آیه های زندگی جلد ششم « بهار دلها »
لیست آیات
اعتصام به حبل اللّه: محور وحدت و برادری انسان،معجزة اجتماعی قرآن
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنْ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ / ۱۰۳ : آل عمران
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یادآورید: آنگاه که دشمنان[یکدیگر] بودید، پس میان دلهای شما الفت انداخت تابه لطف او برادران هم شدید و بر لبِ پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید.این گونه خداوند نشانه های خود را برای شما آشکار می سازد، باشد که راه یابید.
قرآن محور وحدت و همدلی و هماهنگی و همصدایی پیروان خویش است و آنان را بههنگام اختلاف و تیره شدن حقیقت به سمت آن ارشاد میکند: «وَ ما اَنزَلنا عَلَیکَ الکِتابَاِلاّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذی اختَلَفُوا فیه.»(و ما قرآن را بر تو نازل نکردیم، مگر برای اینکه آنچه رادر آن اختلاف دارند برای آنها روشن کنی.) از این روست که خداوند به اعتصام بهحبلالله، یعنی قرآن کریم، فرمان داده: «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا»؛ و در مواردتنازع و کشمکش امر فرموده تا با رفتن به زیر خیمة قرآن و پیامبر(ص) اختلاف را به اتحادو دشمنی را به دوستی بدل کنیم و در دادگاه قرآن حاضر شویم و در برابر داوری آنتسلیم شویم: «فَاِن تَنازَعتُم فی شَیءٍ فَرُدُّوُه اِلَی اللهِ وَ الرَّسولِ.»
حکایت ثقلین
همان گونه که قرآن، ثقل اکبر پیامبر(ص)، سبب وحدت بشر، خاصه اهل ایمان، است؛ ثقلاصغر، یعنی عترت طاهره، نیز چنیناند و در عصر ظهور حجت غایب و برقراری دولتکریمة آن امام منتظر چنین خواهد شد. از این روست که در دعای افتتاح میخوانیم:«اَللّ’هُمَّ المُم بِهِ شَعثَنا وَ اشعَب بِهِ صَدعَنا وَ ارتُق بِهِ فَتقَنا وَ کَثِّر بِهِ قِلَّتَنا وَ اَعزِز بِهِ ذِلَّتَنا…»
دانستنیهایی از قرآن (۴)
تفسیر و تأویل
«تفسیر» از مادّة «فَسر» به معنای آشکارکردن و توضیحدادن مطلبی و واضحساختن آناست؛ و «تَفسیر» از باب تفعیل همان معنای ثلاثی مجرد خود را میدهد با تأکید و مبالغةبیشتر. در تعریف «تفسیر» گفتهاند: تفسیر یعنی نیکو روشنساختن مفهوم آیات قرآنمجید و واضحکردن منظور پروردگار. از این رو، هنگامی که هالهای از ابهام، چون نقاب،بر چهرة الفاظ مشکلة قرآن نشسته باشد، مفسر با تفسیرش آن ابهامات را زایل میکند. ازاین رو در تفسیر باید به مدارک قابل اطمینان استناد کرد.
مدارک و منابع معتبر تفسیرعبارتاند از:
۱) ظواهر الفاظ قرآن، که اعتبار و حجیتشان قطعی است؛
۲) عقل فطری وسالم و دور از تأثیرات افکار و عقاید و سلیقههای شخصی؛
۳) آنچه به طور حتم ازمعصوم(ع) رسیده باشد؛
۴) اخبار ظنّی معتبر، مانند خبر واحد عادل، که دارای شرایطحجیت و اعتبار است. در روایات متعددی از معصومان:، از تفسیر به رأی منع وتحذیر شده است.
«تأویل» از ریشة «اَول» به معنای رجوع و بازگشت گرفته شده است. بنابراین «تأویل»از باب تفعیل به معنای ارجاع دادن است. «تأویل» در موردی به کار میرود که گفتار، مایةشبهه و حیرت و سرگردانی شده باشد. اینجاست که تأویلگر ظاهر شبههانگیز آن گفتاررا به جایگاه اصلی خود، یعنی وجه صحیح معنایی آن بازمیگرداند.
بنابراین «تفسیر» برای رفع ابهام است و «تأویل» برای رفع شبهه. بدین ترتیب، آیاتمتشابه قرآن علاوه بر تفسیر به تأویل نیز نیازمندند. قرآن در این باره میفرماید: «وَ ما یَعلَمُتَأوَیلَه اِلاَّ اللهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی العِلم.» ولی آیات محکمه فقط به تفسیر نیاز دارند تا احیاناًابهامی که دارند برطرف شود. پس تأویل اخص از تفسیر است، یعنی هر جا تأویل باشدتفسیر هم هست؛ زیرا تأویل نوعی تفسیر است.
کتاب امیدبخش قرآن: هادی انسان به استوارترین راه
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا / ۹ : اسراء
قطعاً این قرآن به راهی که مستقیمترین[و پابرجاترین] است هدایت می کند و به مؤمنانی که کارهای شایسته می کنند،بشارت می دهد که پاداشی بزرگ برایشان خواهد بود.
«اَقوَم» اَفعَل تفضیل از مادّة «ِوم» و مصدر «قیام» است؛ و «قیام» در معنا ضد «قعود»است. و این دو از احوال و هیئتهای انسانی است. البته قیام معتدلترین حالت آدمی استکه در آن، از هر حال دیگری بر کارهایش مسلطتر است. این معنا به حسب اصل اینکلمه است؛ اما به تدریج آن را در نیکو انجامدادن هر کار استعمال کردند و کسی را که بهخوبی متصدی کاری شود و بدون عجز و خستگی و با حُسنِ اداره آن کار را انجام دهد گفتهاند: «فلانی قائم به فلان کار است.»
در این آیه، خداوند فرموده است: این قرآن هدایت میکند به سوی دینی که اقوم ازهر دین و مسلطتر بر ادارة امور بشر است. لذا قرآن اسلام را دین قیّم معرفی کرده است:«ذ’لِک الدّینُ القَیِّمُ» و «فَاَقِم وَجهَک لِلدّینِ القَیِّم»؛ و این بدان جهت است که این دین براساس کتاب الهی و آسمانیاش، یعنی قرآن، خیر دنیا و آخرت ملت خود را تأمین وتضمین کرده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد آنهاست؛ و سبب و منشأ آن این است کهاین دین موافق با مقتضیات فطرت انسانی و ناموس و قانونی است که خداوند انسان را برآن آفریده است. از این روست که این دین و این کتاب تنها آیینی است که قائم به مصالححیات پیروان خویش و تأمینکنندة اهداف دنیایی و آخرتی آنهاست. البته در بعضیترجمهها، «اَقوَم» را به معنای پابرجاتر و مستقیمتر و صافتر نیز گرفتهاند که دور ازمعنای اولی که آن را توضیح دادیم نیست؛ زیرا قرآن به طریقه و روشی هدایت میکند کهدر تمام زمینهها صافترین و مستقیمترین و ثابتترین راههاست.
حکایت ثقلین
همان گونه که قرآن هادی انسان به اَقوَم طُرُِ است، خاندان رسول خدا(ص) نیز چنیناند.سخنان آنان و سیرة عملی و شیوة زندگیشان و رفتار و کردارشان ــ همه هدایتبخشپیروان آنان به استوارترین طریق زندگی و بندگی است. در زیارت جامعة کبیره آمدهاست: «أنتُمُ الصِّراطُ الاَقوَمُ وَ شُهَداءُ دارِ الفَناءِ وَ شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ وَ الرَّحمَةُ المَوصُولَةُ وَالاَمانَةُ المَحفُوظَةُ وَ البابُ المُبتَلی’بِهِ الناسُ مَن ‘اتاکُم نَجی’ وَ مَن لَم یَأتِکُم هَلَکَ… کَلامُکُم نُورٌوَ اَمرُکُم رُشدٌ وَ وَصیَّتُکُم التَّقوی وَ فِعلُکُم الخَیرُ.»
به یکی از مصادیق هدایت اهل بیت: به راه استوار حق و حقیقت و کمال وسعادت توجه کنید:
«از نوف بکّالی نقل شد که در یکی از شبها امام علی(ع) را دیدم که برای عبادت ازبستر برخاست نگاهی به ستارگان افکند و به من فرمود: ‘خوابی یا بیدار؟ گفتم: ‘بیدارم.`فرمود: یا نَوفُ طُوبی’ لِلّزاهِدینَ فِی الدُّنیا الرّاغِبینَ فِی الاخِرَةِ اُولئِکَ قومٌ اتَّخَذوا الاَرضَبِساطاً وَ تُرابَها فِراشاً وَ ماءَها طیباً وَ القُرانَ شِعاراً وَ الدُّعاءَ دِثاراً ثُمَّ قَرَضوا الدُّنیا قَرضاً عَلیمِنهاجِ المَسیحِ.[ای نوف، خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند و دل بهآخرت بستند. آنان مردمی هستند که زمین را تخت خاک را بستر آب را عطر و قرآن راپوشش زیرین و دعا را لباس رویین خود قرار دادند و با روش عیسای مسیح با دنیابرخورد کردند.]»
قرآن: نسخة درمان و موجب شادی ـ هم شور و هم سرور، هم راه و هم رحمت، بهتر از هر نعمت
یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ (۵۷) قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ (۵۸) / ۵۷-۵۸ : یونس
ای مردم، به یقین برای شما اندرزی از سوی پروردگارتان آمده است و درمانی برای آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتی است برای مؤمنان. بگو به فضل و رحمت خداست که [مؤمنان] باید شاد شوند و این از هر چه گردآوری کرده اند بهتر است.
دانستنیهایی از قرآن (۵)
سوره و انواع آن
«سوره» در لغت به معنای منزلت و شرف عالی و علامت و یک رَج از رجهای دیواراست. اصل آن یا از «سورِ مدینه» یعنی حصار گرد شهر گرفته شده است، زیرا آیات بهخشتهای دیوار حصار تشبیه شدهاند، یا از «سوره» به معنای قوّت گرفته شده است. امادر اصطلاح «سوره» به قسمت مشخصی از قرآن میگویند، برخی نیز آن را از «سُؤر» بهمعنای پاره و باقیماندة چیزی دانستهاند. بر طبق این نظر، «سوره» در اصل «سؤره» و بهمعنای پارهای از قرآن بوده و برای سهولت در تلفظ، همزه به واو تبدیل شده است.انقسام قرآن به سورهها مانند تقسیم به آیهها ریشة قرآنی دارد؛ و خداوند در چند مورددر قرآن اسم «سوره» را برده است: «سُورَةٌ اَنزَلناها»؛ و «فَأتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثلِهِ». اسامیسورهها توقیفی است و با صلاحدید و نظر شخصی پیامبر(ص) نامگذاری شدهاند. وجهتسمیة سوره گاه اسمی است که در همان سوره وجود دارد و گاه موضوعی است که درآن سوره از آن بحث شده است، مانند سورةالبقرة، و گاه جملهای از اول سوره را ذکرکرده نام و معرِّف آن سوره قرار دادهاند، مانند سورة اِقَرأ بِاسمِ رَبِّک، و گاه با وضعی کهسوره دارد، مانند سورة فاتحةالکتاب، نامیده است. بیشترین سورهها بقط یک نام دارند،اما برخی از آنها به جهت خاصی دو یا سه نام یا بیشتر دارند.
جلالالدین سیوطی بیش ازبیست نام برای سورة حمد آورده که سه نام آن معروف است:
۱) «فاتِحَةُ الکِتابِ»، زیرانخستین سورة قرآن و اولین سورهای است که به شکل کامل نازل شده؛
۲) «اُمُّ الکِتاب»،زیرا تمام اغراض و اهداف قرآن در این سورة کوتاه جمع شده است؛
۳) «سبع المثانی»،زیرا مشتمل بر هفت آیه و نیز هفت جفت کلمه است.
نمونهای از نامهای متعدد سورهها عبارت است از:
توبه (برائت)؛ اسراء (بنیاسرائیل، سبحان)؛ نمل (سلیمان)؛ غافر (مؤمن)؛ فصّلت(حمسجده)؛ نبأ (عمّ)؛ بیّنه (لمیکن)؛ ماعون (دین، أرأیت)؛ مَسَد (تبّت)؛ توحید(اخلاص)؛ محمد (قتال)؛ قمر (اقتربت)؛ ملک (تبارک)؛ معارج (سأل، واقع)؛ دهر(انسان، هلاتی)؛ قریش (ایلاف) و شرح (انشراح).
برای برخی سورهها نامهای گروهی نهاده شده که بدین شرح است:
۱)«سبع طِوال»، که عبارت است از هفت سورة طولانی بقره و آل عمران و نساء ومائده و انعام و اعراف و دو سورة انفال و برائت، که یک سوره حساب شدهاند؛
۲)«مِئین»، سورههایی است که عدد آیات آنها از صد بیشتر است، ولی حجم آنها ازطِوال کمتر است و آن دوازده سورة یونس، هود، یوسف، نحل، اسراء، کهف، مریم، طه،انبیاء، مؤمنون، شعراء و صافات است.
۳) «مثانی»، سُوَری است که عدد آیات آنها کمتر از صد است. زیرا قابل تکرارند ومعمولاً بیش از یک بار تلاوت میشوند. بیست سوره چنیناند.
۴) «ممتحنات»، شانزده سورة فتح، حشر، سجده، طلاِ، قلم، حجرات، تبارک،تغابن، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحریم هستند.
۵) «مفصّلات»، آن سورههاییاند که فواصل آنها کوتاه است و آنها از سورة الرحمن تاآخر قرآناند، بهجز چند سورهای که از ممتحنات یا مئین به حساب میآید.
انس با قرآن: تقویت کنندة ارادة مؤمنان و آرامش بخش و بیدارگر آنان
وَکُلًّا نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ / ۱۲۰: هود
و ما از سرگذشتهای پیامبران [خود]آنچه دلت را بدان استوار گردانیم بر تو حکایت می کنیم؛ و در اینها، برای تو حقیقت و، برای مؤمنان، اندرز و تذکر آمده است.
سه مطلب روایی دربارة قرائت قرآن
مطلب اول: قرائت خوش
«قالَ رَسُولاللهِ(ص): ‘لِکُلِّ شَیءٍ حِلیَةٌ وَ حِلیَةُ القُرء’انِ الصوتُ الحَسَن.» (رسول خدا(ص)فرمودند: هر چیزی را زینتی است و زینت قرآن صدای خوش است.)
«قالَ رَسُولاللهِ(ص): ‘حَسِّنُوا القُرء’انَ بِأصواتِکُم فَاِنَّ الصَّوتَ الحَسَنَ یَزیدُ القُرء’انَ حُسناً وَقَرَأ: «یَزیدُ فِی الخَلقِ ما یَشاءُ».» (رسول خدا(ص) فرمودند: قرآن را با صدایتان زیباکنید، زیرا صدای زیبا و خوش به زیبایی قرآن میافزاید، و این آیه را تلاوت کردند: «اوهر چه بخواهد در آفرینش میافزاید.»)
«عَنِ الرَّسولَ(ص)اَنَّهُ سُئِلَ اَیُّ النّاسِ اَحسَنُ صَوتاً بِالقُرء’انِ؟ قالَ: مَن اِذا سَمِعتَ قِراءَتَهُ رَأَیتَاَنَّهُ یَخشَی اللهَ.» (از رسول خدا پرسیدند که کدامیک از مردم بهترین صوت قرآن را دارد؟حضرت فرمود: آن کس که هر گاه قرائتش را بشنوی او را در حال خشیت از خدا ببینی.)
مطلب دوم: قرائت در خانه
ـ «قال امیرالمؤمنین(ع): اَلبَیتُ الَّذی یُقَرأُ فیه القُرء’انُ وَ یُذکَرُ اللهُ عَزَّوَ جَلَّ فیه تَکثُرُ بَرَکَتُهُ وَتَحضُرُهَ المَلائِکَةُ وَ تَهجُرُهُ الشَّیاطینُ وَ یُضییُ لاَِهلِ السَّماءِ کَما یُضییءُ الکَواکِبُ لاَِهلِ الاَرضِوَ اِنَّ البَیتَ الَّذی لایُقرَأُ فیهِ القُرء’انُ وَ لایُذکَرُ اللهُ فیهِ تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَ تَهجُرُهُ المَلائِکَةُ وَ تَحضُرُهُالشَّیاطینُ.» (امیر مؤمنان(ع) فرمودند: خانهای که در آن قرآن خوانده و ذکر خدای عزیزو بلندمرتبه میشود برکتش زیاد میگردد و فرشتگان در آن حاضر میشوند و شیاطین ازآن رخت برمیبندند و برای آسمانیان میدرخشد، همانند درخشش ستارگان برای اهلزمین؛ و همانا خانهای که در آن قرآن خوانده نمیشود و خدا نیز در آن یاد نشود برکتشکم میگردد و فرشتگان از آن خانه هجرت میکنند و شیاطین در آن حاضر میشوند.)
«قال الصادِ(ع)… وَ الدّارُ اِذا تُلیَ فیها کِتابُ اللهِ تَعالی’ کانَ لَها نُورٌ ساطِعٌ فِی السّماءِتَعرِفِ مِن بَینِ الدُّوَرِ.» (امام صادق(ع) فرمودند: و خانه، هنگامی که در آن[قرآن] کتابخدای بلندمرتبه تلاوت شود، برای آن نوری گسترده در آسمان است؛ به گونهای که ازدیگر خانهها شناخته میشود.)
مطلب سوم: قاریان مذموم
«قالَ رَسُولُ اللهِ(ص): مَن قَرَأَ القُرء’انَ وَ لَم یَعمَل بِهِ حَشَرَهُ اللهُ یَومَ القیامة اَعمی’ فیقول ‘رَبِّ لِمَحَشَرتَنی اَعمی’ وَ قَد کُنتُ بَصیراً قالَ کَذ’لِکَ اَتَتکَ ‘ایاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذ’لِکَ الیَومَ تُنسی’` فَیُؤمَرُ بِهِاِلَی النّارِ.» (رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس قرآن بخواند و به آن عمل نکند خداوند روزقیامت او را کور محشور میکند. پس او میگوید: پروردگارا، چرا نابینا محشورم کردی، منکه بینا بودم؟ میفرماید: آن گونه که آیات ما برای تو آمد و تو آنها را فراموش کردی امروز نیزتو فراموش خواهی شد.)
«قال رَسُولُ اللهِ(ص): مَن تَعَلَّمَ القُرء’نَ لِلدُّنیا وَ زینَتِها حَرَّمَ اللهُ عَلَیه الجَنَّةَ.» (هر کس قرآنرا برای دنیا و زیور آن فراگیرد خداوند بهشت را بر او حرام گرداند.) در حدیثی از امامصادِ(ع) است که «قاریان قرآن سه گروهاند: یکی آن که قرآن میخواند تا آن را سرمایةکسب خود کند و پادشاهان را با آن بدوشد و به مردم بزرگی فروشد؛ و دیگر شخصیاست که قرآن میخواند و حروف آن را نگهداری میکند، ولی حدود آن را ضایعمیسازد و آن را چون جام آب نگهداری میکند[هنگام نیاز از آن بهره میگیرد و بعد ازرفع نیاز به کناری میاندازد]، خداوند امثال این اشخاص را زیاد نکند…
قرآن: نردبان ترقی ایمان
۲ : انفال
مؤمنان فقط کسانی اند که چون خدا یاد شود دلهایشان ترسد و چون آیات اوبر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگارشان توکل می کنند.
دانستنیهایی از قرآن (۶)
جمع و تنظیم قرآن کریم
ما بر اساس ادلّة محکم و متقن معتقدیم که «ترکیب سورهها از آیات» توقیفی است؛ یعنیقراردادن هر آیه از قرآن در جای معینی از سورههایی که حتی در یک نوبت نازل نشدهاند بهدستور شخص رسولالله بوده است، بدین ترتیب که جبرئیل به فرمان خداوند به ایشان خبرداده که فلان آیه را در فلان سوره قرار دهد و این در میان همة مسلمین اجماعی است.
دلایل ترکیب سورههای قرآن به دستور پیامبر(ص)
۱) از پیامبر اکرم(ص) روایاتی رسیده که در آنها صریحاً نام برخی از سورههایی آمدهاست که برخی از آنها در فضیلت قرآن یا آن سورة خاص صادر شده و برخی در بیان آثارو فواید تلاوت آن؛ مثلاً روایت است که رسول(ص) خدا فرمودند: «به جای تورات، هفتسورة بزرگ قرآن[طِوال]، به جای انجیل، سورههای مثانی و، به جای زبور، سورههایمئین را به من دادند و با سورههای مُفَصَّل بر دیگر پیامبران برتری یافتم.» نمونة دیگرروایات فراوانی است که دربارة سورة حمد از پیامبر اکرم(ص) رسیده است و این سوره را«فاتحةالکتاب» (آغاز کتاب) معرفی کردهاند که این خود گویای این حقیقت است کهقرآن نظمی کتابی داشته و این سوره هم شروع آن بوده است. در حدیثی از حضرتشآمده است که «مَن قَرَأَ فاتِحَةَ الکتابِ فَکَاَنَّما قَرَأَ التَّوراةَ وَ الاِنجیلَ وَ الزَّبورَ وَ الفُرقانَ.» (هرکس فاتحةالکتاب را بخواند گویا تورات و انجیل و زبور و فرقان را خوانده است.)
در حدیث دیگری از رسول خداست که «سورة بقره و آل عمران را بیاموزید، زیرا درروز رستاخیز آنها دو نور تاباناند و همانند دو قطعه ابر سپید یا دو پرده یا دو صف پرندگانِبال و پرگشاده نگهداشته، بر بالای سر آن که آنها را یاد گرفته است سایه میاندازند.» نیزفرمودند: «سورة هود و مانند آن[در برخی روایات دیگر سورة حاقه و واقعه و نبأ و غاشیه]پیرم کرد.» این قبیل روایات به روشنی میرسانند که سورههای قرآن در دوران زندگیپیامبر(ص) ترتیب داده شد و دست به دست میگشته و مردم آنها را به نام میشناختهاند.
۲) اینکه برخی سورهها با برخی حروف مقطعه آغاز گشته و برخی سورهها چنینآغازی ندارد نیز دلیلی است بر اینکه تجمیع و تنظیم سورهها خود بخشی از وحی بوده وشخص پیامبر آن را صورت داده است.
۳) اینکه خداوند فرموده: «سُورَةٌ اَنزَلناها» یا «فَأتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثلِهِ» یا «فَأتُوا بِسُورَةٍمِثلِه» یا «وَ اِذا اُنزِلَت سُورَةٌ ان امنوا بِالله» یا «فَأتُوا بِعَشرِ سُوَرٍ مُفتَریاتٍ» دلالت قطعیدارد بر اینکه بخشبندی و ترکیب سورهها و قراردادن هر آیه در مکانی از سوره بهفرمان پیامبر(ص) بوده است.
۴) از حدیث متواتر ثقلین، «کِتابَ اللهِ وَ عِترَتی…» نیز، معلوم میشود که قرآن در زمانخود پیامبر(ص) عنوان کتاب داشته است.
تا کنون سخن از ترکیب هر سوره بوده است؛ اما گرچه دربارة نظم و ترتیب بین سورههامحققان با یکدیگر اختلاف نظر دارند، قاطعانه باید گفت که ترتیب موجود در قرآن، مانندترتیب آیات یک سوره، توقیفی است و قرآن در زمان پیامبر اکرم(ص) و به دستور ایشانجمعآوری شده است؛ و نمیشود پذیرفت که مسئلهای با این اهمیت را پیامبر(ص) رها و بهدیگران واگذار کرده باشند. از ابن عباس روایت است که «خداوند همة قرآن را به ترتیبی کههماکنون در دست مسلمین است در شب قدر بر آسمان دنیا یکجا نازل کرد؛ و پس از آن، بهتدریج و به حسب احتیاج، بر پیامبر نازل گردید؛ و کسی که فکر کند به هنگام جمعآوریقرآن، چیزی از آن افتاده یا با مشورت و رأی کسی سورهها به هم پیوسته و منظم شده استبه خداوند دروغ بزرگی بسته است.»
اهل قرآن: تاجرانی پرسود و موفق
إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰) / ۲۹-۳۰ : فاطر
در حقیقت کسانی که کتاب خدا را می خوانند و نماز برپا می دارند و ازآنچه بدیشان روزی داده ایم نهان و آشکارا انفاِ میکنند به تجارتی امیدبسته اند که هرگز زوال نمی پذیرد تا خداوند پاداششان را بی کم وکاست به آنان عطا کند و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است.
کارگزاری و کارگشایی با قرآن
در میان گفتار معصومان:، شاهد موارد بسیار فراوانی از بیان خواص و آثار و فوایدمادّی و معنوی دنیوی و اخروی برخی آیات و سُورِ قرآن کریم هستیم. بعضاً دستورهاییهم در این باره به اصحاب خود دادهاند. علاوه بر این، سیرة شریف آن بزرگواران نیزمؤید وجود حقایق و آثاری در نوشتن و خواندن برخی آیات و سُور و انس با آنهاست.
در باب بینیازی و کارگشایی با قرآن کریم، بر اساس روایات حضرات ائمه:، بابیبه نام «آیاتالاستکفاء» گشوده شده و آن شش آیه و پاسخ آنهاست که تلاوت آنمحبوس (گرفتار و زندانی) و خائف (ترسان و مضطرب) و مدین (بدهکار) و مهموم(افسرده و غمزده) را کفایت میکند.
۱) «اَلَّذینَ اِذا اَصابَتهُم مُصیبَةٌ قالُوا اِنّا للهِ وَ اِنّا اِلَیه راجِعُون.» هر مصیبتزده و گرفتاریکه این جمله را بگوید رحمت و گشایش الهی او را فرامیگیرد؛ زیرا فرموده است:«اولئک عَلَیهِم صَلواتٌ مِن رَبِّهم وَ رَحمَةٌ وَ اُول’ـئِک هُمُ المُهتَدُونَ.»
۲) «اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعُوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایماناً وَ قالُوا حَسبُنَااللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ.» هر ترسان و هراسان و مضطربی که این جمله را بگوید، مانند اصحابراستین پیامبر(ص)، بی آنکه گزندی به او برسد، مشکلاتش به آسانی تبدیل میشود؛زیرا فرموده است: «فَانقَلَبُوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضوانَ اللهِ وَ اللهُذُوفَضلٍ عَظیمٍ.»
۳) «وَ ذَا النُّونِ اِذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیه فَنادی’ فِی الظُّلُماتِ اَن لا اِ’لهَ اِلاّ اَنتَسُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ.» هر مأیوس و محبوس و غمزدهای که این جمله رابگوید، مانند جناب یونس(ع)، خداوند او را پاسخ میگوید و از همّ و غم نجاتشمیدهد؛ زیرا فرموده است: «فَاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَیَّناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذ’لِکَ نُنجِی المُؤمِنینَ.»
۴) «وَ ایُّوبَ اِذ نادی’ رَبَّهُ اِنّی مَسَّنِیَ الضُّرُ وَ انتَ اَرحَمُ الرّاحِمینَ.» اگر کسی که بیماراست و گرفتاری و مشکلات او را احاطه کرده و از خاندانش دور افتاده این جمله رابگوید، مانند جناب ایوب(ع)، خداوند دعای او را مستجاب میکند و سختی را از اوبرمیدارد و خاندانش را به او بازمیگرداند؛ زیرا فرموده است: «فَاستَجَبنا لَهُ فَکَشَفنا مابِهِمِن ضُرٍّ و ‘اتَین’هُ اَهلَهُ وَ مِثلَهُم مَعَهُم رَحمَةً مِن عِندِنا وَ ذِکری’ لِلعابِدینَ.»
۵) «وَ اُفَوِّضُ اَمری اِلَیاللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرٌبِالعِبادِ.» هر فرد تنها و در محاصرة دشمنی که ازهر طرف تهدید میشود این جمله را بگوید، مانند مؤمن آل فرعون، خداوند او را ازنقشههای شوم و تهدیدهای دشمنش نگه میدارد و مخالفان او را گرفتار میکند؛ زیرافرموده است: «فَوَقاهُ اللهُ سَیّئاتِ ما مَکَرُوا وَ حاَِ بِآلِ فِرعَونَ سُوءُ العَذابِ.»
۶) «وَ الَّذینَ اِذا فَعَلُوا فاحِشَةً اَو ظَلَمُوا اَنفُسَهُم ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ منَ یَغفِرُالذُّنُوبَ اِلاّ اللهُ وَ لَم یُصِرُّوا عَلی’ ما فَعَلُوا وَ هُم یَعلَمُونَ.» هر مؤمنی که از سر غفلت وسهلانگاری گناه کوچک یا بزرگی مرتکب شود و فوراً استغفار کند و آن را با توبه جبرانکند و هرگز بر آن گناه اصرار نورزد خداوند مواهب معنوی (پذیرش توبه و شستشویدل) و مواهب مادّی را متوجه او میکند؛ زیرا فرموده: «اُولـئِکَ جَزاؤُهُم مَغفِرَةٌ مِن رَبِّهِم وَجَنّاتٌ تَجری مِن تَحتِها الاَنهارُ خالِدینَ فیها وَ نِعَم اَجرُ العامِلینَ.
فرجام شیفتگان آیات خدا: باغهای پرنهر و جاودانة بهشت
وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنْ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنْ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ (۸۳) وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنْ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِینَ (۸۴) فَأَثَابَهُمْ اللَّهُ بِمَا قَالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِینَ (۸۵) / ۸۳-۸۵ : مائده
و چون آنچه را به سوی این پیامبر نازل شده بشنوند، می بینی که بر اثر آن حقیقتی که دریافته اند اشک از چشمانشان سرازیر می شود. می گویند: پروردگارا، ما ایمان آورده ایم، پس مارا در زمرة گواهان بنویس. چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده ایمان نیاوریم و حال آنکه آرزو داریم پروردگارمان ما را با گروه صالحان [به بهشت ]درآورد؟ پس به سبب آنچه گفتند خداوند به آنها باغهایی از بهشت پاداش داد که از زیر[درختان] آن نهرها جاری است. در آن جاودانه می مانند، و این پاداش نیکوکاران است.
امام صادق(ع) دربارة فرجام نیک اهل قرآن فرمودند: «هر جوان مؤمنی که قرآن بخواند،قرآن با گوشت و خونش بیامیزد و خدای عزوجل او را با فرشتگان بزرگوار و نیکرفتارخود همنشین کند و قرآن در روز قیامت برای او پرده و مانعی از آتش باشد و گوید:پروردگارا، هر عملکنندهای به مزد کار خویش رسیده جز عملکنندة من. پسگرامیترین عطایای خویش را به او برسان.آنگاه خداوند نفوذناپذیر جبرانکننده دوجامه از جامههای بهشتی به او میپوشاند و بر سرش تاج کرامت و بزرگی نهاده میشود.سپس به قرآن گفته میشود آیا ما تو را دربارة این شخص خشنود کردیم؟ قرآن گوید:’پروردگارا، من برتر از این دربارة او میخواستم.آنگاه نامة امان [از دوزخ را] به دستراستش میدهند و فرمانِ ماندنِ همیشگی در بهشت را در دست چپش میگذارند وبدین ترتیب وارد بهشت میشود؛ پس به او گفته میشود: ‘قرآن بخوان و یک درجه بالابرو.سپس به قرآن گویند: آیا آنچه تو خواستی به او رساندیم؟ آیا تو را خشنودکردیم؟ و قرآن گوید: ‘آری.آنگاه امام صادق(ع) فرمودند: ‘هر کس قرآن را بسیاربخواند و با اینکه حفظ قرآن برای او دشوار است آن را به ذهن خود بسپارد، خدایعزوجل پاداش آن را دو بار به او خواهد داد.»
رسول خدا نیز در این باره فرمودند: «اِن اَرَدتُم عِیشَ السُّعَداءِ وَ مَوتَ الشُّهَداءِ وَ النَّجاةَ یَومَالحَسرَةِ وَ الظِّلَّ یَومَ الحَرورِ وَ الهُدی’ یَومَ الضَّلالَةِ فَادرَسُوا القُرء’انَ فَاِنَّهُ کَلامُ الرَّحم’نِ وَ حِرزٌ مِنَالشَّیطانِ وَ رُجحانٌ فِی المیزانِ» (اگر خواهان زندگی سعادتمندان و مرگ شهیدان و رهایی درروز حسرت و سایة در روز سوزان و هدایت در روز گمراهی هستید، قرآن را بیاموزید، زیراقرآن سخن خدای بخشنده و موجب حفاظت از شیطان و سنگینی ترازوی اعمال است).
حکایت ثقلین
اهل بیت عصمت و طهارت: نیز دوستان و محبان و تابعان و مطیعان خویش را، کههمان پیروان واقعی قرآناند، به فرجامی خوش و سرانجامی مبارک وعده دادهاند. درحدیث است که رسولخدا(ص)فرمودند: «اِذا کانَ یَومُ القِی’مَةِ اَمَرَ اللهُ جَبرَئیلَ اَن یَجلِسَ عَل’یبابِ الجَنَّةِ فَلا یَدخُلُها اِلاّ مَن مَعَهُ بَر’ءَةٌ مِن عَلِیِّ بنِ اَبی طالِبٍ.» (آنگاه که روز قیامتفرارسد، خداوند به جبرئیل فرمان میدهد که بر درِ بهشت بنشیند. پس هیچ کس واردبهشت نمیشود، مگر اینکه با او اجازهای از علیبن ابیطالب باشد.)
نیز حضرتش فرمودند: «آنگاه که روز قیامت فرا رسد و پل صراط بر روی زبانههایجهنم نصب شود، اجازة عبور از این پل را به کسی نمیدهند مگر اینکه به همراه خودنامة ولایت علی بن ابیطالب را داشته باشد.»


















