌ درس‌ناخوانده‌ و مکتب‌نرفته‌: «وَ ما کُنت‌َ تَتلُوامِن‌ قَبلِه‌ِ مِن‌ کِتاب‌ٍ وَ لا تَخُطُّه‌ُ بِیَمینِک‌َ اِذاً لاَّرتاب‌َ المُبطِلون‌َ» (و تو پیش‌ از فرودآمدن‌ قرآن‌نوشته‌ای‌ را نمی‌خواندی‌ و نه‌ با دستانت‌ آن‌ را می‌نوشتی‌. در آن‌ صورت‌، یاوه‌گویان‌دودل‌ می‌شدند)؛ و بالصراحة‌ نیز او را «امّی‌» نامیده‌ است‌: «فَامِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِه‌ِ النَّبِی‌ِّالاُمِّی‌ِّ الَّذی‌ یُؤمِن‌ُ بِالله» (پس‌ به‌ خدا و فرستادة‌ درس‌ناخواندة‌ او که‌ به‌ خدا ایمان‌ داردایمان‌ آورید)؛ و نیز فرموده‌ در تورات‌ و انجیل‌ نیز مسئلة‌ امّی‌بودن‌ پیامبر اسلام‌(ص)مطرح‌ شده‌ است‌: «الَّذین‌َ یَتَّبِعُون‌َ الرَّسُول‌َ النَّبِی‌َّ الاُمِّی‌َّ الَّذی‌ یَجِدُونَه‌ُ مَکتُوباً فِی‌ التَّوراة‌ِ وَالاِنجیل‌ِ» (آنان‌ که‌ از فرستادة‌ [خدا و] پیامبر درس‌ناخوانده‌ای‌ پیروی‌ می‌کنند که‌[نام‌ ونشان‌] او را پیش‌ خود در تورات‌ و انجیل‌ نوشته‌ می‌یابند.) حال‌ اگر با توجه‌ به‌ امّی‌ بودن‌پیامبر(ص) قرآن‌ و محتوا و قوانینش‌ را در نظر بگیریم‌، درخواهیم‌ یافت‌ که‌ این‌ کتاب‌آسمانی‌ دربردارندة‌ انواعی‌ از معارف‌ و علوم‌ و احکام‌ و قوانین‌ فردی‌ و اجتماعی‌ وژرف‌ترین‌ و بلندترین‌ دستورهای‌ اخلاقی‌ و مواعظ‌ سازنده‌ است‌ و تمامی‌ شیوه‌های‌تعلیم‌ و تربیت‌ را در خود جای‌ داده‌ و از مردم‌ عصر جاهلیت‌ و زمان‌ نزول‌ انسانهایی‌ والاساخته‌ و مفاهیم‌ ارزشی‌ را در جامعه‌ حاکم‌ و پایدار کرده‌ است‌. آیا این‌ حقیقت‌ جز بامسئلة‌ اعجاز قابل‌ تفسیر است‌؟ جامعیتی‌ که‌ در بُعد تشریع‌ احکام‌ و قوانین‌ اسلام‌ وجوددارد در هیچ‌یک‌ از شرایع‌ نظیر آن‌ یافت‌ نمی‌شود. چگونه‌ باید بیان‌ کرد پاسخهایی‌ که‌ به‌انسان‌ سرگشته‌ و حیران‌ دیروز و امروز و فردا داده‌ دربارة‌ هستی‌ و راز و هدف‌ خلقت‌دربارة‌ خودش‌ که‌ از کجا آمده‌ و که‌ او را آورده‌ و برای‌ چه‌ آورده‌ و به‌ کجا آورده‌ و چقدردر این‌ عالم‌ هست‌ و چه‌ باید بکند و کجا باید برود و چه‌ باید ببرد و چگونه‌ باید برود؟

قرآن‌ عزیز بلندترین‌ مطالب‌ و مفاهیم‌ را در قالبهایی‌ ساده‌ و قابل‌ فهم‌ و ادراک‌ بشری‌بیان‌ کرده‌ است‌ و برخلاف‌ خدای‌ تورات‌ مُحَرّف‌، که‌ او را همان‌ موجودی‌ معرفی‌ کرده‌ باپیامبر خودش‌ یعقوب‌ کُشتی‌ می‌گیرد و مغلوب‌ او می‌شود، خدا را مجمع‌ جمیع‌ صفات‌کمالیه‌ معرفی‌ کرده‌ و او را از هر گونه‌ نقص‌ و عیبی‌ مُبرّا و منزّه‌ دانسته‌ است‌. به‌ سه‌ آیة‌آخر سورة‌ حشر توجه‌ و در آن‌ تأمل‌ کنید و بنگرید که‌ به‌ چه‌ زیبایی‌ خداوند در آنهاتوصیف‌ شده‌ است‌. اگر به‌ قرآن‌ و آیاتی‌ که‌ راههای‌ خداشناسی‌ را ارائه‌ می‌دهد توجه‌کنید، خواهید دید که‌ یکی‌ از وجوه‌ اعجاز قرآن‌ همین‌ مسئله‌ است‌. قرآن‌ موجودات‌ عالم‌را همچون‌ آینه‌ای‌ می‌داند که‌ با نگاه‌ در آن‌ و مطالعة‌ آن‌ می‌توان‌ خدا را شناخت‌: «سَنُریهِم‌’ایاتِنا فِی‌ الا’فاِِ وَ فی‌ اَنفُسِهِم‌ حَتّی‌’ یَتَبَیَّن‌َ لَهُم‌ اَنَّه‌ُ الحَق‌ُّ.»

آری‌، قرآن‌ کتابی‌ است‌ که‌ باید دوباره‌ آن‌ را خواند و معجزه‌ای‌ است‌ که‌ باید دوباره‌ آن‌را شناخت‌.

یادآوری نعمت بی بدیل قرآن

وَإِذَا طَلَّقْتُمْ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آیَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ / ۲۳۱ : بقره

… و به یاد آورید نعمت خدا را بر خود و آنچه از کتاب آسمانی و حکمت بر شما نازل کرده و با آن به شما اندرز می دهد…

«الحِکمَة‌» عبارت‌ است‌ از رأی‌ و عقیده‌ای‌ که‌ در صدقش‌ محکم‌ باشد و کذبی‌ مخلوط‌ به‌آن‌ نباشد و نفعش‌ هم‌ محکم‌ باشد، یعنی‌ ضرر در پی‌ نداشته‌ باشد. از این‌ روست‌ که‌خداوند فرموده‌ «وَ اَنزَل‌َ اللهُ عَلَیک‌َ الکِتاب‌َ وَ الحِکمَة‌َ»؛ و نیز در وصف‌ قرآن‌ فرموده‌است‌: «وَ القُرء’ان‌ِ الحَکیم‌ِ»؛ و نیز رسول‌ خود را در چند جا معلم‌ حکمت‌ خوانده‌ است‌:«وَ یُعَلِّمُهُم‌ُ الکِتاب‌َ وَ الحِکمَة‌َ.»

راغب‌ اصفهانی‌ در مقدمة‌ کتاب‌ مفردات‌القرآن‌ دربارة‌ عظمت‌ قرآن‌ می‌نویسد:

«قرآن‌ ثمره‌ و بهرة‌ تمام‌ کتابهای‌ آسمانی‌ قبل‌ از اسلام‌ را شامل‌ است‌؛ و از معجزة‌ این‌کتاب‌ این‌ است‌ که‌ با کوچکی‌ حجم‌ متضمن‌ معانی‌ بسیاری‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ تمام‌وسایل‌ نگارش‌ بشر از ادای‌ حق‌ آن‌ معانی‌ برنخواهد آمد.»

ملاصدرا نیز در توصیف‌ نعمت‌ بی‌بدیل‌ قرآن‌ در مقدمة‌ تفسیر سورة‌ واقعه‌ می‌گوید:«بسیار به‌ مطالعة‌ کتب‌ حکما پرداختم‌ تا آنجا که‌ گمان‌ کردم‌ کسی‌ هستم‌؛ ولی‌ همین‌ که‌بصیرتم‌ باز شد، خودم‌ را از علوم‌ واقعی‌ خالی‌ دیدم‌. در آخر عمر به‌ فکر رفتم‌ که‌ به‌ سراغ‌تدبّر در قرآن‌ و روایات‌ محمد و آل‌ محمد: بروم‌. یقین‌ کردم‌ که‌ کارم‌ بی‌اساس‌ بوده‌است‌، زیرا در طول‌ عمرم‌ به‌ جای‌ نور در سایه‌ ایستاده‌ بودم‌. از غصه‌ جانم‌ آتش‌ گرفت‌ وقلبم‌ شعله‌ کشید تا رحمت‌ الهی‌ دستم‌ را گرفت‌ و مرا با اسرار قرآن‌ آشنا کرد و شروع‌ به‌تفسیر و تدبّر در قرآن‌ کردم‌. درِ خانة‌ وحی‌ را کوبیدم‌، درها باز شد و پرده‌ها کنار رفت‌،دیدم‌ فرشتگان‌ به‌ من‌ می‌گویند: سَلام‌ٌ عَلَیکُم‌ طِبتُم‌ فَادخُلوها خالِدین‌َ.»

فیض‌ کاشانی‌ نیز در کتاب‌ رسالة‌ الانصاف‌ خود چنین‌ آورده‌ است‌: «کتابها و رساله‌هانوشتم‌، تحقیقاتی‌ کردم‌؛ ولی‌ در هیچ‌یک‌ از علوم‌ دوایی‌ برای‌ دردم‌ و آبی‌ برای‌ عطشم‌نیافتم‌. بر خود ترسیدم‌ و به‌ سوی‌ خدا فرار و انابه‌ کردم‌ تا خداوند مرا از طریق‌ تعمق‌ درقرآن‌ و حدیث‌ هدایت‌ کرد.»

امام‌ خمینی‌ (ره‌) نیز از جملة‌ عاشقان‌ و دل‌باختگان‌ کلام‌ وحی‌ بودند. با اینکه‌ انس‌ایشان‌ به‌ تلاوت‌ قرآن‌ و اهتمامشان‌ به‌ تدبّر و دقت‌ در قرآن‌ و گفتار معصومان‌: اززندگی‌، آثار و افکار آن‌ سفرکرده‌ کاملاً واضح‌ و روشن‌ است‌؛ با این‌ حال‌ در گفتاری‌ ازاینکه‌ تمام‌ عمر خود را در راه‌ قرآن‌ صرف‌ نکرده‌اند تأسف‌ می‌خورند و به‌ حوزه‌ها ودانشگاهها سفارش‌ می‌کنند قرآن‌ و ابعاد گوناگون‌ آن‌ را در همة‌ رشته‌ها مقصد اعلی‌ قراردهند تا مبادا در آخر عمر بر ایام‌ جوانی‌ تأسف‌ بخورند.

بوَد نور ما در جهان‌ نور دین‌بود افتخار از کتاب‌ مبین‌

اگر درس‌ ما درس‌ قرآن‌ بوددل‌ ما پر از نور ایمان‌ بود

هر آن‌ کس‌ ندارد ز قرآن‌ خبرنهال‌ وجودش‌ ندارد ثمر

* * *

مباش‌ ای‌ جوان‌ مسلمان‌ غمین‌به‌ دل‌ نور امید کن‌ جاگزین‌

ز خواب‌ گران‌ خیز و دشمن‌ ببین‌یهود و نصاری‌ همه‌ در کمین‌

همه‌ در کمین‌ تا که‌ قرآن‌ برندز ما و ز تو دین‌ و ایمان‌ برند

* * *

الا ای‌ درخشان‌ کتاب‌ خداتویی‌ کیمیا و تویی‌ رهنما

تو بی‌عیب‌ و نقص‌ و تو بی‌اشتباه‌تویی‌ حجت‌ حق‌ تو هستی‌ پناه‌

تویی‌ نسخة‌ پاک‌ِ یزدان‌ِ پاک‌به‌ اوج‌ فلک‌ می‌رسانی‌ ز خاک

‌ * * *

به‌ این‌ صوت‌ جان‌پرور و دلنشین‌ز جان‌آفرین‌ آفرین‌ آفرین‌

درود فراوان‌ برای‌ تو بادهمه‌ جان‌ عالم‌ فدای‌ تو باد

  • نوشته شده توسط حسین شاهد خطیبی | لینک ثابت | نظر بدهید
  • 
  • نظر بدهيد
  • » به حضور همه بازدید کنندگان محترم می رسانیم که از هم اکنون پاسخ تمامی نظرات را تنها از جایی که نظر گذاشته اید مطالعه نمایید. حتی اگر نظری تحت عنوان "لطفا از وبلاگ من هم دیدن کنید." گذاشته باشید برای مشاهده پاسخ ما تنها از خود پایگاه گل نرگس و جایی که نظر گذاشته اید اقدام نمایید. با تشکر
    نام :
    ایمیل :
    وبسایت:
    نظر:

    پیام مدیر

    کل یوم عاشورا

    « عزت یا ذلت »

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    محرم

    نام نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری ، علت نامگذاری این ماه به محرم ، آن بوده که در ایام جاهلیت ، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند . اما بنی امیه با ریختن خون سیدالشهدا در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا ، احترام ماه حرام را نگه نداشتند .

    کل یوم عاشورا

    هر روز عاشورا و هر سر زمین ، کربلاست . « کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا » این جمله و شعار ، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست . عاشورا و کربلا ، یکی از بارزترین حلقه های این زنجیره طولانی است . همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهای آزاده ، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل را بر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل ، بی دینی است.

    آیه ای که سربریده امام حسین ( ع) بر سر نیزه قرائت فرمودند

    آیه ای که سربریده امام حسین ع بر سر نیزه قرائت فرمودند

    عزت یا ذلت

    ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.

    پیام دشمن شکن هیهات منا الذله ات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.

    اما پیام تو ای حسین عزیز!

    پیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی .

    آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است.

    حسین جان :

    وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی.

    حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش – بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟

    ما به آنانی که به برکت خون هزاران شهید و با آرای مردم انقلابی و شهید داده مقام و مسوولیتی را به دست آورده اند لکن زمینه سازش با دشمنان این ملت و پذیرش سلطه ابر قدرتها را دنبال می کنند و بر بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره و بر نظرات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بی مهری می ورزند می گوییم:

    آگاه باشید و بدانید که تنها هنرتان خوش رقصی برای معاویه های زمان است و خیانت به این انقلاب و ملت قهرمان !

    اما ملت ما کالای گرانبهای عزت و افتخار حسینی را به ذلت و ننگ یزیدی نمی فروشد و کسانیکه بخواهند به آرمان این ملت و شهیدانش خیانت کنند باید منتظر تازیانه قهر و عذاب خدا که به دست این امت پیروز محمدی جاری خواهد شد باشند و بدانند که آنان هیچ گاه از اهداف اصیل و انقلابی شان دست نخواهند کشید و شعار همیشگی شان « هیهات من الذله» خواهد بود.

    مدیر سایت : لیلة القدر

    لینکهای مرتبط در ادامه مطلب

    راه امام ، راه نجات کشور

    انصراف از خط امام ، هرگز

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، بر جسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشویژگیهای ممتاز ، برجسته و بی نظیر امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشخصوصیات راه و خط امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش اول

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    اماما : تا جام اجل نکرده ایم نوش () هرگز نکنیم ترا فراموشپاسداشت یاد و راه امام خمینی ره / بخش دوم

    لیلة القدر

    لیلة القدر

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    لیلة القدر» جهت بزرگنمایی کلیک کنید

    آیا فکر نمی کنید اسلام ستیزی غرب و غربیان جنگهای صلیبی مدرن بنام جنگ نرم با رقاصی عوامل داخلی  باشد ؟ پس مدارا تا کی ؟ آیا با محکومیت و صدور قطعنامه کاری می توان در مقابل آفند دشمن کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر ملاحظه کاری کرد ؟ چرا باید اینقدر نرمش نشان داد ؟ اگر به قانون عمل کنیم کمترین حکم به اهانت کنندگان به مقدسات مردم ؛ مرگ است چرا اجرا نمی کنید ؟ آیا اهانت به بنیانگزار کبیر انقلاب اسلامی و رهبر فرزانه مان اختلال در نظم و امنیت عمومی نیست ؟ چرا …. ؟

    تصویری از گالری
    عيد غدير مبارك » تصوير روز
    ویژه ها
    در باره غدير خم
    سيماي سلام
    سيماي نماز
    ليلة القدر
    غدير و تهديدات داخلي
    سرودها و نغمه هاي غدير خم
    منشور عقايد شيعه
    ليلة القدر
    سخنراني دكتر رفيعي
    تازه های سایت
    » دانلود نوحه ها و مداحی های حضرت اباعبدالله الحسین ع سال ۸۸ (جدید)
    » دانلود کتاب فضائل و سیره امام حسین ع در کلام بزرگان
    » دانلود کتاب آنچه در کربلا گذشت (از مدینه تا کربلا)
    » دانلود کتاب پیشواى شهیدان
    » روز شمار قیام کربلا در یک نگاه
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۳ زیباترین کلام ایام محرم( ویژه شب هشتم ، نهم ، دهم )
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی / ۲ زیبا ترین کلام ایام محرم
    » دانلود >سخنرانی >دکتر رفیعی /۱ زیباترین کلام ایام محرم
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۲
    » دانلود فیلم >ویژه نامه‏ها >ویژه محرم >فیلم و سریال کاروان عشق ۱
    » دانلود فیلم >نغمات آسمانی >مناجات >نجوای شبانه
    » دانلود سخنرانی >استاد صفائی حائری >امام حسین (ع)
    » سه جمله از سرور ما على‏علیه السلام در مناجات
    » متن مُناجات منظومه حضرت امیرالمؤمنین علىّ بن ابیطالب ع منقول از صحیفه علویّه
    » متن مناجات پارسایان
    » متن مناجات معتصمان
    » متن مناجات یادکنندگان حق‏
    » متن مناجات عارفان
    » متن مناجات نیازمندان
    » متن مناجات توسل جویان‏
    » متن مناجات دوستان
    » متن مناجات اهل ارادت
    » متن مناجات فرمانبرداران خدا
    » متن مناجات سپاسگزاران
    » متن مناجات مشتاقان
    مجموعه گل نرگس
    امکانات
    اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   Posts RSS Comments RSS
    آرشیو تقویمی
    پیوند ها
    پایگاه ها
    http://leader.ir
    http://sistani.org
    http://saafi.org
    http://mtb.ir
    http://vahid-khorasani.ir
    http://makaremshirazi.org
    http://tabrizi.org
    http://lankarani.net